با سلام
بدترین کار زندگی شما این بوده که با ایشون وارد فاز احساسی شدید چرا این کارو کردی آخه؟


من اگر جای شما باشم به ایشون میگم فعلا ارتباط قطع باشه و اگر اون موقع که اومدن شرایط مناسب بود بیان خواستگاری و اگر باز هم شرایط نامناسب بود به هرحال رابطه به این شکل ادامه پیدا نمی کنه

شما به اندازه کافی وارد فاز احساسی شدید به زودی عقل و منطق شما کاملا زایل میشه و همه شرایط ایشون رو می پذیرید و بعدا ایشون میاد یه داستان برای شما تعریف می کنه که مادرم بازهم گفته صبر کن
هیچ هم بعید نیست آخرش بیاد بگه نتونستم راضیشون کنم و برات آرزوی خوشبختی می کنم و خداحافظ

خیلی خیالت راحت نباشه که مادر ایشون فرد دیگری رو کاندید نکرده باشه

در رابطه با زندگی در شهر دور امکانپذیر هست ولی با توجه به اینکه ایشئون تک پسر هست اگر وابستگی عاطفی زیاد توی خانوادشون باشه از یه طرف یه سری مسایل توی خونه اونها و از یه طرف دوری از خانوادت ممکنه پشیمونت بکنه

اولش شما از فاز احساس بیرون بیا این فاز مال بعد تعهد و عقد هستش
خیلی منطقی به شرایطنگاه کن ایشون فردی هستن که فعلا شما رو داخل آب نمک قرار داده و تعهدی هم که به شما نداره پس هر لحظه ممکنه رهات کنه

بعد از رسمی برخورد کردن با ایشون و اتمام فاز احساسات میتونی خواستگارت رو بررسی کنی
خواستگارت حداقل یک فاز برای به دست آوردن شما سعی و تلاش بیشتری نسبت به اون آقا کرده

اگر خواستگارت مناسب بود میتونی کلا اون آقا رو فراموش کنی
اگر هم نامناسب بود اگر اون آقا بعد 9 ماه اقدام خاصی کرد میتونی روش فکر کنی و اگر نکرد هم گزینه های دیگه رو بررسی کن

احساسات شما رو کور می کنه مراقب باش قبل ازدواج کور نشی