به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 31
  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 10 مرداد 92 [ 11:02]
    تاریخ عضویت
    1392-5-10
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    6
    سطح
    1
    Points: 6, Level: 1
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    3

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام هستی خانوم این مطلب رو با جستجو در همین سایت پیدا کردم. فکر کنم کمی بدردتون بخوره:
    باورهای غیر منطقی:
    وقتی در ذهن خود قوانین و مقرراتی ببافید( که ممکن است به خاطر تجربیات شخصی، تربیت محیط یا .... باشد) آنگاه باورها برای شما مشکل ایجاد می کند ؛ نه همسر شما.وقتی شما در ذهن خود برای همسرتان مقرراتی تصویب می کنید، و خودتان نیز اجرا می کنید، دچار مشکل می شوید. او همسر شماست با افکار و احساسات و رفتاری متفاوت .حداقل چند باور غیر منطقی عبارتند از:
    1 – همسر من باید روابط با والدینش را با من هماهنگ کند.
    2 – هر روز باید او را ببینم
    3 – تنهایی ام را فقط با همسرم باید پر کنم
    4 – نباید مسئولیت هایی که در مورد خانواده اش احساس می کند انجام دهد، مگر من اجازه بدهم
    5 - اگر همسرم این قوانین بالا را انجام نداد با او دعوا و قهر می کنم تا به نتیجه برسم.

    انسانها به مهارتهای ارتباطی و مهارتهای زندگی بیشتری برای خوشبخت شدن نیاز دارند.در واقع ، خاصیت ایجاد مشکل از مشکل داشتن حادتر هست. چون اگر مشکل وجود داشته باشد با توصیه ای امکان حلش هست، ولی اگر عادت به مشکل سازی داشته باشید ، هر مشکلی را که حل کنید ، مشکل دیگر بلافاصله خودش را نشان خواهد داد.
    چنانچه می خواهید همسرتان نیز دچار مشکل نشود( وابستگی افراطی به خانواده اش و فراموش کردن وظایف همسری نسبت به شما)، بهترین کار اینست که چسب بین خودتان و همسرتان را زیاد کنید، یعنی با مهارتهای ارتباطی قویتر، رفتارهای صحیح و از همه مهمتر احساسات بی غل و غش مانند آهنربا او را جذب کنید. در غیر اینصورت درگیری و دعوا منجر به هل دادن او به طرف خانواده اش و دوری از شما می گردد.

    بدترین حالت برای انسان تعارض است. وقتی نحوه برخورد شما با همسرتان به نوعی است که مهر مادری او در برابر عشق همسریش قرار می گیرد او با تعارض شدیدی روبرو می شود که منجر به رفتارهای نامطلوب در او می گردد و در پی آن احساسات نادرستی در او شکل می گیرد. شما باید نحوه برخورد خود را به نوعی تنظیم کنید که ایشان، شما و مادرش را در یک مسیر ببیند.
    ویرایش توسط hamid2013 : پنجشنبه 10 مرداد 92 در ساعت 11:02

  2. کاربر روبرو از پست مفید hamid2013 تشکرکرده است .

    hasti25 (پنجشنبه 10 مرداد 92)

  3. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 اسفند 92 [ 19:28]
    تاریخ عضویت
    1392-5-09
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    775
    سطح
    14
    Points: 775, Level: 14
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    57

    تشکرشده 25 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آره آقا حمید منم به این موضوع اشاره کردم فکر کنم این موضوع دقیقا حال منه.
    جایی که اشاره کردم فکر میکنم توقع من از همسرم زیاده برای همین زود ناراحت میشم و...
    ممنون بابت کمکهاتون
    بازم منتظر هستم. لطفا بهم راه حل بدین تا بتونم کم کم رفتارم رو درست کنم. وچطور توقعم رو کم کنم؟؟ یعنی شدنیه؟ خیلی نگرانم...
    و هم اینکه در مورد این مشکل الان هم کسی نظر بده که من زیاد حساس شدم یا اون ... چیکار کنم که تلاش کنه واسه عروسی ... یعنی چون فکر میکنه آرامشی کنار من نداره دوست نداره فعلا عروسی رو بگیره و زیاد جدی نیست؟؟

    سعی کنین با رفتار خوبتون باعث بشین بیشتر از پیش دوستتون داشته باشه و برای ازدواج تمام تلاششو بکنه و این فقط وقتیه که احساس کنه در کنار شما آرامش میگیره نه اینکه سوهان روهش بشین !! با این وضعیت فکر نمیکنم زیاد به عروسی علاقه نشون بده...
    ویرایش توسط hasti25 : پنجشنبه 10 مرداد 92 در ساعت 11:25

  4. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 اسفند 92 [ 19:28]
    تاریخ عضویت
    1392-5-09
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    775
    سطح
    14
    Points: 775, Level: 14
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    57

