مسأله ما یکم پیچیده هست، یکی از ما دوتا یه گرایش جنسی خاص داره که دیگری اینطوری نیست (نمیتونم مسأله رو بدلایلی اینجا باز کنم) و همین باعث اختلافات شدید بینمون شد.
دوسه سال پیش که مشاوره رفته بودیم ، زمانیکه هنوز خیلی بهتر بودیم و اختلافاتمون فقط محدود به حوزه جنسی بود..
مشاور گفت که اگه قبل از ازدواج میومدین میگفتم هرگز باهم ازدواج نکنید چون خیلی باهم در این زمینه اختلاف دارید،
ما هم الان نمیتونیم خیلی کار زیادی براتون بکنیم چون این یک مسأله ذاتی افراد هست و قابل تغییر نیست، فقط میتونیم با یکسری راهکارها و تمرینات شمارو تا حدودی به هم نزدیک کنیم و از شدت اختلافتون کم کنیم، اما کاملا قابل رفع نیست و مثلا پنجاه تا هفتاد درصد شاید بهتر بشه و یکسال هم باید تحت درمان باشید.. و اگر امروز درمان نکنید من قول میدم تا دوسال دیگه کارتون به جدایی میرسه...
حالا اینها مال دوسه سال پیش هست و ماهم درمان نکردیم...
اون مشاور مارو به همکارش ارجاع داد، همکارش سفر بود و نشد پیش اون بریم، من از یکی دیگه وقت گرفتم که همسرم نیومد و همکاری نکرد و ..
بعد ازون هم یکدفعه اینقدر باهم بد شدیم که مشاوره رها شد و خودشم اقدامی نکرد و امروز دقیقا به آستانه جدایی رسیدیم.
حالا که دیده کار داره به طلاق میرسه رفته دوباره اقدام کرده واسه مشاور.
اما الان خیلی با دوسال پیش فرقی داره....
اون زمان من هنوز دوستش داشتم امروز ازش متنفرم
اون زمان همه زندگیمون خوب بود و فقط اختلاف جنسی داشتیم.
امروز همه زندگیمون بده، بد نیست. وحشتناکه.. و من حتی تحمل ندارم جواب سلامش رو بدم و کوهی از نفرت و کینه ازش دارم چون خیلی تو این دوسال اذیت شدم و شبها تا صبح گریه کردم و مریض شدم از شدت افسردگی و اون فقط تماشا کرد با اینکه خیلی کارها میتونست بکنه و حداقل این بود که واسه مشاوره و درمان اقدام کنه.
ما امسال سه جلسه پیش یه مشاوری رفتیم که زیاد جالب نبود و بعد رفتیم پیش همون مشاور دوسال پیشی که در واقع سکستراپ هستند ( هنوز هیچکدوم ازین دو نفر رو کنسل نکردیم)
اونم زوم کرده رو مشکل جنسی درحالیکه من از شوهرم متنفرم و اصلا وارد این بحران و نفرت احساسی نمیشه با اینکه چندبار گفتم من اصلا الان نمیتونم به مسایل جنسی فکر کنم چون از همسرم انزجار دارم.
فقط شنیدم تو حرفهاش گفت در گام بعدی با هیپنوتراپی کردن من، سعی میکنند این نفرت رو کم کنند و خاطرات روزهای خوب رو برام پررنگ کنند و ذهنم برگرده به اون دوران خوب!
یعنی منظورش هیپنوتیزمه؟
یعنی این راه حل و فصل کردن کوتاهی های نابخشودنی شوهرمه؟؟؟؟
و اینکه آیا اون مشاور که سه جلسه رفتیم رو کنسل کنیم؟ نکنه بعد پشیمون بشیم؟ هنوز از هیچکدوم چیز مثبتی ندیدیم ، میشه هردو رو همزمان ادامه بدیم فعلا؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)