به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 46
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 02 مرداد 01 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-14
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    7,807
    سطح
    59
    Points: 7,807, Level: 59
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 143
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 145 در 70 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ye_doost نمایش پست ها
    سلام

    اصلا ناراحت نیستم و براش ارزوی خوشبختی دارم .
    این حس خیلی توی زندگیم ارزشمند بود برام .بهم صبر یاد داد و خیلی بزرگم کرد .حس من خیلی پاک بود .واقعا صادقانه بود

    البته امید به وصال زیباترین بخش حس خوبه که من تجربش نکردم .
    ولی خب حس من اصصلا بخاطر پول و قیافه و تحصیلات و شغل انچنانی نبود .بخاطر خودشون بود .حس من همراه احترام بود و هست .امیدوارم بهترین ها براشون رقم بخوره .

    دنیا هم محل همین امتحاناست دیگه .برای ارامش نیست ،


    یه طوری نوشته اید که آدم فکر می کنه دچار شکست عشقی شده اید؟
    با همچین مسئله ای که نه رابطه ای درش بود. نه قول و قراری. نه لبخندی نه هیچی، آرامش تون رو ازدست داده اید در آینده چکار می خواهید بکنید؟
    قطعا وقتی حدود دو سال کسی بهم حس ارامش میداده و الان فهمیدم نمیتونم داشته باشمش غم باره .حالا چون شما اقا هستید شاید نتونید لمسش کنید .

    دروغ چرا دلم میخواست من جای اون دختر باشم
    ولی درکل،نه من گفتم ناراحت نیستم .

    نظرات جسورانه ای دارین :d

  2. 4 کاربر از پست مفید ابی اسمان تشکرکرده اند .

    miss seven (جمعه 18 خرداد 97), nazaninIT (پنجشنبه 24 خرداد 97), میس بیوتی (پنجشنبه 04 مرداد 97), Ye_Doost (شنبه 19 خرداد 97)

  3. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 خرداد 97 [ 22:01]
    تاریخ عضویت
    1395-2-14
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    1,627
    سطح
    23
    Points: 1,627, Level: 23
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 8 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نمیدونم چرا انقدر بعضی از دوستان از یه دریچه به قضیه نگاه میکنن ..چرا انقدر منفی نگری ؟؟

    یخورده به نکات مثبت قضیه توجه کنین ..واقعا حیف نیست ادم با کسی که میدونه بهش ارامش میده و باهاش خوشبخت میشه با منفی نگری های بیخود مثلا اینکه بعدا ممکنه سرکوفت

    بزنه یا فکرای بد کنه یا بخواد سواستفاده کنه و ..این موقعیتو از بین ببره ؟؟

    چرا یه حکمو واسه همه صادر میکنین ؟؟ همه که مثل هم نیستن
    چرا فکر میکنین با یه پیشنهاد دادن غرور و اعتماد بنفس و عزت نفس ..حس زنانه و ناز عشوه دختر و .... پایمال میشه ؟؟چه ربطی به اینچیزا داره
    دختره قرار نیست بزور باهاش زندگی کنه که ..و یا به دست و پاش بیفته واسه ازدواج ..عشقشون قرار نیست یطرفه باشه

    یه لحظه فکر کنین طرف چه زندگی ای ایده الی خواهد داشت با کسی که واقعا علاقه داره بهش ..حالا اگه شیش ماه یبار اختلافی پیش اومد یه سرکوفتی هم زد واقعا ارزششو نداره؟؟

    نمی ارزه ؟؟ از خونه نشستن و منتظر خواستار ماندن که حالا خواستگار بیاد یا نه و اگرهم که بیاد مطابق معیارتون باشه یا نه ,,,بهتر نیست ؟؟

  4. کاربر روبرو از پست مفید قلم سرخ تشکرکرده است .

    nazaninIT (پنجشنبه 24 خرداد 97)

  5. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 آبان 97 [ 18:56]
    تاریخ عضویت
    1395-7-29
    نوشته ها
    594
    امتیاز
    9,965
    سطح
    66
    Points: 9,965, Level: 66
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    646

    تشکرشده 951 در 409 پست

    Rep Power
    116
    Array
    سلام

    خانم آسمان
    اتفاقا چون خوب می تونم درک ولمس کنم گفتم دچار احساس شکست شده اید. حداقل خوبیش اینه که به جای 2 سال 6 سال به انتظار یه چیز موهوم نموندید.

