به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 26

Threaded View

  1. #1
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    نوشته ها
    481
    امتیاز
    5,996
    سطح
    50
    Points: 5,996, Level: 50
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,600

    تشکرشده 1,855 در 418 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array

    باز هم جریان فروش خونه ... از خانواده ام جدا بشم؟

    سلام عزیزان
    دوستای گل و مهربونم عزاداری تون قبول

    میرم سر اصل مطلب :

    تصمیم گرفتیم خونمون رو بفروشیم هم من و هم همسرم(پدر همسرم فرمودند سال آینده می تونید بفروشید)

    پدرم یه ملکی که هم جای خیلی خوبی هست و هم متراژش بالاست رو دیدن و تصمیم بر این دارند که ملک رو بخرند و سه تا خونه کنار هم درست کنند(دیگه آپارتمانی نه) یکیشو خودشون ساکن بشند و اون دو تا برای من و خواهرم...

    البته تنها با فروش خونه من پول ملک در می آد برای ساخت همسرم باید خونشو بفروشه

    تا قبل از این قرار بود من خونه ام رو بفروشیم و خونه کلنگی بخریم و همسرم با پول فروش خونه اش خونه کلنگی رو شیک کنه(به کل همه چیزو عوض کنه)(البته همه ش با تلااش و همت خودم)

    اما وقتی تصمیم پدرم رو به همسرم گفتم ایشون فرمودند نمیشه من خونه م رو نفروشم و پول ساخت خونه جدید رو قسطی به باباتون بدم !!!!!! خب من این حالتی شدم: و گفتم نه نمیشه !!!!

    به همسرم گفتم سه دانگ خونه به نام تو و سه دانگش به نام من که ایشون فرمودند بحث اینا نیست اصلا کل خونه به اسم خودت من نمیخوام خونه م رو از دست بدم !!!!

    تا قبل از اینکه پای بابام بیاد وسط یه تصمیم دیگه داشتا !!!

    به نظر شما من چی کار کنم؟ باز هم برم کنار بابا اینا زندگی کنم؟ یا همسرم خودش خونه بگیره !!!

    اگر هم همسرم بخواد خونه بگیره چون به من گفت کاری از دستش بر نمی آد خودم باید تلاش کنم و تنهایی واقعا نمی تونم اگر هم همسرم بخواد کمک کنه پای خانوادشو میکشه وسط !!!
    مادر من هم خیلی به من وابسته ست دوست داره نزدیک خودش باشم تو این مدت که فروش خونه زمزمه بود مادرم مریض شد افسردگی شدید گرفت

    همه چیزو بسپرم به بابام؟

    ( اینم بگم همسرم توقعش بالاهست اما به حرفام گوش می ده البته اگر کسی کوکش نکنه!!! خیلی تحریک پذیره !!!)

    از بس فکر کردم مغزم دیگه کشش نداره

  2. 2 کاربر از پست مفید آرام دل تشکرکرده اند .

    parsa1400 (جمعه 16 آبان 93), شهراز (شنبه 17 آبان 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.