سناریو شماره یک
پسر: سلام ببخشید خانم محترم، میتونم از شما خواستگاری کنم؟
دختر: شما شغلتون چیه؟
پسر: راستش، راستش، راستش رو بخوام بگم ( صدا آروم میشود) من کارمند یه شرکت خصوصی ام
دختر: من قصد از دواج ندارم
سناریو شماره دو:
پسر: سلام ببخشید خانم محترم، میتونم از شما خواستگاری کنم؟
دختر: شما شغلتون چیه؟
پسر: من یک مهندس کامپیوتر ( با صدای صاف و بلند) هستم که در یک شرکت مشغول کار هستم
دختر: چه جور شرکتی
پسر : خصوصی
دختر: ای کاش تو یه شرکت دولتی کار میکردین
پسر: حیف نیست آدم عمرش رو در یک شرکت دولتی بگذرونه؟ من به تخصص ام ایمان دارم، این شرکت نه، یه شرکت دیگه، شاید یک روز شرکت خودم رو داشته باشم.
سلام آقای تو جی زی انجین، من به نظرم شما اول خودت رو باید باور کنی، تا انتظار داشته باشی طرفت شما رو باور کنه. یه دختر از همسرش امنیت و اعتماد به نفس میخواد. از پشت تلفن خانواده ها تنها راه اثبات این مولفه ها رو شغل و داشته های طرف می دونند. پس تا جایی باید بهشون حق داد. برای همین شما اول رو خودت کار کن، مثلا اگر شما خودت رو باور داشته باشی، قرار داد سه ماه یا یه ماه و یا یکساله مهم نخواهد بود. چون سریعا کار بهتری گیرت میاد.
از طرفی شما رشته بسیار خوبی تحصیل کردی که روز به روز بازار کارش گسترده تر میشه. فریلنسر ها دارند از رشته شما پول در میآورند و با همون شغلش ازدواج و خانواده تشکیل میدند. چه برسه به شما که هم تجربه داری هم تخصص و هم تحصیلات.









علاقه مندی ها (Bookmarks)