    تشکرشده 25 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام امروز همونطور که بهتون قول داده بودم سعی کردم که خوب رفتار کنم و خیلی جاها که بهش برمی خورد و جبهه می گرفت و منم همینکارو می کردم و دعوامون میشد، من کوتاه اومدم. بعد که داشتیم حرف میزدیم در مورد من گفت تو قبلا مهربون بودی ولی الان خیلی مادرانه رفتار می کنی و خیلی جوش می زنی و من بهش گفتم مثلا برام مثال بزن ولی اون گفت الان حضور ذهن ندارم و امروز رفتارت خیلی خوب بود و گفت من ناراحتم، گفتم چرا؟؟ گفت چون تصمیم گرفته بودم اینطوری دیگه باهات رفتار نکنم(منظورش مهربون بود) ولی تو با این رفتارت باعث شدی که من باز اینطوری رفتار کنم.(فکر کنم چون بهش گفتم نمیتونم بزرگتر از خودم فرضش کنم فکر می کنه دیگه نباید با من مهربون باشه و برای همین این تصمیم رو گفته بود)
    امروز بهم گفت میخوام رابطتو با خانواده من بیشتر کنی تا از الان با رفتاراشون آشنا بشی و بعدا یه دفعه تو اون محیط قرار نگیری و مشکلی پیش نیاد. منم هرچی گفت سعی کردم منطقی فکر کنم و قبول کردم. و این باعث شد کمی اعتماد به نفس بگیره و باور کنه که من همیشه باهاش مخالف نیستم و به حرفاش و تصمیماش احترام میذارم.
    از کمک همتون ممنون. ولی هنوز در مورد کار باهاش حرف نزدم، حرفش پیش اومد ولی موقعیت مناسبی نبود و اون از دستم ناراحت بود که تو فقط حول همین محور میچرخی ، حرف میزنی میزنی تا آخر بازم به این اشاره کنی، واسه همین منم کلا بیخیال شدم.
    بازم کمکم کنین، خواهش میکنم من واقعا میخوام خودمو تغییر بدم و کاری کنم شوهرم به زندگیش علاقه مند بشه و تلاش کنه!!

  5. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 تیر 94 [ 05:14]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    284
    امتیاز
    3,610
    سطح
    37
    Points: 3,610, Level: 37
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    517

    تشکرشده 294 در 168 پست

    Rep Power
    42
    Array
    وقتایی که از دستش عصبی میشی و از عصبانیت در حد انفجاری قبل از اینکه بهش زنگ بزنی اسمس بدی یا هر برخوردی باهاش داشته باشی تمرکز کن و از عدد 20 تا 1 رو معکوس بشمار . اونوقت یه نفس عمیق بکش و اگه اون مسئله واقعا ارزش ناراحت کردن همسرتو نداره سعی کن اصلا درموردش حرف نزنی

    منم توی عقد دقیقا رفتارم مثل رفتارشما بود با همسرم و خیلی اشتباه بود چون با این گیرهای الکی و عجله برای ازدواج فرصت شناختش رو از دست دادم و بعضی لحظات که میتونست بهترین لحظاتمون باشه شد بدترین ها.

    به این فکر کن که نبودن هاش و کم بودن هاش بلخره تموم میشه و فقط خاطرات بد توی ذهن دوتاتون میمونه . بعضی مسائل واقعا ارزش دلخوری ایجادکردن رو نداره
    ویرایش توسط ساحل75 : جمعه 11 مرداد 92 در ساعت 23:47

  6. کاربر روبرو از پست مفید ساحل75 تشکرکرده است .

    hasti25 (شنبه 12 مرداد 92)

  7. #25
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 20 مهر 92 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    145
    سطح
    2
    Points: 145, Level: 2
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام هستی جان شما باید سعی کنید کمی آروم با همسرتون برخورد کنید نیش وکنایه نزنید بهش شخصیت بدید مردا دوست دارن مورد قبول همسرشون قرار بگیرند تو ذهنت رهاش کن تا بتونه برمشکلاتش غلبه کنه وبا رو گشاده ودلی آروم به سوی تو بیاد ببخش وهرروز این جمله هارو پیش خودت بگو که همسر من به زودی امکاناتی فراهم میکنه که عروسیمون سر بگیره بسپارش به خدای مهربا ن اون کمکتون میکنه موفق باشید

  8. کاربر روبرو از پست مفید asena83 تشکرکرده است .

    hasti25 (یکشنبه 13 مرداد 92)

  9. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اسفند 92 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1392-5-10
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    622
    سطح
    12
    Points: 622, Level: 12
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    65

    تشکرشده 40 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ببخشی سوالمو اینجا میپرسم من تازه عضو شدم و نمیدونم چیجوری پستایی که قبلا گذاشتم و جوابایی که دادمو پیدا کنم 2ساعته میگردم اما نمیتون پیدا کنم لطفا راهنمایی کنید