    مهم اینه که
    "اول تشخیص بدید شخص موردنظر شرایط لازم رو داره بعد اسیر احساسات بشید که دیگه نتونید برگردید یا با هزینه های سنگین مجبور به بازگشت بشید"
    این بار که خوشبختانه هزینه ای ندادید. به اون خانم هم غبطه نخورید. شما که از درون روابط اون ها آگاه نیستید. (انشاا... خوش باشند)

    دوست داشتن در حد یه جوانه کوچک نه اختیاری است نه اشکالی داره. نباید اجازه داد درخت عشق یک طرفه ای بشه که معلوم نیست میده داشته باشه. و اگرهم میوه بده معلوم نیست تلخه یا شیرین.

  6. 2 کاربر از پست مفید Ye_Doost تشکرکرده اند .

    miss seven (جمعه 18 خرداد 97), nazaninIT (پنجشنبه 24 خرداد 97)

  7. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array
    سلام آبی آسمان عزیز

    میتونم حست را درک کنم که سخته ...

    بزار برات یه چیزی را تعریف کنم : من یه همکلاسی داشتم که برام از علاقه اش به یک پسر گفت ... با هم دوست بودن ... خیلی دعا میکرد که با پسره ازدواج کنه ولی میدونی بعد از دو سال چی فهمید ازش ؟

    اول از همه اینکه پسره سن خودش را دروغ گفته بود به این دوست ما و همینطور با زن های متأهل در ارتباط بوده .
    خودش فهمیده بود و خدارو شکر میکرد که این ازدواج صورت نگرفته بود و دعاهاش به اجابت نرسید و خدا چقدر دوسش داشته بود.
    نمیخوام بگم پسری که شما دوستش داری شبیه ایشون هست.. ما هیچی نمیدونیم ... ولی مطمئن باش اگر خدا را صدا زدی و حرف دلت را بهش گفتی بدون خدا میشنوه و اگر اون چیزی را که خواستی بهت نداد حتما یک موردی بوده که بسیار برای تو بد بوده که نشده .

    الان همون همکلاسیم یه شخص جدید برای ازدواج وارد زندگیش شده و میگه فکر نمیکردم هیچ وقت که بتونم دوباره کسی را دوست داشته باشم ولی این اتفاق افتاد .

    آبی آسمان عزیز توکلت به خدا ... روز های خوبی پیش رو داری

  8. 3 کاربر از پست مفید miss seven تشکرکرده اند .

    Erica (دوشنبه 21 خرداد 97), nazaninIT (پنجشنبه 24 خرداد 97), Ye_Doost (شنبه 19 خرداد 97)

  9. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 02 مرداد 01 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-14
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    7,807
    سطح
    59
    Points: 7,807, Level: 59
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 143
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 145 در 70 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط قلم سرخ نمایش پست ها
    نمیدونم چرا انقدر بعضی از دوستان از یه دریچه به قضیه نگاه میکنن ..چرا انقدر منفی نگری ؟؟

    یخورده به نکات مثبت قضیه توجه کنین ..واقعا حیف نیست ادم با کسی که میدونه بهش ارامش میده و باهاش خوشبخت میشه با منفی نگری های بیخود مثلا اینکه بعدا ممکنه سرکوفت

    بزنه یا فکرای بد کنه یا بخواد سواستفاده کنه و ..این موقعیتو از بین ببره ؟؟

    چرا یه حکمو واسه همه صادر میکنین ؟؟ همه که مثل هم نیستن
    چرا فکر میکنین با یه پیشنهاد دادن غرور و اعتماد بنفس و عزت نفس ..حس زنانه و ناز عشوه دختر و .... پایمال میشه ؟؟چه ربطی به اینچیزا داره
    دختره قرار نیست بزور باهاش زندگی کنه که ..و یا به دست و پاش بیفته واسه ازدواج ..عشقشون قرار نیست یطرفه باشه

    یه لحظه فکر کنین طرف چه زندگی ای ایده الی خواهد داشت با کسی که واقعا علاقه داره بهش ..حالا اگه شیش ماه یبار اختلافی پیش اومد یه سرکوفتی هم زد واقعا ارزششو نداره؟؟

    نمی ارزه ؟؟ از خونه نشستن و منتظر خواستار ماندن که حالا خواستگار بیاد یا نه و اگرهم که بیاد مطابق معیارتون باشه یا نه ,,,بهتر نیست ؟؟
    سلام دوست عزیز

    اره بعضی نظرات خیلی منفی بود ،

    ولی در کل این رو قبول دارم که پیشنهاد مستقیم از طرف دختر "اغلب" نتایج خوبی نداره.

