ممنونم از همه ی دوستانی که پاسخ دادن . راهکار نشون دادن و اشتباهاتمو بهم گوشزد کردند
امان از تنهایی فقط همین
تنهایی آدم رو به اشتباهاتی دچار می کنه که جبرانشون دیگه ممکن نیست
میخوام صادق باشم . من خودم مشکل شخصیتی دارم . اعتماد به نفسم به خصوص در مقابل جنس مخالف فوق العاده پایینه . تا حالا حتی یکبار خودم به دختری ابراز علاقه نکردم ! بخاطر ترس از نه شنیدن . حاضرم بمیرم و حرف دلمو نگم که نه نشنوم .. به همین خاطر همین دو تجربه افرادی بودن که خودشون اول به سمت من اومدن و ابراز علاقه کردن و منم استقبال کردم ! در صورتی که به گفته ی بقیه حتی سرتر بودم ! در صورتی که همیشه بقیه تعریفمو کردن
نمیدونم غروره اعتماد به نفسه چیه که اصن نمیتونم ..
این خانوم هم وقتی اومد قاطعانه جلوش ایستادم بار اول .. با همه ی وجودم جلوی خودمو گرفتم . بعدش بخاطر ترحم و محض کمک کردن بنا به درخواست دوستش برگشتم اما همین برگشتن سبب شد رابطه ای شکل بگیره که تهش به اینجا کشید .. نمیدونید چه ها کرد برای من که دل باختم . شاید هرکسی بود و اینا کارها رو میدید نمیتونست مقاومت کنه . البته منم کم نذاشتم از محبت مالی و عاطفی . تو راه دور دلخوش بودم به دیدار های چند ماه یکبار و به خودم اجازه ی خیانت نمی دادم . قصد من دوستی نبود . من اهل دوستی اصلا نیستم.
قضیه ی ما ی ارتباط ساده نبود . پیچیده تر از چیزی بود که بیان کردم.
با این همه دیروز با ی خط دیگه پیام دادم و حلالیت طلبیدم . بالاخره منم مقصر بودم . من نباید میذاشتم به اینجا بکشه . باید این اشتباه رو در نطفه خفه می کردم .
نمیدونم سرنوشت چی بعد از این برام رقم میزنه اما چیزی که میدونم اینه که من نقطه ضعف زیاد دارم . باید روشون کار کنم . شاید باید از کسی کمک بگیرم نمیدونم
برام دعا کنید دوباره اشتباه نکنم ..








علاقه مندی ها (Bookmarks)