سلام عزیزم. واقعا خدا را شکر کن که این همه فرزند عزیزت را دوست داری و می خواهی امانت دار خوبی باشی. مطمئن باش خداوند تنهایت نمی گذارد. او حافظ همه ماست.
عزیزم حتما یک نگاهی به قسمت سوالات متداول و تاپیک های مهم در بالای صفحه بیندازید. برای شروع کار شما ضروری است. یکی از مدیران انجمن به نام خانم بالهای صداقت هستند که شرایطی مشابه شما داشته اند. یک قسمتی هست به نام تاپیک های به نتیجه رسیده. کسانی که توانستند مشکلات خود را حل کنند. همیشه من را امیدوار می کرد.
من هم به شرایطی مانند شما دچار شدم. آنقدر به من فشار آمد که نزدیک بود واقعا دق کنم. مجبور بودم نصف روز را در رختخواب دراز بکشم تا دق نکنم. در آن روزها خیلی فکر می کردم که باید چه کار کنم. خدا را شکر بهبود پیدا کردم. اما نتیجه ای که در آن روزها به آن رسیدم این بود :
من ادعای بی گناهی ندارم. هزگر نمی گویم اشتباه نکرده ام . اما هرگز شرور و فاسق و دشمن خدا نبوده ام. بدخواه مردم نبوده ام. پس کسی که باید دق کند و بمیرد من نیستم. نمی خواهم تاوان گناه دیگران را من پرداخت کنم.
شادی جان آنچه که از آن مطمئن هستم این است که همسرت هم از شرایط خانواده خودش آزار دیده و می بیند. شما که عضو آن خانواده نیستی اینگونه روزگارت تلخ شده است. چه برسد به کسی که سالها در این شرایط بوده است. به نظر من همسر شما مردد است که چکار کند. در بن بست گیر افتاده است و حس می کند راه پس و پیش ندارد. خوب به نظر من آدمی که مردد است و شک دارد بهتر است از کسی که قاطعانه می خواهد راه غلطی را انتخاب کند و ادامه دهد. اینگونه آدم ها معمولا حد و حدودی را نگه می دارند و تخته گاز جلو نمی روند. به نظر من فعلا از همسرت نخواه که تصمیم قطعی بگیرد. البته نباید هم اجازه بدهی که تو را کیسه بکس خودش بپندارد و استرس خودش را روی شما تخلیه کند.
تا آنجا که من اطلاع دارم برای حل مشکلات رویکردهای مختلفی وجود دارد. خوب خیلی مهم است که رویکرد درستی به شما پیشنهاد شود. برای همین بهتر است مشاوره تخصصی هم از مدیران تالار دریافت کنید.
موفق باشید شادی جان .َ








علاقه مندی ها (Bookmarks)