به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    سلام
    به عنوان کسی که یه جورایی البته به عنوان یه پسر این وضعیت رو تجربه کرده میخوام چند کلام بگم.
    اول از همه بگم که درکت میکنم چون منم همینطوری بودم احساسی شدید و اعتقادم اینه که مسایل مالی اهمیت زیادی نداره و عشق و علاقه و محبت مهمه این اعتقادو از قبل ازدواج داشتم و برای همین همه عشق و محبتم رو سعی کردم به پای همسرم بریزم. اوایل همین کار رو کردم با شدت زیاد و همین باعث شد مشکلات زیادی برام به وجود بیاد مثل همین سردی بیش از حد همسرم .
    خیلی سعی کردم رفتارش رو درست کنم و مث خودم عشقولانه بشه برا همین محبتم رو ادامه دادم به همون روش مثل شما ولی هر روزافسرده تر میشدم و داغون تر... انرژیم روز به روز کمتر میشد تا اینکه صبرم تموم شد و دعواهای شدید و وحشتناکی بینمون شروع شد و کارمون به حد طلاق رسید. اما اولین باری که بحث طلاق جدی شد احساسم بهش متعادل تر شد (گرچه دوسش دارم ولی فهمیدم که باید یکمی عادی تر باشم)
    هر چی بیشتر و بهتر احساسم رو کنترل میکنم و به موقع بروز میدم تاثیرش رو بیشتر میبینم رو زندگیم.
    خانم من اگر زیادی احساسی بشم خیلی دوست نداره البته گاهی هم باید خیلی احساسسی برخورد کنم که اون بستگی به زمان و شرایط داره
    اینا رو گفتم که بدونی زندگیت به یه تحول احساسی تو وجودت نیاز داره. اولین قدم هم اینه که یکمی مال خودت باشی نه شوهرت... بهش محبت کن ولی عادی تر و معمولی تر. رفتارت مودبانه همراه احترام باشه ولی خودتو نکش واسش و یکمی کنترل داشته باش رو ی احساساتت.. میدونم سخته ولی میشه...
    باید یاد بگیری که احساست رو کنترل کنی تا بتونی زندگی احساسیت رو کنترل کنی.
    من هنوز تا این لحظه ندیدم زن و شوهری که از نظر احساسی عیییییین هم باشن. موردایی که دیدم همیشه یا زن یا مرد احساساتی تر هستن و بهترین راه درک کردن احساسات طرفه. شوهر شما هم سنگدل نیست و اگر از راهش وارد بشی حتما حرفایی برای گفتن داره که شاید دلیل این سردیاش باشه.
    سعی کن بهش اطمینان بدی که رازدارشی و بهت اعتماد کنه و هر روز مدتی باهم حرف بزنین.
    آرزوی من این بود همسرم اهل عشق و احساس باشه ولی وقتی الان نیگا میکنم میبینم که اگر اینطوری بود همسرم شاید همه تلاشم توی زندگی میشد معنوی و عشق و عشقولانه بازی و یه جورایی این تفاوت ها لازمه..
    یکمی در اختیار خودت باش اینو یادت باشه.... همیشه برای خودت زمان داشته باش

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  2. 3 کاربر از پست مفید mohammad2012 تشکرکرده اند .

    mahtisa (دوشنبه 15 مهر 92), پلور (دوشنبه 15 مهر 92), مصباح الهدی (دوشنبه 15 مهر 92)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 مهر 93 [ 02:50]
    تاریخ عضویت
    1392-6-28
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    1,050
    سطح
    17
    Points: 1,050, Level: 17
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 47 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام از همتون ممنونم


    ریحان جان من می دونم شوهرم از همه رفتارهای من راضی نیست بالاخره هرکسی اشتباهاتی داره منم قبول دارم همیشه بهش گفتم اگه کاری میکنم که تو نمی پسندی درموردش باهام صحبت کن می دونم تو دلش یه چیزایی هست اما اصلا نمیگه اصلا باهام راحت نیست . میگم دوست داری چه جوری بگردم پیشت یا حتی بیرون ؟ چی خوشحالت میکنه ؟ کدوم کارم ناراحتت میکنه ؟ بهم بگو دیگه انجامش نمیدم اما هیچی نمیگه میگه تو همین جوری که هستی خوبی ایرادی نداری . ولی می دونم که حرف دلش این نیست .
    شوهرم دوست داره من تو همه چی مطیعش باشم تا وقتی که بگم چشم خوبیم با هم ولی اگه یه کاری کنم که یه خورده راضی نباشه میگه تو حرف گوش کن نیستی خودخواهی دوست داری حرف حرف خودت باشه . دوست داره وقتی میگه نه منم بگم چشم هرچی تو بگی . اینجوری راضی میشه .


