به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 27 , از مجموع 27

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 خرداد 94 [ 01:09]
    تاریخ عضویت
    1394-2-08
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    555
    سطح
    11
    Points: 555, Level: 11
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 17 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آقاي سوشيانت ممنون كه پاسخ داديد.
    فقط ميگيد برگرد. خوب بهم بگيد چطوري به خانوادم بگم و اونا رو قانع كنم؟ بالاخره اونا هم حق دارن. احتمال ميدم شما كل تاپيك منو نخونده باشيد و فقط پست آخرمو خونديد.

    چطور پدر و مادرمو راضي كنم؟

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 23 مهر 95 [ 01:57]
    تاریخ عضویت
    1393-12-09
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    96

    تشکرشده 225 در 103 پست

    Rep Power
    39
    Array
    خیلی ببخشید خانم یاری خواه
    به نظرم دیگه داری اذیت میکنی
    شما همسر اون آقا هستی وظیفت احترام گذاشتن به خواست همسرته. ولی شما عین بچه ها هنوز منتظر اجازه از پدر و مادرتی.
    همسرت اگر هم نیاد دنبالت صد دفعه بهت زنگ زده که بیا خوب این چه فرقی میکنه با حرفی که شما دفعه پیش زدی خودت بهش حق بده نیاد دنبالت ولی بنده خدا تلفنی میگه بیا
    همین الان حاضر شو دست پدر مادرتو ببوس و بگو همسرمه و ازم خواسته برگردم شما قابل احترامید ولی من همسرم دوست دارم. دارم میرم تا زندگیمو بسازم


    هر چند که شما بازم کار خودتو میکنی باز میای اینجا می گی چطوری برم
    ببخشید که تند رفتم از دستت عصبانی شدم

  3. کاربر روبرو از پست مفید عاشق خانواده تشکرکرده است .

    ياري خواه (شنبه 02 خرداد 94)

  4. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    سلام خانم یاری خواه...قهر مال اونیه که همه ارتباطش روباشوهرش قطع کردخ باشه
    شما که هرروزباهاش درتماسی

    به نظرم باخوبی باخانوادت صحبت کن...ازشون بخواه کمکت کنن.
    حتی اگه بشه به پدرت پیشنهاد بده خودش باهاش تماس بگیره وبگه دخترم میگه شما ازش خواستی برگرده....بهش بگه دوست داشتم اینجا بیای تادوتا کلمه حرف مردونه بزنیم....یابگه یه قراری باهم میزاریم...

    اگه پدرت راضی نشد بگو اون خجالت میکشه...
    عزیزم اشکال نداره یکی ازخودگذشتگی کنه واسه به هم نریختن یه زندگی...
    شوهرت بااین مخالف نیست که برگردی اتفاقا خیلی هم راغبه...پس اون هم میخواد اما شاید واقعا خجالت بکشه یاغرورش اجازه نده...بالخره اون هم مرده..

    اگه پدرت اصلا راضی به این تماس نشد باخوبی واحترام ازش بخواه اجازه بده برگردی

    درضمن خانم یاری خواه وقتی برگشتید خیلی کارها هست که باید انجام بدی...اینطور که معلومه شماازخانوادت واسه شوهرت یه کابوس درست کردی!!!!!
    امیدوارم بعدش حتما بیای ودراین زمینه مشاوره بگیری
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  5. کاربر روبرو از پست مفید paiize تشکرکرده است .

    ياري خواه (شنبه 02 خرداد 94)

  6. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 خرداد 94 [ 01:09]
    تاریخ عضویت
    1394-2-08
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    555
    سطح
    11
    Points: 555, Level: 11
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 17 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم عاشق خانواده و پاييزه عزيز ممنونم كه بازم بهم سر زديد و نظرتون رو گفتيد.
    ميدونيد خودمم خيلي دوست دامر برگردم خونه. خودمم از اين وضع خسته شدم. تو فكر همسرمم هستم كه يك ماه تنها تو خونه هست. تصميم گرفتم با خانوادم صحبت كنم و اونا رو متقاعد كنم اما دوباره ترس افتاد تو دلم. از كتكاش. نميخوام رفتنم احساسي و از فرط خستگي و ناچاري باشه.
    چهار روزه كه اشتراك آزاد گرفتم و مشكلمو مطرح كردم اما هنوز پاسخي دريافت نكردم.
    آيا راهي داره كه زودتر پاسخمو بگيرم؟

  7. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 23 مهر 95 [ 01:57]
    تاریخ عضویت
    1393-12-09
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    96

    تشکرشده 225 در 103 پست

    Rep Power
    39
    Array
    سلام خانم ياري خواه
    خوش حال مي شيم بدونيم شما بالاخره رفتيد خونتون؟

  8. کاربر روبرو از پست مفید عاشق خانواده تشکرکرده است .

