سلامسلام مجدد به همه و ممنون از توجهتون
- برای کسی که صرفا بخواد نیازش رفع بشه و نخواد وارد رابطه احساسی بشه غیر از خونه های تیمی بستر دیگه ای هم هست؟ شنیدم خونه های تیمی خیلی کثیفن و همین موضوع خیلی من و رنج میده اما میخوام بدونم چجوری یه آدم برای رفع نیاز عقد موقت میکنه مگه نباید اول با اون خانوم آشنا بشه دوست بشن بعد صیغه بخونن؟یا راه دیگه ایم هست؟
- من با پدرم در میون گذاشتم.ایشون مشاور خانواده ان عکس العملشون این بود که بستگی به رفتار من توی زندگی داره و تاکیدشون این بود که چون سه ساله که سمت این خونه ها نرفتن نقطه امید پررنگی هست شاید هم بدلیل علاقه که به نامزدم دارن پدرانه با این مساله برخورد کردن یا شاید نگران ازدواج من هستن و نمیخوان من این موقعیت رو از دست بدم.یه مثال برای من زدن: یکی از مراجعینشون گفته یه خواستگار دارم که قلبش مریضه بابام گفته اگه آدم خوبیه ردش نکن انگار دکتر گفته بوده تا 15 سال دیگه تضمین زنده موندنش هست.ایشون اون آقا رو رد میکنه و با یه نفر سالم ازدواج میکنه و شوهرش 5 سال بعد تو تصادف میمیره و خواستگار اولش هنوز زنده است...میگفت اشتباه کرده و پشیمونه پس تو نباید مته رو خشخاش بذاری.......
- اینکه بگم پدرم باهاش حرف بزنه نمیدونم چه عکس العملی نشون بده شاید انقد براش سخت باشه که بذاره و بره و حتی من و نبخشه.شایدم بترسه و بفهمه با کیا طرفه....
- به نظرتون بهتر نیست خودم سربسته موضوع رو باهاش مطرح کنم طوری که تازه فهمیدم و خیلی دلخورم و نمیتونم اعتماد کنم و عکس العملشو ببینم.ببینم دروغ میگه یا راست و برای کسب اعتماد من حاضره چیکار کنه...اجازه ندم همه جزییات و باز کنه که روش توی روم باز شه
- اگه بهم ثابت کرد(با اینکه در حد لفظی میتونه بهم اطمینان بده فقط( که پشیمونه و دیگه تکرار نمیکنه و حاضره شروط من و بپیره بهش بگم توی زندگی اگه موردی دیدم قطعا به پدر و مادر خودش و پدر خودم میگم.اگه دیدم خیلی راحت داره برخورد میکنه یا داره دورغ میگه هم ردش میکنم و هم به خانوادش میگم دلیل رد کردن من گذشته ی پسرتونه.چون انگار خواهرش یه چیزایی (نه کامل )میدونسته...(توی حرفاش بهم گفت)
- در مورد قدرت "نه" گفتن هم من با شناختی که ازش دارم فک میکنم دلش میخواد جلوی دوستاش امل به نطر نیاد مثلا وقتی تیپ میزنه اوایل میگفت الان دوستام من و ببین میگم آدم شدی....ولی مدتیه هر لباس عجیب و جدیدی هم که میپوشه حس بدی نداره و انگار براش مهم نیست.خیلی انعطاف پذیره این خصوصیتش من و جذب کرده.اما اینکه رفتارهای عیر انسانی یا وسوسه مالی بخواد روش تاثیر بذاره خیلی بعید میدونم ازش...شایدم من ساده ام. اما شخصیتش اینقدام ضعیف به نظر نمیاد و تصور درست یا اشتباه من این بوده که تو زمینه ج ن س ی در کنار وسوسه دوستانش خودش هم تحت فشار بوده شدیدا...
- و اینکه من گوشیشونو هک نکردم یه بار توی یه مغازه که گوشیم خاموش بود با گوشی ایشون قیمت یه محصول و توی نت سرچ کردم که چند ماه بعدش میخواستم دوباره این سایت و نگاه کنم و رفتم توی history گوگل کرومش.و ماجرا از اونجا شروع شد.
همه گفتنی ها گفته شد و جوانب بررسی شد
مشکلاتی که ممکنه پیش بیاد بهش اشاره شد
و مساله ی شما مساله ای پیچیده و لاینحل نیست.
و به نظر میاد نسبت به نوشته ها بی توجهی و دوست داری دیگران رو با خودت همسو کنی تا راحت ازدواج کنی .
و این ممکنه بخاطر تمایل شدید شما به ازدواج و همچنین نظر مثبت شما به این فرد باشه .
درکت می کنم که مجردی به ادم فشار میاره ولی نباید احساساتی تصمیم بگیری اونم در مورد همچین مساله ای که میتونه زیربنای یه خانواده رو به باد بده .
در مورد ازدواج باید شفاف بود و چشم ها رو باز کرد و دید تا درست تصمیم بگیری .
وگرنه بعد میمونی با یه ازدواج نادرست که دردسر و مشکلاتش تمومی نداره
نوشته های مدیر و فرشته مهربان هم که کاملا واضح و گویا است و به جا .
نهایتا تصمیم با خودته .
![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)