عذر میخوام اما من نکته منفی ای ندیدم. چون شما تحصیلکرده هستین و ایشون هم استاد دانشگاه هستن، شاید پروژه ای دارن یا ترجمه کتابی یا سمیناری که میخوان شما که خانم تحصیلکرده ای هستین، باهاشون همفکری کنین و کمک برسونین.
با توجه به اینکه شما با حوصله و با جزئیات از خودتون و ماجرای مهمونی و اینا گفتین، به نظر میرسه یه خورده با حساسیت یه مسائل نگاه میکنین و باریک بین هستین.
اخه فرد مطرحی که متأهل هم هست با نیت بدی اینجوری بی گدار به آب نمیزنه.





از اینکه به توصیه جناب آقای روزنه که حرف دل و عقل خودم هم بود کم توجهی کردم بسیار ناراحتم. اما بعد از پاسخ دادن به یکی از تماس های ایشون ( تمام گفتگوی 12 دقیقه ای ما پیرامون ادبیات و عرفان(موضوع تخصصی این آقا) بود که من هم اظهار داشتم که به این دو مقوله بی علاقه هستم(البته راست نگفتم و خیلی هم علاقه دارم) و در آخر هم خداحافظی کردم.) در پیامکی که به من زدند بیان کردند که به پربار بودن رابطه با من امیدوار هستن و در مورد آشنایی با من با کسی صحبتی نداشتند.

! حتی نمیتونم به صحبت های استادم گوش بدم(مشغول انجام پروژه دکتری هستم) و دیروز هم ازشون تذکر گرفتم که چرا میخوام از پیششون فرار کنم و دل به کارم نمیدم.فکر کنم دچار اختلال رفتاری شدم.نمیدونم چرا از سن و سالم خجالت نمیکشم و مثل بچه ها رفتار میکنم!

علاقه مندی ها (Bookmarks)