مارگاریتای عزیز
دقیقا حرفایی که می زنی منو یاد خودم تو یکی دو سال پیش می اندازی. عزیزم منم مثل تو همین حال رو داشتم البته مشکل من کادو ندادن همسرم نبود ولی مشکلات دیگه ای بود تقریبا مشابه. مثلا به تو می گه صبرت کمه به من می گفت عصبی هستی و زود از کوره در می ری در صورتی که توی دانشگاه یا محیط کار به آروم و خانوم بودن معروفم و این حرف مادرش بود که مدام تکرار می کرد واسه من. اما یه راه وجود داره برای اینکه راحت تر زندگی کنی و به خودت کمک کنی شاد باشی.
اول این سوالا رو از خودت بپرس. و بهشون جواب بده.
1- خیلی ریز بین و جزئی نگری؟ مثلا اگه یه گوشه لیوان لک باشه باید بری حتما بشوری یا نمی دونم مثلا لباست چروک باشه فکر می کنی همه اونو می بینن و تا اتو نکنی نمی پوشیش بری بیرون ؟
2- ببین کمال گرایی ؟ یعنی یا کاری رو انجام نمی دی یا انجام می دی می خوای به بهترین صورت باشه؟ یا ازدواج نمی کنی یا حالا که ازدواج کردی می خوای همه چی اوکی باشه؟ توقعت از خودت بالاست؟ یا مثلا یه سری کارها رو حتما خودت باید انجام بدی و فکر می کنی بقیه از پسش بر نمیان؟
3- فکر می کنی بقیه رو عوض کنی راحت تره یا خودت رو؟
4- اعتماد به نفس داری؟ می دونی اعتماد به نفس بسته به محیط فرق می کنه مثلا من توی محل کار اعتماد به نفس خوب و جرات نه گفتن دارم و نیازی به تائید شدن ندارم چون کارم رو قبول دارم اما توی محیط خونه و حانوادگی کلا کمبود اعتماد به نفسم. ریشش رو هم در خودم پیدا کردم و اونم ترس از تنها شدنه و فکر می کنم علتش متارکه والدینم بوده. پس از تو هم می خوام بری در مورد اعتماد به نفس واقعی بخونی و ببینی نشونه های عدم اعتماد به نفس رو داری و اگه داری ریشش چیه و اونو برطرف کنی. اضطراب و ناراحتی از عدم تائید و قدردانی یا نیازمند تائید و مورد قدردانی واقع شدن از نشونه هاشه که منم داشتم.
5- در خودت نشونه هایی از مقایسه و حسادت می بینی؟ اگه آره سعی کن دست از مقایسه خودت با دیگران یا مقایسه خودت با گذشته برداری. تنها چیزی که می تونی مقایسه کنی شرایط الانت با مشابهش توی گذشته تره و ببینی آیا پیشرفتی داشتی و یا با اون خانوم دو ماه پیش فرق داری یا نه؟
6 - چرا وقتی ازت انتقاد می شه جبهه می گیری؟ دو دلیل داره کمال گرایی و عدم اعتماد به نفس (برای من که اینجوری بود) یه مورد دیگه هم برای من صادق بود همسرم رو قبول نداشتم و درون خودم می گفتم همینم مونده تو به من بگی چیکار کنم. دیدم رو عوض کردم و خیلی از دعواها و دلخوریهامون کم شد. فقط گفتم شوهرم (اونم کمال گراست مثل من) منظور بدی نداره منو دوست داره و می خواد بی نقص باشم خوب بودن و به کمال نزدیک شدن به ضررم نیست پس سعی خودمو می کنم و از اون به بعد در برابر همه انتقادها گفتم باشه سعی خودم رو می کنم اما تو هم با فلان کار رو انجام دادن کمکم کن و بعد خواسته هامو می گفتم.
در کل خیلی شبیه منی و من هم عین تو فکر می کردم و رفتار می کردم از کسی کمک نمی خوای البته تا مجبور نشی می خوای برای همه بهترین باشی بهترین همسر و بهترین دختر بهترین عروس بهترین کارمند ولی عزیزم نمی شه. عیبی نداره که بخوای عالی باشی اما همش با هم نمی شه سعی کن خواسته هات از خودت رو تعدیل کنی. اضطراب دست خود آدمه منم به شدت استرسی و مضطربم اما دارم روی خودم کار می کنم. استرس عمر رو کم می کنه آدم رو زشت و پیر می کنه. پس یه راهی پیدا کن برای غلبه بر استرس و اضطرایت و با جمله دست خودم نیست تقصیرهارو گردن ناخودآگاهت ننداز. برو ورزش برو یوگا با دوستات وقت بذار برید بیرون دو سه ساعت خرید کنید و بخندید برای خودت هدیه بخر، هدف تعیین کن وقتی بهش رسیدی به خودت کادو بده. وابستگیت رو از همسرت که عامل خوشحالی خودت می دونیش کم کن. خودت دوست داری ایده آل باشی واسه همین از بقیه هم همین توقع رو داری پس به خودت آسون بگیر بذار توقعاتت هم بیاد پایین. به خودت برس خودت رو دوست داشته باش و اعتماد به نفست رو ببر بالا.
ببخشید زیاد نوشتم اما چون دیر به دیر میام می خوام همه رو یه جا بگم بهت.
بالا در مورد خودت بود واقعا بشین بهش فکر کن تحقیق کن ریشه یابی کن و درستشون کن چون به ضرر خودت تموم می شه اگه با همین فرمون بری جلو از حرفام ناراحت و دلگیر نشو یا احساس بدی نداشته باش من نمی شناسمت ولی اخلاق و رفتارت خیلی شبیه منه و منم به اندازه تو شاید هم بیشتر اذیت شدم پس به چشم حرفای یه خواهر بزرگتر و کسی که تجربه کرده به حرفام نگاه کن.
اما در مورد همسرت. بهش یاد بده زن به توجه و هدیه نیاز داره. خواسته هات رو بگو مردها با ما زن ها فرق می کنن باید یه چیزایی رو از اول زندگی بهشون یاد بده. ببین مشکلت اینجوری حل می شه چند تا کتاب روانشناسی در مورد تفاوت زن و مرد بخون و با همسرت در موردش حرف یرن لازم نیست قضاوت کنی یا بگی تو کتاب نوشته اینجوری اما تو اونجوری هستی . بگو چه جالب تو این کتاب نوشته زن ها به محبت و توجه زیاد احتیاج دارن مثلا واقعا راسته یه روز که تو تو خودت باشی من می خوام دق کنم انگار یه عمره تنهام واقعا این روانشناسا کارشون حرف نداره و ... به همین منوال چیزایی که خوندی رو به همسرت هم با یه ادبیات رمانتیک یاد دادی. که همیشه هم تو ذهنش می مونه اما این مستلزم اینه که اول مهارت ارتباطی و توانایی حرف زدن در مورد خواسته هات و احساساتت رو بالا ببری.
پس قدم اول توی سال جدید تصمیم بگیر روی خودت حرف زدن در مورد احساساتت کمالگراییت و اعتماد به نفست کار کنی. بعد یواش یواش آموزش چیزایی که به عنوان یه زن دوست داری با روشی دوستانه و منطقی به شوهرت رو شروع کنی
امیدوارم موفق باشی و با خبرهای خوب بیای








علاقه مندی ها (Bookmarks)