سلام
موضوع بحث تون خوبه، جای تحسین داره که به نتیجه مشاوره رسیدین.
تو نگاه اول باید ببینید هدف چیه؟
خوب معلوم شد یه سری اهداف فردی دارید.
آیا هدف های ازدواج رو هم میدونید؟ مثلا از شما بپرسیم چرا ازدواج میکنید، چه پاسخی میدین؟
اگر جواب پرسش بالا رو بدونید، تحلیل راحت تر میشه.
تا اینجا من متوجه شدم دلیل ازدواج شما، اینه که دوستی دیگه بدرد نمیخوره و باید سطح رابطمون رو ارتقا بدیم.
لازمه ازدواج موفق با دوستی موفق فرق میکنه، شاید شما تو دوران دوستی یه سری از خودگذشتگی هایی نکنید و یا بالعکسش از خودگذشتگی های کاذب از خودتون بروز بدین که تو ازدواج قطعا انجام نمیدین.
اگر هدفتون از ازدواج مشخصه،
در درجه اول به عنوان گزینه ازدواج به هم نگاه کنید، خودتون رو بشناسید و برای ازدواج همیدیگر رو بررسی کنید.
مثلا یه آدم برونگرای افراطی و یک آدم درونگرای محض ممکنه دوست های خوبی بشن، ولی قطعا زوج خوبی نخواهند شد. ( این قسمت رو حتما باید مطالعه کنید و مشاوره بگیرید)
سپس،
اهداف فردی تون رو لیست کنید و الویت بندی کنید، پذیرش هدف های فردی رو در هم بررسی کنید، یکی تون باید از خودش برای هدف اون یکی بگذره.
در حقیقت اینجا باید بتونید از دو تا فرد، به یک "ما" برسید. راه "ما" شدن رو بلدین؟
مثلا من دوست دارم برم مشهد زندگی کنم و طرف دوست داره بره کرمانشاه زندگی کنه، باید بتونید یک هدف رو انتخاب کنید، یا تفاهم کنید حد وسط رو که تهران هست انتخاب کنید. شخصی که مشهد رو دوست داشته اگر برای طرفش کرمانشاه رو انتخاب کرد، باید به خاطر هدف عالی ازدواج انتخاب کنه و معنی کوتاه اومدن نیست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)