به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 93 [ 09:55]
    تاریخ عضویت
    1392-2-19
    نوشته ها
    92
    امتیاز
    1,339
    سطح
    20
    Points: 1,339, Level: 20
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    101

    تشکرشده 64 در 37 پست

    Rep Power
    0
    Array
    از همه شما ممنونم دوستای گلم.سعی میکنم به توصیه هاتون عمل کنم.امیدوارم بتونم با آرامش بیشتری که در خودم ایجاد میکنم کم کم علاقه ام رو به شوهرم و زندگیم برگردونم.برام دعا کنید دوستان مهربون.مرسی.

  2. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 31 شهریور 92 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    537
    سطح
    10
    Points: 537, Level: 10
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 22 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خوبی.برای زندگیت باید بجنگی نگهش داری نه اینکه فرار کنی.خانواده شوهر من هم قرار بود برام همه کار کنن عید فطر رفتم تالار انتخاب کردم لباس عروس دیدم ارایشگاه رو انتخاب کردم اما همون شب برگشتیم که پول بگیریم برای تالار با من و همسرم مفصل سر هیچ وپوچ دعوا کردن و از خونشون انداختن بیرونوتا الان هم همش دروغ گفتن که ما نخواستیم برامون عروسی بگیرن در حالی که عمه من بودوخیلی دروغ گفتن خیلی.اما شوهرمو التماس میکردم بره خونشون به خانوادش سر بزنه به یک اجباری فرستادم اما عمم بازهم فحشو////دادهیچ کاری برام نکردن من الان سر خونه زندگیم هستم فقط به فکر خودت زندگیت باش بجنگ شاید بعضی از رفتارهای خودت اشتباست فمکر میکنی شوهرت اشتباه میکنهو
    خودت بگو بره به خانوادش سر بزنه شاید لجبازی باشه خودت برای خانوادش پاپیش بزار کاری کن اونا خجالت بکشن.حتی همسرت.کنارنکش ببخشید اینو میگم اما خدایی نکرده جد هم بشی وبرای بار دوم بخوای ازدواج کنی بهتر گیرت نمیاد اما مطمئن باش بدتر وجود داره.همه ادمها هم خوبی دارن هم بدی

    - - - Updated - - -

    سلام خوبی.برای زندگیت باید بجنگی نگهش داری نه اینکه فرار کنی.خانواده شوهر من هم قرار بود برام همه کار کنن عید فطر رفتم تالار انتخاب کردم لباس عروس دیدم ارایشگاه رو انتخاب کردم اما همون شب برگشتیم که پول بگیریم برای تالار با من و همسرم مفصل سر هیچ وپوچ دعوا کردن و از خونشون انداختن بیرونوتا الان هم همش دروغ گفتن که ما نخواستیم برامون عروسی بگیرن در حالی که عمه من بودوخیلی دروغ گفتن خیلی.اما شوهرمو التماس میکردم بره خونشون به خانوادش سر بزنه به یک اجباری فرستادم اما عمم بازهم فحشو////دادهیچ کاری برام نکردن من الان سر خونه زندگیم هستم فقط به فکر خودت زندگیت باش بجنگ شاید بعضی از رفتارهای خودت اشتباست فمکر میکنی شوهرت اشتباه میکنهو
    خودت بگو بره به خانوادش سر بزنه شاید لجبازی باشه خودت برای خانوادش پاپیش بزار کاری کن اونا خجالت بکشن.حتی همسرت.کنارنکش ببخشید اینو میگم اما خدایی نکرده جد هم بشی وبرای بار دوم بخوای ازدواج کنی بهتر گیرت نمیاد اما مطمئن باش بدتر وجود داره.همه ادمها هم خوبی دارن هم بدی

  3. کاربر روبرو از پست مفید ساینا م تشکرکرده است .

    tabasom321 (شنبه 28 اردیبهشت 92)

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 93 [ 09:55]
    تاریخ عضویت
    1392-2-19
    نوشته ها
    92
    امتیاز
    1,339
    سطح
    20
    Points: 1,339, Level: 20
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    101

    تشکرشده 64 در 37 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون ساینا جون.حتی اگه جدا هم بشم،حاضر نیستم حتی یک لحضه به ازدواج مجدد فکر کنم.از اولی چه خیری دیدم که از بعدی ببینم؟؟؟
    من تا جایی که تونستم احترامها رو حفظ کردم و سعی کردم رابطه خوبی داشته باشیم.
    اما این یه جا زندگی کردن برام مشکلاتی ایجاد کرده.گذشته از تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم روی رفتار شوهرم که واقعا عذاب آوره،خانواده من معذبن که بیان خونه ما.به خاطر اختلافاتی که گفتم.همه اینا هر روز فکرمو مشغول میکنه.احساس میکنم دارم علاقمو به شوهرم از دست میدم.حتی توی رابطم با شوهرم تاثیر گذاشته.هر جا برم یا کسی بیاد آمارشو دارن.اگه من بخوام هر کسی از فامیلاشونو دعوت کنم باید اونا رو هم بگم.نه اینکه دوست نداشته باشم بیان خونمون.من شاغلم و مهمونیای سنگین سخته برام.تا حالا کمتر از 10 نفر مهمون نداشتم.جدا دعوت کنم بهتره.اما بهشون بر میخوره.
    کاش میشد یه راهی پیدا کرد که شوهرمو راضی کنم که از اینجا بریم و به خانواده شوهرم هم بر نخوره.خدایا.......یعنی میشه؟؟؟؟شاید اگه از اول جدا بودیم الان این همه مشکل نداشتم.

  5. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 تیر 93 [ 22:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-17
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    1,506
    سطح
    22
    Points: 1,506, Level: 22
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    123

    تشکرشده 232 در 92 پست

    Rep Power
    32
    Array
    عزیزم انقد رابطتو صمیمی بکن که وقتی مهمون داری بیان کمکت بکنن مخصوصا خواهرشوهرت انقد صمیمی خوب بشو که حتی بتونی باهاشون در مورد شوهرت دردو دل بکنی بع از صمیمی شدن چون اونا بیشترین کمک و میتونن بهت بکنن دو تا خانواده هارو دعوت بکن اخلا قمادر شوهر و خواهرشوهرت باهات چه جوریه ؟ پا پس نکش سریع همه کارهارو انجام بده همه تلاشت و بکن اگه نشد برو زود تسلیم نشو

  6. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    من می گم زیاد صمیمی نشو که بخوای دردودل کنی چون به نظرم دردودل با خانواده شوهر درست نیست و اثرات جالبی نداره
    فقط خیلی خوب و با احترام باهاشون رفتار کن و خودت هم انعطاف پذیر تر باش یه کم خودتو با شرایط وفق بده
    چی می شه ؟بذار بدونن به قول شما آمار داشته باشن کی می ره کی میاد /..
    سر این مسائل اینقدر حرص نخور به خودت فشار نیار
    سعی کن تو مهمونی بگی بخندی خوش بگذرونی ... در هر حال زحمت رو که می کشی اما اگه بخوای ناراحت باشی یا قیافه بگیری همه زحماتت به باد می ره و تاثیر خوب نداره
    اما اگه با روی خوش برخورد کنی خیلی بختره و یه روز قدرتو می دونن و رابطتتون بهتر می شه


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.