بانو پاییز خوش بحال مادرتون که یک دختر به خوبی و مهربانی شما داره که بفکرش هست که نگرانشه و برای خانه تکانی آخر سال میاد کمکش درود بر شما بانو
ایشالله سال دیگه یه سال خوب باشه پر از شادی و موفقیت برای شما بانوان فهیم ایرانی![]()
تشکرشده 11,395 در 3,444 پست
بانو پاییز خوش بحال مادرتون که یک دختر به خوبی و مهربانی شما داره که بفکرش هست که نگرانشه و برای خانه تکانی آخر سال میاد کمکش درود بر شما بانو
ایشالله سال دیگه یه سال خوب باشه پر از شادی و موفقیت برای شما بانوان فهیم ایرانی![]()
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
تشکرشده 1,605 در 532 پست
سلام دوستان.
من خوبم و پر از حال و هوای اسفند. سال بعد هم زندگی سختی های خودش رو خواهد داشت. اما اگر از همین لحظه ها استفاده ی خوبی نکنم پس زندگی رو هدر دادم.
پاییز جان اگر به کاری مجبوری، نگاهت رو عوض کن. مهم چیه؟ این که خوش بگذره. همین.
من سال تحویل رو خونه ی خودمون هستم و بعدش میریم شهرستان. برای همگی سال های خوبی رو آرزو می کنم.
شاد و سلامت و جراتمند باشیم. :)
توی سال جدید مراقب "کلمه ها" باشیم.
![]()
khaleghezey (سه شنبه 27 اسفند 92), واحد (یکشنبه 24 فروردین 93), میشل (سه شنبه 27 اسفند 92), zendegiye movafagh (چهارشنبه 28 اسفند 92), شیدا. (چهارشنبه 28 اسفند 92)
تشکرشده 1,605 در 532 پست
سلام مجدد.
نگرانی همیشگی قبل از رفتن به شهرستان کمی عصبی ام کرده. و زبون دلم تلخ شده. آماده ام که حرف های تلخ بزنم...
من هیچ حرف بیفایده ای نخواهم زد. حرفی که گوشت تلخی و کدورت بیاره نخواهم زد.من منفعل - پرخاشگر نمی خوام باشم. این همه گوشه و کنایه ی تلخ چه فایده ای داشتهتا حالا؟
جز ضرر و ناراحتی و دوری من و همسرم از همدیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب نگاه کن! یه زاویه دید خوب برای خودت در نظر بگیر... من خوشحالم. رابطه خوبی با همسرم دارم. میخوام خوشحالتر و خوشبخت تر باشم.
"خوش رو باش، مهربون باش و بذار کاری رو که میخواد انجام بده..." بچه ها این یه رمزه! یه دستورالعمل فوق العاده است! اینو فقط زن های فهمیده می فهمند!
کلمه ها رو زیاد خرج نکن. کمتر حرف بزن. اما خوب و بدون منظور و کنایه حرف بزن!!!
برای خوب گفتن، لازم داری زخم های دلت رو پاک کنی و یه جور دیگه به زندگی نگاه کنی.
ما همونطوری زندگی می کنیم که می خوایم.
جراتمندی
جراتمندی
جراتمندی
مهربانی و حفظ فاصله و استقلال![]()
khaleghezey (جمعه 01 فروردین 93), terme00 (سه شنبه 19 فروردین 93), واحد (یکشنبه 24 فروردین 93), میشل (چهارشنبه 28 اسفند 92), بابک 1369 (چهارشنبه 28 اسفند 92), دختر بیخیال (سه شنبه 19 فروردین 93), شیدا. (چهارشنبه 28 اسفند 92)
تشکرشده 6,911 در 1,649 پست
مثل ساعت های قبل از کنکور با خودت حرف میزنی.
اینقدر نگران نباش، درساتو بلدی...
راستی سلام...
هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...
khaleghezey (سه شنبه 19 فروردین 93), she (یکشنبه 10 فروردین 93), واحد (یکشنبه 24 فروردین 93), دختر بیخیال (سه شنبه 19 فروردین 93), شیدا. (چهارشنبه 28 اسفند 92)
تشکرشده 1,605 در 532 پست
سلام. سال نو همگی مبارک باشه.
من بالاخره غر و غر و ناراحتی رو اول عید راه انداختم. خیلی عصبی بودم. قرار بود 5 روز اول عید رو برم شهرستان و همزمان خانواده ام میومدن تهران و ما نبودیم.
این برای من که دلم واسشون یه ذره شده بود، سخت بود و زور داشت. 5 روز کنار اون ها، 5 روز تعطیلی در خدمت اونا.... این شد که رفتنی بحثمون شد. ولی سعی کردم به خودم مسلط باشم.
