سلام کار شما اشتباه بوده بماند که سبب شده توقع زیادی در همسر شما بوجود بیاد. مطمئنم حرف پدرتون بحث این نیست که چرا شما از خودرو استفاده کنید و بحث این هست شان شما که دخترشون هستید نیاد پایین و کاملا درست می فرمایند.
الان هم اگه یه دفعه بخواید تغییر رویه بدید همسرتون از این که چون خودرو دارید نمی رید و خونشون و... ناراحت نمیشه بلکه از این ناراحت میشه (به هر حال میفهمه دیگه) که شما از حرف اطرافیانتون تغییر عقیده دادید یا حتی فکر کنه موضوع بحث این هست که نخواید شما از خودروتون استفاده کنید یا از این حرفا.
باید کم کم تغییر رویه بدید به این صورت که مثلا... بگید ایشون بیاد خونه ی شما دنیال شما وقتایی که خودرو ندارند و با خودروی شما مثلا برید هر کجا که ایشون می خواد... به هر حال تغییر عادت سخته... شما باید اون قدر هوشمندانه به دنیال راهی باشید که نه همسرتون ناراجت بشه و هم دست از این توقعی که بی جا براشون بوجود اومده دست بردارند.و این فرایند شاید یکم زمان بر باشه.
از اول ابد تا اخر ابد زن اهل ناز بود و مرد نیاز...







) و تقریباً به خاطر این مساله و مسایل مشابه واقعاً کار به جاهای باریک داشت می کشید.. همسر منم یه دندست خیلی..ولی الان دارم باهاش راه میام چون راه قبلی داشت به بن بست می رسوند منو و می بینم که اونم باهام راه میاد(تا وقتی که این راه رو امتحان نکردم نمی دونستم اونم باهام راه میاد سر یه مسایلی)...نسخه مادر پدرا در این موارد مال این زمان نیست و منم واقعاً سر این مسایل بشدت وحشتناکی اذیت شدم و دارم اذیت می شم(این مسایل زمان عقد برای همه هست)..سعی کن خودت ببینی چه کاری به صلاحته چون خونوادت بهر حال اندازه تو باهاش معاشرت نداشتن و نمی خوان باهاش زندگی بسازن...

بگی خوش اومدی قدم رنجه فرمودی و ...(البته اگه خنده ت بند امد متاسفانه خنده ی من بند نمیومد واسه همین تو مرحله پخ میموندم)

علاقه مندی ها (Bookmarks)