به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Threaded View

  1. #9
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 آبان 05 [ 01:13]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    342,418
    سطح
    100
    Points: 342,418, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ehsankak نمایش پست ها
    سلام
    من در طول تحصیل کارشناسیم با دختری از دانشکده اشنا شدم از د شهر مختلف و با دو فرهنگ متفاوت.در حدود سه سال من اصرار به این وصلت داشتم و دختر هم همیشه منو منصرف میکرد به دلایلی متفاوت از قبیل دوری واختلافتمون..گذشت که من ارشد قبول شدم و درخواستمو مجددا دادم به دختر.قرار بر این شد بریم خواستگاری
    در مراسم خواستگاری تمام شرایط مطابق نظر اونها بود.اینکه من یه شهر اونا زندگی کنم و تمام رسومات اونا رو بجا بیارم وغیره....
    نامردی که کردیم از طرف فامیلشون کسی رو دعوت نکرده بودن گفتن ما رسم داریم نامزدیمون طولانی باشه برای همین میخایم مخفی بمونه این نامزدی
    مهریه ای ک تعیین کردیم بعد ار چند ماه مادرش گفت که مهریه مون شاید300تا بیشتر از تعیین کرده اون شب باشه
    در طول دوران نامزدی چندباری بمن گفتن خسته شدم و بیا حلقه تو ببر.بمن میگفت تو یک مرد کامل نیستی و من انتظارم از شوهر اینده ام اینجوری بوده و از ای ها حرفا....ناگفته نماند از من شش ماه بزرگتر است
    در طول نامزدی چندباری به خونه ای ما اومد خونه ما توی روستاس.میگفت شما چرا اینجوری هستید تو روستا ایراداتی بمن گرفت که از انجامشون عاجز بدم.من بعد از شش ماه به خانواده م گفتم اتفاقاتی که بینمون افتاده.حالا منم گفتم ک باید بیای هرجا که من میگم زنذگی کنیم و رسم و رسومات ماهم تو ازدواجمون دخیل باشه چون رسومات ما خیلی اسان وساده اس.ولی اون میگه قبول نمیکنم.و جای باهات نمیام. و تمام چیزایی رو ک گفتیم بای باشه گفتم چکارکنم به نظرتون؟
    با سلام
    شما با یک جلسه مشاوره می توانید به تصمیم ذیل برسید. لیکن به خاطر ضیق وقت از توضیحات صرف نظر می کنم و تنها تصمیمی که حتما با جلسه مشاوره دقیق و حضوری به آن می رسید را در ذیل قرار می دهم:

    تفاوت های شخصیتی و فرهنگی و طبقاتی و حتی اعتقادی شما دو نفر خیلی زیاد هست و پیش بینی کننده یک زندگی بسیار پر مشکل و حتی احتمالا جدایی را دارد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط ehsankak نمایش پست ها
    من تا حدودی خودمو آماده کردم برای این موضوع که بهم بزنم.اما گریه هاش باعث میشه ناراحت بشم


    شما که اکنون تحمل یک بار اشک او را ندارید باید بدانید ازدواج و ادامه این زندگی شروع اشک های بی پایان ایشان در خصوص مشکلات و تفاوتها می باشد. و آنگاه یا باید رضایت دائمی به این اشک ها و درگیری ها بدهید یا اینکه جداشوید.
    لذا حتی اگر اشک ایشون هم برایتان مهم هست برای جلوگیری از استمرار آن ، باید از این انتخاب صرفنظر کنید.

    برای دلایل بیشتر و استدلات در این خصوص حتما به مشاوره حضوری مراجعه کنید.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  2. کاربر روبرو از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده است .

    آویژه (پنجشنبه 14 تیر 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.