    ياري خواه (دوشنبه 11 خرداد 94)

  9. #6
    Banned
    آخرین بازدید
    جمعه 15 شهریور 98 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1393-10-23
    نوشته ها
    198
    امتیاز
    5,315
    سطح
    46
    Points: 5,315, Level: 46
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 247 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عجب داستانی شده!
    واقعا شوهرت صبوره! بخدا من بودم تا الان سه طلاقه کرده بودم!
    احترام خونوادت شدیداواجبه اما اولویت زندگی تو شوهرته. چرا بآید از خونوادت بترسی?
    به پدر مادرت بگو با شوهرم صحبت کردم و همین الان برمیگردم چون دلم براش تنگ شده و از طرف دیگه اون مَردمه نباید غرورش جریحه دار بشه خودمم نمیخوام بیاد دنبالم همین که زنگ میزنه یعنی براش مهمم.
    و بعد هم بدون بحث با پدر مادرت یا توضیح بیشتر برو خونه و یه شب خوب رو برای شوهرت بساز تا شعله زندگیتون دوباره روشن و به مرور این سردی تبدیل به گرمی بشه.
    پاشو برو همین الان دختر جان پاشو!

  10. کاربر روبرو از پست مفید سوشیانت تشکرکرده است .

    ياري خواه (دوشنبه 11 خرداد 94)

  11. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آبان 98 [ 15:44]
    تاریخ عضویت
    1394-2-20
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    3,492
    سطح
    36
    Points: 3,492, Level: 36
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    من هم خواهرم مشکلی تقریبا عین شما داشت و ما انتظار داشتیم واقعا شوهرش بیاد یه احترامی به ما بزاره و خواهرم جایگاهش به مراتب بهتر بشه
    اما وقتی رفت باور کنید فهمیدیم اونقدر هم این موضوع ارزش نداشته
    لطفا خواهر گلم به حرفای من توجه کن
    1: با خودت فکر کن ببین چفدر به زندگیت دل بستی و امید انگیزه داری بری درستش کنی با تموم سختیا ؟
    2: دو راه حل منطقی داره ، یک اینکه خواهش کنی به خاطر عشق و علاقه که واقعا داری به عنوان یه راز از شوهرت بخوای بیاد با یه گل و تو هم قول جبران یه موضوع و یه خواسته رو بهش بدی
    و راه حل دیگه اینه که به خانواده ات بگی خیلی با من صحبت کرده و امید داده قول داده من میخوام به خاطر زندگیم و شما که دوست ندارم روزای ناخوشی منو ببینید و حرف مردم و بلاخره شما هم خوشبختی منو میخواید اجازه بدین برم خونه در این شرایط میتونید با شوهرتون صحبت کنید که من بابام میارتم یا داداشم و از اونا بخواید بجای کینه و ناراحتی، با بزرگ منشی و رفتار بزرگونه بزرگی خودشونو به همسرتون نشون بدن و بخوان که قدر این زندگی زیبا مشترک رو بهتر بدونه و دعای امیدواری کنن که روزهای آینده هم شما هم همسرتون متوجه اشتباهاتتون تو این یه ماه دوری شده باشید و برای حل و فصلشون تلاش کنید

    ولی خواهش دارم قبل از رفتن و شروع دوباره با خودت صادق باش و بدون برای چی چقدر و تا کی می خوای تلاش کنی ، سپس با تمام انگیزه و امیدت محبت و عشق بی دریغ شروع کن

  12. کاربر روبرو از پست مفید amir-salatin تشکرکرده است .

    ياري خواه (دوشنبه 11 خرداد 94)


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.