به نام خدا.
سلام آبانی عزیز.داشتم پستت رو میخوندم.هی خط به خط.منتظر بودم که مشکلتو بیان کنی ولی دیدم پیامت تموم شد ومن ایرادی به شوهرت ندیدم.برام جالبه دیدت،جالب که نه.خیلی منفیه.این که گفتی همسرم هر روز که از سر کار میاد خونه اول به خونهءپدرش سر میزنه.خوب الان این مشکلش چیه؟شوهر منم هر روز همین کارو میکنه.این نشونهءادب وخانواده دوست بودنشه.گفتی از وقتی باردار شدم همسرم جاشو جدا کرد.خوب واقعا برای تو مقدور نبود که بری پیش همسرت بخوابی؟آقایون خیلی هاشون اخر شبا تلویزیون تماشا میکنن.توم خیلی راحت میتونستی همراهیش کنی.بعدتولد دخترت هم هیچ دلیلی وجود نداره که جاتو از همسرت جدا کنی.گفتی همسرم بهم پول میده ولی نه زیاد وپشت بندش گفتی درامدش زیاد نیست.خوب توقع داری چیکار کنه؟وقتی درامدش زیاد نیست.اون به نسبت درامدش به شما پول تو جیبی میده.همهءاین مسائلی رو که شما نوشتید میتونستید قبل ازدواج با چندتا سوال متوجهش بشید اما نمیدونم تو مراسم خاستگاری ملاکهای شما چی بوده اون چه که مسلمه اون موقع چشم های قشنگتون رو بستین وبعد ازدواج چشم هاتون رو باز کردین درحالی که باید دقیقا برعکس این باشه.مثلا در مورد تفاوت فرهنگی واعتقادی ویا حتی میزان درامدشون.نمیدونم صمیمیتی که گفتین رو چی معنی میکنید.یا حتی نمیدونم تعریفتون از خوشبختی چیه؟این ها رو بگید احتمالا اینجوری بشه بهتر بهتون کمک کرد.جایی نوشتید که به خودم نمیرسم اماشلخته هم نیستم،خونه م همیشه مرتبه ولی شوهرم به چشمش نمیاد.این سبک زندگی شما مثل خانمهای ۶۰-۷۰ ساله ست.فک کنم خیلی تند رفتم ولی خوب من واقعا اینجور فکر میکنم.ینی واقعا نمیتونی آرایش کنی؟لباس خوب وشیک بپوشی؟لباس مهمونی نداری؟اون هارو نگه داشتی توی کمدت؟برات مهم نیست که وقتی همسرت میبوستت بوی ادکلنت اون رو سرحال کنه؟شما این مسائل ساده رو ازش دریغ میکنی.وقتی به خونه میاد چطور به استقبالش میری؟اگه عشقی بینتون بوده تو نقش خیلی مهمی برای زنده کردنش داری.اینکه تنها به خونهءپدرت میری وکلی بابتش ناراحت میشی که چرا باهام نیومد رو هم دلیلش رو نمیفهمم.منم خیلی وقتا خیلی وقتا تنها میرم.تازه خانوادهءمن شهر دیگه ن.ولی خوب دارم میبینم متوجهم که همسرم سختشه بیاد .خوب صمیمیت همیناست دیگه.یعنی اینکه همدیگه رو بفهمید واگه جاهایی همسرت ازت دور شد تو واینیستی به تماشاش بلکه باید بری به سمتش.همسرت راست میگه شما دارید زندگی میکنید مثل خیلیای دیگه.یه زندگیه کاملا طبیعی ونرمال.اما اگه شما منتظر تغییری هستین اول باید عاشق همسرتون باشید.کمی هم مهربون تر وشادتر.یادم نیست کجا شنیدم ولی جملهءخوبی بود.میگفت دخترا قبل ازدواج از خدای به اون بزرگی تنهایک شوهر میخوان.وبعد ازدواج از شوهر به اون ناتوانی همهءدنیاروگناه دارن خوب.
![]()







گناه دارن خوب.

علاقه مندی ها (Bookmarks)