به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 63

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 01 فروردین 94 [ 05:19]
    تاریخ عضویت
    1393-6-12
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    725
    سطح
    14
    Points: 725, Level: 14
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 72 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط M.S.H نمایش پست ها
    1.ایشون چهره خوبی داره اما وقتی جشماش رو درشت میکنه شبیه انیمیشن میشه /....
    اگر سطح فکر بقیه ی دختر خانم ها هم این باشه باید گفت که خدا به پسرها رحم کنه.

  2. 2 کاربر از پست مفید nikon تشکرکرده اند .

    M.S.H (یکشنبه 12 بهمن 93), واحد (شنبه 11 بهمن 93)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    ساشا جان انتخاب همسر کلا برای این نیست که شما براش افتخار کنید یا بین دوستاتون پز بدید . با کلمات قلمبه سلمبه هم زندگی نمیچرخه . کلا ادمی لازمه که بتونی یه عمر باهاش زندگی کنی . غیر معتاد و مسئولیت پذیری هم میتونه جزئ اولین محاسن باشه . برای بوس کردن هم علاقه فی مابین لازمه و به قیافه و بقیه چیزها نیازی نیست . مائده جان فکر میکنم از همین اول بدون دخالت شما اگه خواستگاری رسمی انجام بگیره بهتره و مادرت راضی تره . مادرها معمولا با بریدن و دوختن خودسرانه بچه ها مخالفن .

  4. 4 کاربر از پست مفید واحد تشکرکرده اند .

    M.S.H (یکشنبه 12 بهمن 93), sasha (یکشنبه 12 بهمن 93), هم آوا (یکشنبه 12 بهمن 93), اقای نجار (چهارشنبه 13 اسفند 93)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 05 اردیبهشت 94 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1393-11-04
    نوشته ها
    59
    امتیاز
    1,463
    سطح
    21
    Points: 1,463, Level: 21
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered1000 Experience Points
    تشکرها
    197

    تشکرشده 103 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همگی و ممنون از نظراتتون ....
    کیتی عزیز ... داستان اونا خیلی پیچیدست و خودم ته راه رو روشن نمیبینم ... چون با وجود مخالفت سرسخت 2 خانواده ماهم بعدا به مشکل میخوریم ..

    آقا سعید عزیز ... ما که اون روز رفتیم سرای سنتی اصلا قلیون نکشید گفت من به خاطر ورزشم نمیکشم و دوست ندارم شماهم بکشی اما بازم خودتون میدونید ... مشروبم گفت سه چهاربار بیشتر نخوردم حالا راست و دروغش رو نمیدونم ... حلال حروم و مسئولیت پذیریش رو که فکر میکنم از روی کارش میشه متوجه شد و گفت من و برادرام از بچگی رو پای خودمون وایسادیم و از خانواده کمک ندیدیم و کمک کردیم .... بقیه مسائل هم در جریان نیستم خودش که میگفت من 6 صبح تا 6 شب سرکارم بعدشم باشگاه و خونه ...

    ساشای عزیز ... بیشتر از حرف مردم بطن زندگی خود ادم مهمه چه فایده مردم بپسندن و تو زندگی واست یه هیولا باشه ... ظاهر مهمه اما نه به قدری که پاک بودن رو در نظر نگیریم ... واقعا ساشا من به این نتیجه رسیدم هرکی یه عیبی داره ... ایشالله که توام خوشبخت بشی عزیزم منم خودم شوهر دوستام رو میبینم اولش شاید مثلا با خودم بگم ای دماغش کج لاغره فلان اما یکم برخورد میکنم باهاش خوب و مهربون باشه دیگه چهرش جلب توجه نمیکنه ..

    نیکون جان دختریم دیگه به هرحال یه ایراد الکی هم شده باید بگیریم
    هیکلش خیلی بزرگه نسبت به من فکر کن یه روز عصبی بشه منو فوتم کنه تا قم شوت شدم

    واحد جان قرار شد دوستم و شوهرش و بچش یا بیان خونمون یا بریم بیرون که با مامانم حرف بزنن اما اونا که اخلاق مامانم دستشون نیست
    اما نمیدونم این کار هم درسته یا نه که دوستم ز بزنه ....