5 روز به خوبی مدیریت کردم. بعدش برگشتیم تهران و خانواده ام رو فقط یک روز مهمون کردم و بعدش با هم رفتیم عید دیدنی.
دلم برای مادرم تنگ میشه. اونا برگشتن که برن مسافرت.
دیشب آروم و یواشکی گریه می کردم که شوهرم فهمید و اومد دلداریم داد.
ولی منت نذاشتم. غر غر نکردم و سعی کردم به هر دومون خوش بگذره.
پدر و مادرش راضی هستند. شوهرم هم راضیه و میگه که تعطیلات خوبی بوده. پدر و مادر من هم از این که ما با هم خوبیم راضی هستن.
خب .... گور بابای من ناراضی!
البته من اظهار نارضایتی نمی کنم. بهش گفتم که بهم کنارش خوش گذشته و از اینکه کنارمه خوشحالم.
نمی دونم سردمه... یه چیزی سرده بینمون... نمی دونم... احساس می کنم یه چیزایی سر جای خودش نیست.گرمی و محبتی رو که می خوام توی چشماش و حالتش نمی بینم. نه با خودم و نه با خانواده ام. شایدم حساس شدم. شایدم دارم اشتباه می کنم...
چقدر کم حافظه ام... قبلن چطوری بود؟؟!! کاش بیشتر احساساتش رو بروز میداد که مجبور نمیشدم حدس بزنم.
- - - Updated - - -
باید کمی صبورتر باشم... اون عاشق من نیست ولی دوستم داره. زندگیش رو دوست داره. ولی وجهه ی خودش رو توی خانواده خراب شده میدونه فکر کنم. نمی دونم. زمان لازم دارم تا رفتارهام رو اصلاح کنم.
1. سرویس اضافه دادن ممنوع.
2. سست و مردد بودن ممنوع.
3. حرف اضافه و بی فایده ممنوع.
4. گوشه و کنایه ممنوع.
5. صبر. خونسردی. صبر. خونسردی.
6. قاطعیت و مهربانی.
7. رفتار درست، منطقی.
8. گیر دادن، حساس شدن، زوم کردن روی حرفاش ممنوع.
9. مخالفت اساسی تا اطلاع ثانوی ممنوع.
10. صحبت کردن تحت هر شرایطی راجع به خانواده اش ممنوع.
واحد (یکشنبه 24 فروردین 93), میشل (یکشنبه 10 فروردین 93), دختر بیخیال (سه شنبه 19 فروردین 93), زن امیدوار (شنبه 16 فروردین 93), شیدا. (یکشنبه 10 فروردین 93)
تشکرشده 1,605 در 532 پست
سلام دوستان.
تمام مواردی که می خواستم رعایت کردم. تعطیلات خوبی داشتم تا آخرش.
فقط یه اشتباه داشتم. باهاش دردودل کردم... راجع به اینکه چقدر دلم برای مادرم تنگ میشه و چقدر اذیت میشم که نمی تونم ببینمش طی سال و چقدر دلتنگش میشم و این حرفها.
اون موقع دردودل همه چی خوب بود اما بعدش ... حالا هر روز به جای یه دفعه دو دفعه به مادرش زنگ میزنه!!!!!!
همین.
و دوم اینکه یکم به حالات و حسش وابسته شدم. دیروز مهربون نبود، منم حالم گرفته شده بود.این وابستگی عاطفی منو از زندگی میندازه.
1. وابستگی عاطفی ممنوع.
2. به خودم باید برسم یه کم.
3. درد دل هم که کلن مممممممممممممممممممنوع.
khaleghezey (سه شنبه 19 فروردین 93), terme00 (سه شنبه 19 فروردین 93), فرشته مهربان (سه شنبه 19 فروردین 93), واحد (یکشنبه 24 فروردین 93), میشل (پنجشنبه 21 فروردین 93), دختر بیخیال (سه شنبه 19 فروردین 93), شیدا. (سه شنبه 19 فروردین 93), صبا_2009 (سه شنبه 19 فروردین 93)
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
khaleghezey (سه شنبه 19 فروردین 93), she (چهارشنبه 20 فروردین 93), فرشته مهربان (سه شنبه 19 فروردین 93), واحد (یکشنبه 24 فروردین 93), میشل (پنجشنبه 21 فروردین 93)
تشکرشده 1,605 در 532 پست
سلام شیدای عزیز،
بله حق با شماست. منظور بدی نداره و قصدش اذیت کردن من نیست.... فقط داره مثل آینه عمل می کنه!
