زمستونی عزیز
لازمه جوری وانمود کنی که انگار از این حرکت خواهرشوهرت برداشت خوب کردی
مثلا جلوی شوهرت به خواهرشوهرت بگو خیلی زحمت کشیدی که اون کیکها رو درست کردی حالا خوب شد همسر به من اطلاع داد وگرنه من در حال انجام مقدمات بودم برای درست کردنش
کاش می گفتی میومدم کمکت با هم درست میکردیم یا اینکه میومدی بالا البته به طور کلی توقع زحمت از شما نداشتم و راضی تر بودم شما به زحمت نیوفتی
یعنی از حرکت خودش دقیقا علیه خودش استفاده کن از اون به بعد کیک درست کردن ایشون برای همسر شما دیگه نمیتونه خودشیرینی باشه فقط یه کار اضافه بیخود محسوب میشه که هیچ بار معنوی خاصی به همراه نداره چون اون لطفی که ایشون به شوهرت کرده رو شما لطف به خودت تعبیر کردی و از اون به بعد هر وقت بخواد این کارو بکنه احساس می کنه داره کاری برای شما انجام میده هرچند همین الانم که حالت خودشیرینی داره بازم بعید میدونم دائم باشه احتمالا موقتی باشه و به زودی از انجام این کار خسته بشه
دقت کن این مکالمه ها ی سیاستمدارانه بهتر هست که در حضور شوهرت باشه که اونم دقیقا همین برداشت رو داشته باشه
در رابطه با غذا هم هیچ اشکالی نداره اگه همون غذای دو نفره رو برداری ببری پایین گاهی، بالاخره اونا هم اندازه خودشون غذا درست کردن هر کی هر چی خواست میخوره
گاهی وقتها مثلا هفته ای یه بار یا دو هفته یه بار تماس بگیر باهاشون و بگو امروز من نهار درست می کنم شما زحمت نکشید اگر خواستن بیان بالا اگر هم پایین راحت ترن برو پایین
بالاخره باید یه صمیمیتی هم ایجاد کنی نمیشه که همش خودتو جدا بگیری و توقع داشته باشی باهات صمیمی باشن
شما اول باید به هر طریق که شده جایگاه همسری خودت رو در نظر همسرت پیدا کنی بعدش میتونی برای اصلاح بقیه شرایط فکر منطقی داشته باشی
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
علاقه مندی ها (Bookmarks)