    باز هم ادم باید با شرایط خودش بسنجه و طرف مقابلش رو در نظر بگیره.

    مثلا من اگر این اقا کسی تو زندگیشون نبود،میخواستم پالس مثبت بفرستم ،
    ولی خب متاسفانه یا خوشبختانه،دیگه امکانش نیست


    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    سلام

    خانم آسمان
    اتفاقا چون خوب می تونم درک ولمس کنم گفتم دچار احساس شکست شده اید. حداقل خوبیش اینه که به جای 2 سال 6 سال به انتظار یه چیز موهوم نموندید.

    مهم اینه که
    "اول تشخیص بدید شخص موردنظر شرایط لازم رو داره بعد اسیر احساسات بشید که دیگه نتونید برگردید یا با هزینه های سنگین مجبور به بازگشت بشید"
    این بار که خوشبختانه هزینه ای ندادید. به اون خانم هم غبطه نخورید. شما که از درون روابط اون ها آگاه نیستید. (انشاا... خوش باشند)

    دوست داشتن در حد یه جوانه کوچک نه اختیاری است نه اشکالی داره. نباید اجازه داد درخت عشق یک طرفه ای بشه که معلوم نیست میده داشته باشه. و اگرهم میوه بده معلوم نیست تلخه یا شیرین.
    منظورتون از شکست رو اصلا نمیفهمم .گفتم که،غم داشت برام ماجرا،ولی شکست؟؟؟
    من دارم زندگیمو میکنم .ایشون هم همینطور،همچنان براشون احترام قایلم،
    عاشق نبودم که اینطور رفتار کنم ،منتظر هم اصلا نبودم،هر لحظه اگر کسی بهتر میومد بدون شک قبول میکردم .بهتر هم نه،صرفا باب دلم

    نقل قول نوشته اصلی توسط « 7 » نمایش پست ها
    سلام آبی آسمان عزیز

    میتونم حست را درک کنم که سخته ...

    بزار برات یه چیزی را تعریف کنم : من یه همکلاسی داشتم که برام از علاقه اش به یک پسر گفت ... با هم دوست بودن ... خیلی دعا میکرد که با پسره ازدواج کنه ولی میدونی بعد از دو سال چی فهمید ازش ؟

    اول از همه اینکه پسره سن خودش را دروغ گفته بود به این دوست ما و همینطور با زن های متأهل در ارتباط بوده .
    خودش فهمیده بود و خدارو شکر میکرد که این ازدواج صورت نگرفته بود و دعاهاش به اجابت نرسید و خدا چقدر دوسش داشته بود.
    نمیخوام بگم پسری که شما دوستش داری شبیه ایشون هست.. ما هیچی نمیدونیم ... ولی مطمئن باش اگر خدا را صدا زدی و حرف دلت را بهش گفتی بدون خدا میشنوه و اگر اون چیزی را که خواستی بهت نداد حتما یک موردی بوده که بسیار برای تو بد بوده که نشده .

    الان همون همکلاسیم یه شخص جدید برای ازدواج وارد زندگیش شده و میگه فکر نمیکردم هیچ وقت که بتونم دوباره کسی را دوست داشته باشم ولی این اتفاق افتاد .

    آبی آسمان عزیز توکلت به خدا ... روز های خوبی پیش رو داری
    اره.موردهای برعکس هم زیاد بودن ،

    کسانی که فکر میکردن ادم خوبیه و ادم خوبیم بود ولی بهش نرسیدن ،
    حالا مهم نیست چیزیه که تمام شده
    ممنون