------------------------------------------------
ببین من توقع داشتم وقتی تنهایی و دلتنگی منو می بینه کاری برام بکنه، بهم بگه بیا به مامانت زنگ بزن مثلاً!! یا هر حرف و قولی که من ناراحت رو بخواد خوشحال کنه. ولی اون داره از من و دلتنگی من تقلید می کنه!!!!
.
دیروز هم می گفت خواب پدربزرگش رو دیده. نمی خواد من رو اذیت کنه ولی از وقتی راجع به مادربزرگ مرحومم(مادر مادرم) گفتم اون هم خواب پدربزرگ مرحومش رو می بینه و میگه که اونم دلش تنگ شده و ....
خب شوهر من همینجوری هم به اندازه کافی به اونا وابسته هست.
.
دوستی داشتم که می گفت وقتی پریود میشم و کمرم درد میگیره، شوهرم هم اظهار کمردرد میکنه.
.
حالا منم همچین وضعی دارم. اون مثل آینه عمل می کنه نه مثل یه همدل و همراه. می دونم که البته میشه و می تونم از این خاصیت به نفع زندگیم استفاده کنم. یعنی. یه کاری رو انجام بدم که میخوام اون هم انجام بده!!!!
مثلاً وقتی ناراحت و دلخورم نمیاد بپرسه چی شده بلکه اون هم ادای ناراحتی و دلخوری رو درمیاره تا من برم از دلش دربیارم!!!!
--------------------------------------
اینو من می دونستم. فقط موقع دردودل کردن اینبار یادم رفته بود.
--------------------------------------
این مدل دردودل کردن من رفتار "منفعلانه" نبود. اما این که انتظار داشته باشم اون بدون درخواست واضح من کاری برام بکنه، یه توقع "منفعلانه" است.
خودم رو به خاطر اون دردودل می بخشم. اما دوباره تکرارش نمی کنم. اگر دوباره دلتنگ شدم، خودم سعی می کنم جور دیگه ای حال خودم رو خوب کنم.![]()
ویرایش توسط she : چهارشنبه 20 فروردین 93 در ساعت 13:38
khaleghezey (چهارشنبه 20 فروردین 93), paiize (شنبه 23 فروردین 93), میشل (پنجشنبه 21 فروردین 93), yasna1990 (چهارشنبه 20 فروردین 93), zendegiye movafagh (چهارشنبه 20 فروردین 93), دختر بیخیال (چهارشنبه 20 فروردین 93), شیدا. (چهارشنبه 20 فروردین 93)
تشکرشده 6,659 در 1,532 پست
سلام دوست عزیز.
دقیقادرکت میکنم.این مردهاواقعا مثه بچه های 5ساله میمونن.شایدهم 3ساله!!!
من ازترس همین اخلاق شوهرم تاحالا جرات پیدانکردم واسه یکی ازاعضای خانوادم چیزی بخرم.بااینکه آرزوداشتم بدون مناسبت یه چیزی بگیرم.اما همیشه گذاشتم موقع مناسبتها که واسه هردوخانواده بگیریم.یا مثلا حرف احترام گذاشتن وبقیه چیزها....موردزیادهست. اگه من یاد داییم بیفتم اونم یادش میفته!!!
عمر که بی عشق رفت
هیچ حسابش مگیر...
khaleghezey (چهارشنبه 20 فروردین 93), yasna1990 (چهارشنبه 20 فروردین 93), دختر بیخیال (چهارشنبه 20 فروردین 93)
تشکرشده 145 در 59 پست
سلام she...
من ازوقتی به همدردی اومدم تایپیک های شمارو دنبال میکنم وروحیه وتلاش شما بهم انرژی میده
شاید پستم اسپم محسوب بشه ولی اینقدر تعجب کردم که خیلی دوست داشتم یه چیزیو بگم
شوهر من هم دقیقا همینطوره هرکاری میکنم عینا تکرارمیکنه.حتی رابطش با مامانش خیلی خوب نبود ولی وقتی دید من چقدر برا مامانم احترام قایلم و... دقیقا همون کارهارو در رابطه با مامانش انجام میده...البته خوشحالم که رابطش با مامانش درست شد
حتی گاهی بعضی وقتا کاریو که میخوام (حالا تو هر زمینه ای) انجام نمیدم چون میدونم اونم میخواد بعدش انجام بده....
فکر میکردم فقط شوهر خودم اینجوریه....عجب موجوداتی هستن مردها!!!!!!!!!!
اگه متوجه شدی چه طور میشه این رفتارشون رو کنترل کرد بیا اینجا هم بگو.ممنون.![]()
ویرایش توسط yasna1990 : چهارشنبه 20 فروردین 93 در ساعت 19:16
khaleghezey (چهارشنبه 20 فروردین 93), paiize (شنبه 23 فروردین 93), دختر بیخیال (چهارشنبه 20 فروردین 93)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)