    آقا سعید ممنون از راهنمایی های پر محتوات منتظر نظرات بعدیت هستم ...
    راستی گفتن بعد ازدواج قصد دارید برید سرکار منم گفتم به هرحا استقلال مالی خوبه و اینا خخخخ حالا تو دلم میگفتم من از خدامه بشینم خونه ناخن سوهان بکشم بعد گفتم یه کار نیمه وقت باشه میرم ... گفت اگه 2 نفر برن سرکار 2تاییشون خسته میشن کمتر واسه همدیگه وقت میذارن و از این حرفا ...
    دوستم گفت مدرک دانشگاهی خریده به نظرتون به مامانم بگم که خودش گرفته تا گیر نده؟؟؟؟
    بازم از همگی ممنونم و منتظر نظرات خوبتون هستم ...

  6. کاربر روبرو از پست مفید M.S.H تشکرکرده است .

    parsa1400 (سه شنبه 14 بهمن 93)

  7. #4
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    همین خاستگار مدرک خریده؟به کسی که چنین کاری انجام می ده چی می گن؟ارجاعت

    می دم به اون پستی که مدیر در مورد امتحان بهت گفت.


  8. کاربر روبرو از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده است .

    هم آوا (یکشنبه 12 بهمن 93)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    144
    Array
    سلام مائده جون

    در مورد مامانت خودت قلقشو بهتر بلدی دیگه.ببین چطوری باهاش حرف بزنی بهتره.از در احساسات وارد شو یا نمیدونم قاطع صحبت کن.

    فقط بهش بگو که تو هم مثل خیلیهای دیگه نیاز داری ازدواج کنی و برات اخلاق و شخصیت طرف از همه چیز مهمتره.بگو که اگه ازدواج کنی هم باز مامانتو دوست داری و

    در کل برای نظرش احترام قائلی.

    بعدم اونها یه بار میان خواستگاری و بعددیگه این شما دو تا هستین که میرین بیرون و با هم حرف میزنین.مگه اینجوری نیست؟

    در این صورت نقش خودت از مامانت پررنگ تره.میتونی بعدها تلویحا به خواستگارت بگی که مامانم اگه سخت گیری هم میکنه در مورد ازدواج من به خاطر علاقه شدیدش

    به منه و ازین حرفها.

    ایشالا هر چی خیره و به صلاحته برات پیش بیاد عزیزم.

    فقط مائده اگه به خاطر دلایل الکی ردش کنی خودم میام میکشمتا.ازدواج که به هیکل و تحصیلات و این چیزا نیست دخترم

  10. 2 کاربر از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده اند .

    M.S.H (یکشنبه 12 بهمن 93), هم آوا (یکشنبه 12 بهمن 93)

  11. #6
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    سلام

    ایشون توی اون جمع پنج نفره گفت که تا الان سه چهار بار بیشتر مشروب نخورده؟!؟!؟!؟!؟!؟

    بازم ایشون تو همون جمع پنج نفره گفت که نمیخوام شما قلیون بکشی.اما بازم خودت میدونی ؟!؟!؟!؟!؟!؟
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  12. 2 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    M.S.H (یکشنبه 12 بهمن 93), هم آوا (یکشنبه 12 بهمن 93)

  13. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 05 اردیبهشت 94 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1393-11-04
    نوشته ها
    59
    امتیاز
    1,463
    سطح
    21
    Points: 1,463, Level: 21
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered1000 Experience Points
    تشکرها
    197

    تشکرشده 103 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    فرهنگ عزیز من اون پست رو کلا فراموش کردم ...

    آنیتا جان تو خانواده ها اینطوری نیست که مامانم بگه این 2 تا جوون خودشون ببینن ب چه نتیجه ای میرسن مامانم به من میگه تو ساکت باش بزار ببینم اینا کین و چین ...
    خلاصه مادر سالاری حاکم ... اگه بخواد بدون اینکه نظر منو اولش بپرسه میگه اره اگرم نخواد که هیچ وقت نمیخواد میگه نه نظر منم اصلا و ابدا مهم نیست ... به من میگه تو نمیفهمی ... در صورتی که من مردارو از مامانم خیلی بهتر میسناسم ...
    به نظرتون اینکه دوستم با شوهرش و بچش بیان به عنوان مهمون بهتر نیست؟؟آخه مامانم با مهمون خوبه اما کسی که به اسم خواستگار بیاد خونمون انگار دشمن خونیشه ...
    البته میدونید ازدواج سنتی به نظرم یکم سخته ادم خیلی خجالت میکشه ... و اینکه نمیدونه علاقه بعدا بوجود میاد یا نمیاد ...
    و اینکه چطوری بهش بگم چشماتو درشت نکن؟؟؟