  10. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 خرداد 97 [ 14:43]
    تاریخ عضویت
    1396-9-30
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    369
    سطح
    7
    Points: 369, Level: 7
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    3
    تشکرشده 3 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    سلام...من تجربه ی مشابه تو رو داشتم یه همکلاسی داشتم که پسر به شدت متین و با شخصیتی بود برای همین من هم دلبسته ی اون شدم چون پسر خیلی آرومی بود تو دانشگاه با کسی کاری نداشت حتی به یه دختر هم سلام نمیکرد برای همین من هیچ راه ارتباطی باهاش نداشتم به بهانه جزوه هم که نمیتونستم برم جلو چون توی رشته ما دخترها تعدادشون خیلی بیشتر بود بعد از 2 سال میخواستم که بهش بگم هر کسی غرور داره ولی وقتی از احساسات و عشق صحبت میکنی همه چیز فرق میکنه...من بهش گفتم و خیلی محترمانه یه نه شنیدم ..خیلی برام سخت گذشت با اینکه 2 سال میگذره هنوز آزارم میده البته آدم ها با هم متفاوتن من انسان بسیار احساساتی هستم برای همین خیلی برام سخت بود ..مخصوصا اینکه اون خیلی سرد رفتار کرد ..ولی یه چیز و خوب میدونم اونم اینکه من هرگز پشیمون نیستم که از احساساتم گفتم اگه نمیگفتم باز هم اذیت میشدم چون همیشه یه سوال تو ذهنم میومد که اگه گفته بودم شاید همه چیز فرق میکرد من خیلی خوب میدونستم که خصوصا توی جامعه ما این زیاد قابل قبول نیست که به یه پسر بگی دوسش داری ولی از اونجا که شخصیتی دارم که برام مهمه که جوری که دوست دارم زندگی کنم تصمیم گرفتم که بگم ....من نمیتونم بهت بگم چی درسته و چی غلط فقط تجربه ام و برات گفتم ..در نهایت تو با توجه به شناختی که از خودت داری تصمیم میگیری .

  11. 3 کاربر از پست مفید Marjan A تشکرکرده اند .

    nazaninIT (پنجشنبه 24 خرداد 97), میس بیوتی (پنجشنبه 04 مرداد 97), اقاکریم (چهارشنبه 23 خرداد 97)

  12. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 02 مرداد 01 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-14
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    7,807
    سطح
    59
    Points: 7,807, Level: 59
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 143
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 145 در 70 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Marjan A نمایش پست ها
    سلام...من تجربه ی مشابه تو رو داشتم یه همکلاسی داشتم که پسر به شدت متین و با شخصیتی بود برای همین من هم دلبسته ی اون شدم چون پسر خیلی آرومی بود تو دانشگاه با کسی کاری نداشت حتی به یه دختر هم سلام نمیکرد برای همین من هیچ راه ارتباطی باهاش نداشتم به بهانه جزوه هم که نمیتونستم برم جلو چون توی رشته ما دخترها تعدادشون خیلی بیشتر بود بعد از 2 سال میخواستم که بهش بگم هر کسی غرور داره ولی وقتی از احساسات و عشق صحبت میکنی همه چیز فرق میکنه...من بهش گفتم و خیلی محترمانه یه نه شنیدم ..خیلی برام سخت گذشت با اینکه 2 سال میگذره هنوز آزارم میده البته آدم ها با هم متفاوتن من انسان بسیار احساساتی هستم برای همین خیلی برام سخت بود ..مخصوصا اینکه اون خیلی سرد رفتار کرد ..ولی یه چیز و خوب میدونم اونم اینکه من هرگز پشیمون نیستم که از احساساتم گفتم اگه نمیگفتم باز هم اذیت میشدم چون همیشه یه سوال تو ذهنم میومد که اگه گفته بودم شاید همه چیز فرق میکرد من خیلی خوب میدونستم که خصوصا توی جامعه ما این زیاد قابل قبول نیست که به یه پسر بگی دوسش داری ولی از اونجا که شخصیتی دارم که برام مهمه که جوری که دوست دارم زندگی کنم تصمیم گرفتم که بگم ....من نمیتونم بهت بگم چی درسته و چی غلط فقط تجربه ام و برات گفتم ..در نهایت تو با توجه به شناختی که از خودت داری تصمیم میگیری .

    سلان عزیزم
    جسارت و احترام به حست رو دوست داشتم .ولی خب نمیدونم روشت درست بوده یا نه

    بهرحال موضوع من تمام شده چون این اقا شخص دیگه ای رو دوست دارن ..

