همه آدما یک جور فکر نمی کنن، متاسفانه عمده مشکلات و اشتباهات آدم ها نیز از اینجا نشعت می گیره، اون طور که تعریف کردید تصور شما این بود که همسرتون کار پیدا می کنه و زندگی به روال عادی در میاد اما از اتفاقاتی که افتاده نشان میده از نظر همسر شما همین کار کردن در دفتر پدر شما و سکونت در منزل پدری و داشتن ماشین از این طریق، یعنی افتادن زندگی بر روی روال. (یه عده ننگ می دونن نشستن بر سر سفره دیگری رو اما یه عده افتخار)
خب چیزی که مسلمه اشتباه اول از سوی شما بوده (البته اشتباهتون از روی خیر خواهی)، حمایت حدی داره، توجه حدی داره و .... حالا از این مرحله که رد شدید اما کاری که الان باید انجام بدید با این شدتی که دوستان اشاره کردند که پدرتون ایشون رو از کار بیرون کنه، از خونه بندازه بیرون، کمکش رو قطع کنه و ماشین رو پس بگیره، میشه اعلام جنگ و نتیجه نیز چیز خوبی از آب در نخواهد امد. ادامه دادن با این وضعیت رو هم یکی از دوستان خوب پیش بینی کردند (همون داستان بچه دار میشید همچنان پول شیر خشک رو پدرتون میده و ...) پس تغییر رو باید شروع کنید اولیش همون آزمون وکالت، با هاشون حرف بزنید از آینده و چیزهایی که می خواید رو بگید چیز هایی که دوست دارید منظور نحوه زندگی کردن و جدی ازشون بخواید ببینید مزه دهنشون چیه آیا همچنان شرایط فعلی رو خوب می دونن که هیچ ، چون متاسفانه اخلاقشون بر مفت خوری هست اما اگه در تلاش کردنشون واقعاً همت رو دیدید که خب نیازه که وقت بدید تا اوضاء رو به راه بشه چون این روزا کار پیدا کردن و خیلی سخت هست قبولی در آزمون استخدامی و وکالت و نظام مهندسی و ... با نخوندن و شانسی زدن و ... میسر نیست چون رقبا خیلی زیاد و قدر شدن(همون طور که یکی از بچه ها اشاره کردن و خود منم تجربه اش رو در چند آزمون داشتم).
وگرنه شک نکنید با این اوضاع ادامه بدید کلاً در حال فیلم بازی کردن برای افراد گوناگون خواهید بود.








علاقه مندی ها (Bookmarks)