    ریحان جان درمورد غسل منظورم رو بدگفتم اعتقاد داره ولی کاهله مثلا چند روز غسل گردنش می مونه بعدیه دفعه میره غسل میکنه البته نمی دونم فکر کنم به خاطر وسواسش باشه اگه به موقع بره حموم مشکلی با غسل نداره ولی در همین حد هم بی اهمیته من ناراحتم یا مثلا روزه میگیره ماه رمضون حتی یه دونه روزه قضا هم نداره . ماه رمضون نمازش رو هم مرتب می خونه ولی وقتای دیگه فکر کنم تنبلی میکنه پانمیشه بخونه . در کل قبول داره می دونه که باید بخونه از این که نماز نمی خونه خودشم ناراحته اصلا به گفته خودش اومد تو خانواده ما که تو این چیزا پیشرفت کنه ولی نمی دونم چرا الان قدمی برنمی داره که بهتر بشه ! تو صحبتامونم متوجه شدم کاهل نمازه ولی راستش فکر نمی کردم در این حد باشه !
    گل ارا جان واقعا راست میگی من زندگیمو خلاصه کردم تو شوهر ! همه چیز رو با شوهرم میخوام دوست دارم هرجا میرم با اون باشم هر کاری میکنم اونم حضور داشته باشه . چندبار تصمیم گرفتم خودم تنهایی خیلی چیزا رو تجربه کنم ولی وقتی شروع کردم انگار یه نفر که خیالیه و مدام داره باهام حرف میزنه بهم میگه خودتو گول نزن تا شوهرت پیشت نباشه بهت خوش نمیگذره مدام انرژی منفی میده بهم همون ادم خیالیه !!


    اقا محمد ممنون از نظرت . چکار کنم که بهم اعتماد کنه و حرف دلشو بهم بگه می دونم خیییییییییلی حرفا تو دلشه ولی هیچی نمیگه شما راهکاری داری درمورد اینکه باهام راحت تر بشه حرف دلشو بگه ؟


    راستی یه مسءله دیگه : این اتفاقاتی که افتاده و این سردیهایی که از شوهرم دیدم خیلی نسبت بهش سرد شدم علاقه ام خیلی بهش کم شده البته یه خورده اش به خاطر اینه که از اول هم علاقه ام بهش سطحی بود الانم وقتی دعوامون میشه ازش بدم میاد تا یه مدت اصلا دوستش ندارم نمی تونم زود ببخشمش کلا خیلی علاقه ام بهش کم شده . دوستش دارما ولی خیلی کم !


    نتیجه این که من الان چندتا سوال دارم و از همه شما دوستای مهربونم میخوام کمکم کنید و جواب بدید :


    1اول از همه باید رو خودم کار کنم ، یه خورده شاد بشم بدون شوهرم ولی نمی دونم چه جوری


    2چه جوری باهاش صحبت کنم که بهم اعتماد کنه و حرف دلشو بگه؟


    3 چیکار کنم علاقه ام بهش بیشتر بشه ؟


    4 چه جوری هم باهاش خوب باشم هم زیاد به پرو پاش نپیچم ؟ حد و مرزش چیه ؟ راستی رابطه ج.ن.س.ی مون چه جور باشه ؟ با توجه به اینکه خیلی براش این قضیه مهمه . منظورم اینه که گرم باشم ؟ یا خیلی معمولی یا کمش کنم ؟ یا اصلا ربطی نداره به این موضوع ؟


    5 دعوام نکنیدااااا ولی من خیلی حسودم وزیاد خودمونو با دیگران مقایسه میکنم می دونم خیلی بده و زندگی رو نابود میکنه ولی نمی دونم چه جوری بذارمش کنار.


    منتظر جوابتون هستم و قبلش از همه تون تشکر می کنم .


  4. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    عزیزم برا خودت برنامه داشته باش.ببین به چه کاری علاقه داری و درطول روز براشون برنامه ریزی کن.مثلا مطالعه، ورزش یا کارهای هنری
    با یه دوست برو بیرون.برید خرید یا برنامه پیاده روی بذار با دوستات.شاید اگه کمی ازش فاصله بگیری اونم دلش تنگ شه برات.
    البته حواست باشه یه دفعه زیاده روی نکنی و به کارات تو خونه هم برسی.تو خونه همیشه مرتب باش.غذات همیشه آماده باشه.خونه همیشه تمیز باشه.ولی برا خودتم وقت بذار.طوری که وقتی شوهرت از سر کار اومد و میوه و چای خوردین و رفت سراغ کارش تو هم یه کاری داشته باشی برا خودت انجام بدی و از انجامش لذت هم ببری و همیشه منتظر شوهرت نباشی.
    درمورد رابطه جنسی اصلا سعی نکن کوتاهی کنی.اتفاقا همه توانتو بذار.اولین مرحله برای نزدیکتر شدن زن و شوهر رابطه خوبه و مهمترین چیزی هم که میتونه زن وشوهرو از هم دور کنه نارضایتی از رابطه ست.پس همه تلاشتو برای رابطه خوب بکن.

  5. کاربر روبرو از پست مفید reyhan تشکرکرده است .

    del (سه شنبه 16 مهر 92)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو ارتباط با دخترها تو اجتماع مشکلی ندارم، اما وقتی دختری رو دوست دارم برعکسه
    توسط amir800 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 آبان 95, 22:01
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  3. من خیلی نقص دارم هم تو رفتارم هم تو ظاهرم نمیتونم خودمو دوست داشته باشم
    توسط پونیو در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 43
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 مرداد 93, 00:20
  4. تو انتخاب کمکم کنید تو تصمیم درست مرددم روحیم داغونه
    توسط mona_joon در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 دی 89, 14:23
  5. لطف آن چه تو اندیشی، حکم آن چه تو فرمایی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 02 فروردین 87, 04:37

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.