  13. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 02 تیر 97 [ 00:39]
    تاریخ عضویت
    1397-3-15
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    169
    سطح
    3
    Points: 169, Level: 3
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به ابی اسمان و خانم مرجان
    نمیدونم که ابی اسمان از کجا فهمیده که اون اقا شخص دیگری رو دوست داره یا اینکه اصلا تمایلش در حد مبارزه برای بدست اوردن هست یا نه
    اما مردها معمولا از بدست آوردن لذت میبرند،منتها الان اگر برای اقا شرایط پا پیش گذاشتن وجود نداشته باشه بندرت ریسک میکنه که خودش رو محک بزنه.
    من تو دوران دانشگاه به دختری علاقه مند شده بودم که پسرهای دیگه ای هم گاهگداری سعی میکردن بهش نزدیک بشن...تا زمانیکه من هم تصمیم گرفتم بهش نزدیک بشم ولی خانوادم کلا با ازدواج من تو اون سن مخالف بودند...و این درگیری من و خانوادم دقیقا مطابق شد با زمانیکه به اصطلاح پالس مثبت برام فرستاد...یه حس چندگانه ای از شوک...خوشحالی و اعصاب خوردی برام رقم خورد و یک سکته رفتاری برای چندماه به من دست داد که بالاخره بعداز چندماه شرایط فراهم شد با اون خانم موضوع رو در میون بگذارم...اما دیگه دیر شده بود....
    میخوام بگم که این موضوع بستگی به شرایط داره که نتیجه موفقی داشته باشه...ممکنه اقا منتظر یه علامت باشه تا یک اقدامی بکنه..ممکنه اگر شما براشون راهی باز میکردین بودن با شما رو به کس دیگه ای ترجیح بدهن...شاید هم در زمانیکه شما این حس رو انتقال بدین شخص شرایط برقراری ارتباط رو نداشته باشه ولی در هر صورت باید یک راهی برای به اشتراک گذاشتن این احساس باشه...
    بنظرم بهمین خاطر جسارت خانم مرجان ارزشمند هست و البته انتظار و شرایط دانشجویی با همکاری فرق داره و حساسیتش برای فردی با موقعیت شما خیلی بیشتر بوده و دلیل این مقاومت عجیبتون قابل درک هست.

  14. کاربر روبرو از پست مفید اقاکریم تشکرکرده است .

    nazaninIT (پنجشنبه 24 خرداد 97)

  15. #39
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 02 مرداد 01 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-14
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    7,807
    سطح
    59
    Points: 7,807, Level: 59
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 143
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 145 در 70 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط اقاکریم نمایش پست ها
    سلام به ابی اسمان و خانم مرجان
    نمیدونم که ابی اسمان از کجا فهمیده که اون اقا شخص دیگری رو دوست داره یا اینکه اصلا تمایلش در حد مبارزه برای بدست اوردن هست یا نه
    اما مردها معمولا از بدست آوردن لذت میبرند،منتها الان اگر برای اقا شرایط پا پیش گذاشتن وجود نداشته باشه بندرت ریسک میکنه که خودش رو محک بزنه.
    من تو دوران دانشگاه به دختری علاقه مند شده بودم که پسرهای دیگه ای هم گاهگداری سعی میکردن بهش نزدیک بشن...تا زمانیکه من هم تصمیم گرفتم بهش نزدیک بشم ولی خانوادم کلا با ازدواج من تو اون سن مخالف بودند...و این درگیری من و خانوادم دقیقا مطابق شد با زمانیکه به اصطلاح پالس مثبت برام فرستاد...یه حس چندگانه ای از شوک...خوشحالی و اعصاب خوردی برام رقم خورد و یک سکته رفتاری برای چندماه به من دست داد که بالاخره بعداز چندماه شرایط فراهم شد با اون خانم موضوع رو در میون بگذارم...اما دیگه دیر شده بود....
    میخوام بگم که این موضوع بستگی به شرایط داره که نتیجه موفقی داشته باشه...ممکنه اقا منتظر یه علامت باشه تا یک اقدامی بکنه..ممکنه اگر شما براشون راهی باز میکردین بودن با شما رو به کس دیگه ای ترجیح بدهن...شاید هم در زمانیکه شما این حس رو انتقال بدین شخص شرایط برقراری ارتباط رو نداشته باشه ولی در هر صورت باید یک راهی برای به اشتراک گذاشتن این احساس باشه...
    بنظرم بهمین خاطر جسارت خانم مرجان ارزشمند هست و البته انتظار و شرایط دانشجویی با همکاری فرق داره و حساسیتش برای فردی با موقعیت شما خیلی بیشتر بوده و دلیل این مقاومت عجیبتون قابل درک هست.
    سلام .ممنون از نظرتون .
    درسته به شرایط اقا خیلی بستگی داره .
    ولی اطراف من اکثرا با افرادی وارد رابطه جدی میشن و مدتی بعد که شرایطجور شد ازدواج میکنن .
    تاکید میکنم رابطه جدی .و خوب احتمال ازدواجشون خیلی بیشتر از دختری با شیوه ازدواج سنتی هست. اغلب در اطرافم میبینم موفق تر هم هست.
    اکثر ازدواجای سنتی اطرافم،پسر تحت تاثیر خانواده است و از خودش اختیار زیادی نداره،که خوب واضحه پسری که با اون سن هنوز منتظره مامانش زوایای بدن همسر ایندشو برانداز کنه خوب تاثیر مبگیره از حرفشون ...