    بله همش توی جمع بود گفتن برید یه جای دیگه 2تایی صحبت کنید اما من روم نشد گفتم که تو جمع بهتره بشینیم همه حرفامونم تو جمع حرفامونو زدیم
    ویرایش توسط M.S.H : یکشنبه 12 بهمن 93 در ساعت 14:55

  14. کاربر روبرو از پست مفید M.S.H تشکرکرده است .

    parsa1400 (سه شنبه 14 بهمن 93)

  15. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مرداد 95 [ 15:24]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    3,922
    سطح
    39
    Points: 3,922, Level: 39
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 73.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    94

    تشکرشده 539 در 149 پست

    Rep Power
    43
    Array
    سلام مائده جان
    دختر خوب اول بهت بگم که زودتر به مامانت بگو .. اصلا وقتی با مامان دوستتو شوهرشو و ... رفتی چرا به مامانت نگفتی؟ با روشی که خودت میدونی و اینکه بگی اشنایی هست خب از اول بزار اونام بدونن که مامانت میدونه... مطمئن باش اینطوری بهتره... بعدشم اینکه چرا مدرک خریده؟ مگه خودشو قبول نداره؟ باید به مادرت حقیقتو بگی...حالا بقیه نه اما مادرت باید بدونه...خودت فکر کن ببین معیاراتو داره یا نه... خودت باهاش چه حسی داری؟ اینا مهمن ..ببین اهل دوست بازی یا شکاک نباشه... حتما بیشتر بشناسشون...البته حتما با اجازه مادرت...

  16. 2 کاربر از پست مفید ida bahrami تشکرکرده اند .

    M.S.H (دوشنبه 13 بهمن 93), واحد (دوشنبه 13 بهمن 93)

  17. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 05 اردیبهشت 94 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1393-11-04
    نوشته ها
    59
    امتیاز
    1,463
    سطح
    21
    Points: 1,463, Level: 21
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered1000 Experience Points
    تشکرها
    197

    تشکرشده 103 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همگی
    آیدا جان اون روز که ما رفتیم بیرون اصلا خیلی اتفاقی بود خودمم نفهمیدم که چطور شد رفتیم
    دیروز دوستم زنگ زد کلی صحبت کرد گفت من درست نیست که ازش تعریف کنم تو خودت بشناسش ببرش خرید امتحانش کن ببین چطوریه اما تو صحبتاش کلی گفت از مشکلات زندگیش گفت خلاصه کلی صحبت کردیم ...
    قرار شد سه شنبه من و مامانم دوستم و مامانش همین دوستم با شوهر و برادر شوهرش بریم بیرون به هوای تفریح اونام سر بحث و باز کنن ... اینطوری تو جمع مامانم نمیتونه بد اخلاق بازی دربیاره ...
    خودم هیچ حسی به پسره ندارم خب 2ساعت سرجمع یه بار دیدمش 2ثانیه هم نگاهش کردم
    مدرک به خاطر یه کاری که نیاز داشته گرفته گفت بعدا وقتم ازاد بشه بتونم درسم رو ادامه میدم ... الان اصلا وقت ندارم ....
    خوبیشون اینه که تو یه محلیم که اسمشو بگم آمارشو درمیارن ... و اینکه هم فرهنگمونن و خانواده ساده ای دارن ... یکی از دوستام چند سال که میشناسشون میگه خیل خوب و اروم هستن ...
    من فقط تنها مشکلم با ظاهرش و اینکه به خاطر هیکل گندش ورزشکاری صحبت میکنه یه طورایی ازش میترسم

  18. کاربر روبرو از پست مفید M.S.H تشکرکرده است .

    parsa1400 (سه شنبه 14 بهمن 93)

  19. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    مائده جان یکم ترس برات خوبه .


 
صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو سایت همسر یابی اشنا شدیم به دوستم گفته خیلی دوستم داره نمی دونم دوستم داره یا نه
    توسط arshida در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 16 دی 96, 21:27
  2. چه جوری بفهمم خواستگارم دوستم داره؟
    توسط angel69 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 30 بهمن 95, 19:33
  3. دوستم تمرکزمو بر خواستگاری بهم زده
    توسط عشق آفرین در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: جمعه 28 آذر 93, 19:05
  4. خستم.دوستم باهام قهره.چی کار کنم؟
    توسط mammadss در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 01 شهریور 92, 15:16
  5. وابستگی دوستم به من (احساس گناه من)
    توسط ali99 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: شنبه 08 مهر 91, 20:05

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.