با سلام مجدد
فرشته جان همونطور که در پست قبل گفتم یک دستورالعمل خاص برای همه زندگی ها جواب نمیده و شما باید دستورالعمل مناسب برای زندگی خودت رو پیدا کنی
شاید یه مردی با حضور پول زن توی زندگی تنبل بشه و خیالش راحت بشه و دنبال تامین خانواده نباشه (و توی امور داخل منزل هم هیچ مشارکتی نکنه) شاید هم یه مرد باشه که وقتی می بینه همسرش برای خودش یه جایگاه اجتماعی داره و از اون جایگاه کسب درآمد هم می کنه تلاشش رو بیشتر کنه و در امور منزل هم مشارکت کنه و ...
خوب نوع برخورد با مرد اولی با نوع برخورد با مرد دومی فرق می کنه دیگه
اینکه همسر شما به مشارکت توی زندگی اعتقاد نداره یه مقدار کارو سخت می کنه یعنی شما رو توی این موضع قرار میده که حداقل درآمد خودت مال خودت باشه
من روزی که رفتم سر کار همه خانمهای شاغل فامیل بهم گفتن پولت رو وارد خونه نکن
ما تا اون روز یه خونه و یه ماشین داشتیم که بیشترش از درآمد همسرم بود و من فقط پول بورسم توی اون چیزهایی که داشتیم وجود داشت هم خونه و هم ماشین به نام من بود (البته دلایلی داشت این نوع به نام زدن هر کدومش به علتی شد مثلا ماشین رو با وام می خواستیم بگیریم قبلا همسرم وام خودرو گرفته بود و نمیشد دوباره بگیره)
من پیش خودم گفتم وقتی همسرم اهل حساب کتاب نیست و هر چی داره به نام من هست چرا من باید این کارو بکنم
هیچ حساب و کتابی به زندگیم وارد نکردم
همسرم مثلا حوصله نداشت که بره یه حساب سرمایه گذاری باز کنه من رفتم این حسابو باز کردم هر ماه از حقوق همسرم هرچی می موند میریخت به حساب من، خودم هم پولمو می ریختم به همون حساب
بعدش با برادر شوهرام، با همون پول و همینطور با وام هایی که با بدبختی ضامن جور کرده بودیم گرفته بودیم و تا چند سال آینده من شخصا بیشتر حقوقم رو باید بابت اقساط وام ها می دادم (و البته همسرم هم همینطور) به همراه پولی که اونا (برادرشوهرام) آورده بودن یه خونه شریکی گرفتیم
برادر شوهرم رفت توی اون خونه زندگی کرد و خواهرشوهرم اصرار داشت که ما اون خونه رو به مادرشون ببخشیم
اینکه من برای شما میگم برای شما این تصور رو ایجاد نکنه که ما از خانواده همسرم حمایتی نمی کنیم همسر من و برادرهاش هم برای مادرشون آپارتمان خریدن و هم هر ماه بهش پول میدن اونی که من نوشتم یه زیاده خواهی و خودخواهی محض بود
اینجا من به خودم اومدم و با صحبتهایی که شده بود و دیدگاههایی که از همسر دیدم به این نتیجه رسیدم که ما باید برای پولها حساب کتاب داشته باشیم
همسرم باید بدونه دقیقا این مقدار از پول مربوط به من هست و به خانوادش اجازه نده راجع به پولی که توی زندگی ماست نظر بدن
البته من کلا زیر بار پیشنهادشون نرفتم ولی چند ماهی اعصابم به شدت خرد شد و همش در حال مبارزه بودم
البته همسرم هم با این موضوع موافق نبود ولی قاطعانه نظرشو نمی گفت و توی دیدگاههاش دیدم که زیاد هم در نظرش نیست که من هم مشارکتی داشتم توی اون پول و اینکه تا چند سال آینده هم دیگه حقوقی برام نمی مونه
اون دوران برام تلخ بود یک سری چیزها به هم خورد
ولی از همسرم خواستم حسابی به نام خودش باز کنه و دیگه پولی به حساب من نریزه
من هیچوقت به همسرم نمی گفتم پول من یا پول تو، همیشه می گفتم اون پول یا پول ما
البته من چون همسرم شاغل بود و درآمد خوبی هم داشت و داره، معمولا کاری به خریدها نداشته و ندارم مگر اینکه بیرون باشم و چیزی رو مناسب ببینم و بخوام بخرم یا مثلا رفتم برای شهریه مدرسه بچه ام که گفتن همین امروز باید بریزید، من رفتم ریختم و هیچ وقت هم به همسرم نمیگم که مثلا فلان پولو دادم باید بهم پس بدی و ...
یعنی هنوزم پول من پول تو ندارم
فقط در حدی هست که حدود حسابها مشخصه
دو سال پیش برادرشوهرم توی ایام عید به همسرم زنگ زده بود گفته بود 40 میلیون میخوام همسرم گفته بود چنین مبلغی ندارم گفته بود شما دو نفر زن و شوهر کار می کنید چطور یه همچین پولی ندارید؟
همسرم هم گفته بود خانمم شاید داشته باشه اگر میخوای زنگ بزن ببین داره یا نه
یعنی یه جورایی دیگه خانوادش خودشونو صاحب درآمد ما نمی بینن
با توجه به روحیاتی که از همسرت گفتی بعید نیست از این داستانها برای شما هم پیش بیاد
بالاخره داستانی که برای هر کسی اتفاق می افته یه مدلیه ولی آدمو به خودش میاره
پیشگیری بهتر از درمان است
و البته شما خودت باید شرایط زندگیت رو ببینی و راه حلی رو داشته باشی که هم به روابط دو نفرتون آسیبی نرسه و هم خودت در آینده آسیبی نبینی
****من نظر کاربر قبلی رو ندیده بودم زمانی که اینها رو نوشتم
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
علاقه مندی ها (Bookmarks)