  10. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 اسفند 92 [ 19:28]
    تاریخ عضویت
    1392-5-09
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    775
    سطح
    14
    Points: 775, Level: 14
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    57

    تشکرشده 25 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ساحل جون
    این راه حلتونو که از 20 تا 1 بشمارم رو انجام دادم ولی تو اون لحظه اینقدر حالم بد میشه که بعدش که فکر میکنم آیا ارزش ناراحتیه همسرمو داره یا نه؟؟ میگم آره داره من اینقدر زجر بکشم و اشکمو در میاره ولی اون اصلا انگار نه انگار!!! راستش خیلی دوستش دارم ولی با این رفتارام و خودخواهی-هام دارم از دستش میدم.
    مشکل الانمو چیکار کنم؟؟ اینکه واسه آیندمون هیچکاری نکرده؟؟ یعنی چون تو زندگی بهش آرامش نمیدم نمیخواد باهام ازدواج کنه؟؟؟

  11. #28
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 تیر 94 [ 05:14]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    284
    امتیاز
    3,610
    سطح
    37
    Points: 3,610, Level: 37
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    517

    تشکرشده 294 در 168 پست

    Rep Power
    42
    Array
    باید تو انقدر براش آرامش بخش باشی که برای کنارت بودن لحظه شماری کنه

    شاید کمی بافاصله بودن هم بهتون کمک کنه . اجازه بده اون دلش تنگ بشه و برای دیدنت بیاد نه اینکه خودت همش پیش قدم باشی

    من دقیقا مثل شما بود حالاتم برای همینم میگم که فرصت هاتون میسوزه . برای اینکه به خودش یه تکونی بده خونوادت با خونوادش در مورد عروسی و اینا صحبت کنن و بگن زمان عقد طولانی شده و برای ما خوب نیست و تکلیف دخترمونو زودتر مشخص کنید شاید جواب بده

  12. کاربر روبرو از پست مفید ساحل75 تشکرکرده است .

    hasti25 (سه شنبه 15 مرداد 92)

  13. #29
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 اسفند 92 [ 19:28]
    تاریخ عضویت
    1392-5-09
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    775
    سطح
    14
    Points: 775, Level: 14
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    57

    تشکرشده 25 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی ساحل عزیزم، باشه من به خونوادم میگم که با خانواده همسرم صحبت کنن و بگن که زودتر عروسی رو بگیرن، ولی فکر نمیکنی اینطوری اونا فکر میکنن ما عجله داریم؟؟ آخه یکم هم اخلاقشون با ما فرق داره.
    البته فکر کنم باید در مورد اینکه همسرم هیچکاری واسه آینده نکرده هم ابراز نگرانی کنن، نه؟؟ تا یا ببینیم خونوادش چی میگن.
    ویرایش توسط hasti25 : سه شنبه 15 مرداد 92 در ساعت 01:12

  14. #30
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 تیر 94 [ 05:14]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    284
    امتیاز
    3,610
    سطح
    37
    Points: 3,610, Level: 37
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    517

    تشکرشده 294 در 168 پست

    Rep Power
    42
    Array
    من فکر نمیکنم عجله کردن باشه. با توجه به اطلاعاتی که دادی باید دو سه سال از باهم بودنتون گذشته باشه . این زمان کمی نیست .

    مادرتون با هر زبونی که میدونه که جنبه بدی هم نداشته باشه از خونوادش بخوان که یه جلسه بذارن برای روشن شدن تکلیف دخترشون!

    یا اینکه یجوری گوشی رو بدین دست خونواده همسرتون که دیگه باید به فکر باشن

    بلخره همین الانم که برای مقدمات آماده بشید یک سال طول میکشه . یک طرف این رابطه شماهستید و نباید خودخواهانه تصمیم بگیره . ضمن اینکه اکثر اختلافات الکی و دعواهای سر هیچی مربوط به طولانی شدن دوران عقد میشه که ضربه میزنه به هر دوطرف و باعث حساسیت هاشون میشه که ترکش هاش تا ازدواج هم ادامه پیدا میکنه

  15. کاربر روبرو از پست مفید ساحل75 تشکرکرده است .

    hasti25 (سه شنبه 15 مرداد 92)


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. کمک کنید کامل خودمو عوض کنم و تیپم و رویه ام عوض کنم
    توسط مینای سخن گو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 شهریور 94, 07:57
  2. دعوای مادر شوهر - چطور با مادر شوهرم کنار بیایم (دخالت های مادر شوهر)
    توسط عسلک در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: جمعه 29 دی 91, 23:48
  3. دعواهای همیشگی وحل نشدنی
    توسط ghamar در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آبان 91, 00:32
  4. عواملی که موجب پایان یک رابطه می شوند
    توسط keyvan در انجمن سایر مقالات ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 10 شهریور 91, 23:56
  5. نامزدم عوض شده !
    توسط melisaa در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: پنجشنبه 19 آبان 90, 13:31

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.