اقای مقداد من فکر میکنم شما یه مقدار بدبین شدید نسبت به مسایل مذهبی و دینی.
بله حرفتون درسته نباید اشتباهات و ندانم کاری خودمونو گردن تقدیر و اینجور مسایل بندازیم ولی اینو من میدونم که طرف باید تلاش کنه تحقیق کنه به قول شما عقلش و بکار ببنده در کنارش توکل هم بکنه. اتفاقاتی که میفته به طور مطلق نمیشه گفت خدا درش اصلا دخیل نیس خیلی موقع ها واقعا حکمت خدا تو کاره اینی که شما میگی اصلا اینجور مسایل وجود نداره من با این نظرتون مخالفم.
Masamasa ی عزیز ممنون از پیامت دقیقا منم با حرفات موافقم ما وصله هم نبودیم اونا واقعا از من توقع عصمت داشتن!!!
تو همه مسایل....و هیچ ایرادی از خودشونو نمیدیدن کوچکترین مساله ای از من زیر ذره بین بود حتی حرف مشاوره م قبول نداشتن...
خیلی سخته چهارسالتو بریزی دور اونم برا هیچی اونم برا کاری که نکردم برا اتفاقی که هنوز من نفهمیدم ...
کاهی اوقات فکر میکنم حتما همسرم با شخص دیگه ای دوست شده... اخه این سطح سردی برام خیلی عجیبه...
انگار نه انگار چن سال باهاش بودم...خیلی راحت بلاک کرد کلا فراموش کرد..هرچی فک میکنم اخه من چکاری کردم که انقد برید به نتیجه نمیرسم .
نه من هیچکس دیگه ای به نتیجه نمیرسه...حتی مشاورم حریف نشد...خیلی مشاورا که تا شروط اقا رو دیدن اجازه ندادن من حتی حرف بزنم گفتن سریع از این زندگی بیا بیرون....
وکیلش باهام تماس گرفت دیروز یه چیزی تو دلم مونده...این اقا هیچ راه ارتباطی نذاشت که من حتی حرفمو بزنم بهش ...تصمیم گرفتم از وکیلش بخوام یه ملاقات کوتاه و ترتیب بده که من بهش بار دیگه بگم که من راضی به طلاق تیستم خودت خواستی...امون نداد خودم شخصا بهش بگم از طریق واسطه گفتم ولی نمیدونم چرا دوست دارم از زبون خودمم بشنوه...حقیقت من طلاق و گناه بزرگی میدونم اگه سر مسایل پوچ باشه...حالا نمیدونم این درخواست ملاقات ازش بکنم یا نه؟از طرفی میترسم یهو عصبانی شه همون یه ذره مهرم که میخواد بده نده اذیتم کنه...ممنون میشم نظرتونو بگید دوستان...








علاقه مندی ها (Bookmarks)