    واقعا دلم میخواست منم رابطه جدی رو شروع کنم. ولی ایشون زودتر فرد دیگه ای رو انتخاب کردن.من خیلی دختر سنگینی هستم و کسی جرات پیشنهاد اشنایی نداره،
    که خوب تصمیم دارم تغییر کنم و دارم میکنم و مشهوده .ولی دیره.

    اون اقا هم خوب الان با کسی ان ،و ادمی نیستن الکی دوست بشن و همون رابطه جدی که گفتم هست ،


    در مجموع،من مانده ام تنهای تنها
    با کلی فکر و خیال خسته کننده .از شرایط فعلیم راضی نیستم.جای یه چیزی کمه و داره بهم میریزه همه چیزو.حتی شرایط جسمیمو کامل تحت الشعاع قرار داده ....

  16. #40
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 02 تیر 97 [ 00:39]
    تاریخ عضویت
    1397-3-15
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    169
    سطح
    3
    Points: 169, Level: 3
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    واقعیتش چون موضوع تاپیکتون دغدغه این روزهای من بود یک سری به این تاپیک زدم...اما بخاطر پیامهای زیر تلنگری خورد بهم که برم و تاپیکهای قبلیتون رو بخونم و پر از حرف هستم الان منتها ترجیح میدم اونچه که ختم کلام هست بنویسم:غبطه میخورم به رشدی که شما حدفاصل اولین تاپیکتون تا امروز بهش دست پیدا کردین و اینو از سبک نوشتن شما درک میکنم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ابی اسمان نمایش پست ها
    ولی اطراف من اکثرا با افرادی وارد رابطه جدی میشن و مدتی بعد که شرایطجور شد ازدواج میکنن .
    تاکید میکنم رابطه جدی .و خوب احتمال ازدواجشون خیلی بیشتر از دختری با شیوه ازدواج سنتی هست. اغلب در اطرافم میبینم موفق تر هم هست.
    این ایده تون خیلی منطقی هست
    نقل قول نوشته اصلی توسط ابی اسمان نمایش پست ها
    واقعا دلم میخواست منم رابطه جدی رو شروع کنم. ولی ایشون زودتر فرد دیگه ای رو انتخاب کردن.من خیلی دختر سنگینی هستم و کسی جرات پیشنهاد اشنایی نداره،
    که خوب تصمیم دارم تغییر کنم و دارم میکنم و مشهوده .ولی دیره.
    مشابه تصمیمی که اینجا گرفتین روهم من در مقطعی گرفتم منتها اون خانونمهایی که میبینید غالبا بقول دوستان تجربه های متفاوت گاها نلخ داشتن....ازنظر روحی باید خیلی خودتون رو قوی کنید و یک همراه خوب داشته باشین که بهش پناه ببرین...بنظرم در تنهایی وارد گود شدن سخته
    نقل قول نوشته اصلی توسط ابی اسمان نمایش پست ها
    در مجموع،من مانده ام تنهای تنها
    با کلی فکر و خیال خسته کننده .از شرایط فعلیم راضی نیستم.جای یه چیزی کمه و داره بهم میریزه همه چیزو.حتی شرایط جسمیمو کامل تحت الشعاع قرار داده ....
    من هم با اینکه پسر هستم ولی همین احساسهای شما رو در مقاطعی از زندگیم داشتم،منتها بقول یکی از دوستانم همونطور که اومدن این روزها دست ما نیس...رفتنشون هم اجباریه و بالاخره یکروزی بپایان میرسن


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دوسش دارم اما نمیدونم بهش بگم یا نه
    توسط jellybean در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 دی 93, 14:34
  2. 8 ماه تنهام همسرم وسایلشو برد مهریه ونفقه اجرا گذاشته
    توسط ali.amamverdi در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 25 آذر 91, 01:44
  3. نمیدونم با گذشته ناپاک دختری که دوسش دارم چیکار کنم؟
    توسط esy در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: دوشنبه 21 آذر 90, 14:22
  4. مشكلات نو عروسان
    توسط گلسا شاملو در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 05 شهریور 90, 14:06
  5. *يافتن وسایل ضد بارداري در وسايل شخصي اش(کاندوم؛مساله این است!)
    توسط sepideh در انجمن سوء ظن، تجسس و خیانت همسر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: دوشنبه 12 اسفند 87, 15:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.