با سلام
مطالبی که گفتم ابدا با دید خصمانه نبوده و نیست، بلکه با دید واقع گرائی و پیشگیری گرانه است. و بیشتر مطالبی که گفتم جنبه نصیحت و آینده نگری داره نه اینکه همین الان و در مورد شما واقع شده. خواستم دیدگاه آقای حبشی رو و نتایج عملی عمل به آن رو در زندگی نشان بدم به امید آنکه شما و دیگرانی که این مطلب رو می خوانند دچار اشتباه عده ای دیگر نشوند.
شما می تونید این قسمت رو مهرورزانه ببینیدو البته به آن عمل کنید.
"یه نکته هم است، یه وقت هائی مرد هرچی تلاش میکنه نمی تونه به اندازه نیاز خانواده درآمد کسب کنه. روحیه اش بهم میریزه و تو دلش انتظار داره همسرش هم "کمک" کنه. "ولی این رو "وظیفه" زنش نمی دونه. کمک داوطلبانه میدونه و قدرشناس هم هست. اینجور موقعیت ها طبیعی است که خانم هم خانمی کنه و به خانواده اش کمک کنه. البته به همان روشی که گفتم. با مدرک و سند و البته مودبانه که به غرور آقا از این طرفی توهین نشه. زمانی هم که گشایش در روزی پیش بیاد و امکانش فراهم بشه مرد اونچه رو که گرفته یه هدیه هم بذاره روش برگردونه."
"من در مورد بی احترامی و فخر فروشی و کار منزل حرف نزدم ."
من هم به شما نگفتم. کلی درباره زنان و مردان و در پاسخ اون آقای دکتر گفتم که این چیزها اگر در رفتار خانم باشند غرور مرد رو خدشه دار می کنند، نه درآمد. البته امکان داره مردی به همسرش به دلیل درآمد بیشتر حسادت هم بکنه.
اگر بخوام خط به خط مجددا توضیح بدم طولانی میشه. شما خودتون مجددا مهرورزانه و نه خصمانهبلکه به عنوان نصایح یه برادر بزرگتر اون مطالب رو بخونید.
سوال های اواخر متن نیز صرفا جهت کسب اطلاع هستند نه محکوم کردن. وقتی سوال می کنم یعنی هنوز در مرحله کسب اطلاعات هستم نه قضاوت، اونهم اگر بخواهم قضاوت کنم یا نه. معلوم نیست به خودم همچین حقی بدم. ولی خب توصیه کردن چرا. شاید به خاطر اینکه نصیحت و سفارش هزینه و مسئولیت کمتری داره
"چند ماه پیش میخواستیم ماشین بگیریم که قسمت بیشترش رو من پرداخت کردم و خودش اومد گفت به اسم تو میزنیم منم هیچی نگفتم یعنی باشه چند روز بهم اخم کرد ."
من که نمیگم، خودتون دارید میگید.
شاید بهتر بود باتوجه به اینکه هر دو نفر با هم سرمایه گذاری کردید به نام هر دو ثبت میشد. ایشون یه کوچولو حق داره گله مند باشه که نادیده گرفته شده.
"نکته مهم تو بحثای اقای حبشی این بود که نباید با شوهر جدل و قهر کرد که متاسفانه من خیلی این کارو میکردم"
100% موافقم با این حرف تون. قبل از اینکه این جمله رو بخونم دقیقا همین موضوع به ذهنم رسیده بود و می خواستم بهتون بگم. نحوه برخوردتون با مطالب خودم و شاید دوستان، داشتن روحیه کل کل کردن رو به ذهن متبادر میکنه اگر نگویم منفی دیدن رو. شاید مشکل شما خیلی ربطی به پول نداشته باشه، شاید صحبت ها و رفتارهای شما است که مشکل ایجاد می کنند. میگم شاید. چرا این موضوع رو صریح و مهربانانه با همسرتون مطرح نمی کنید؟ با هم صحبت کنید ، از هم سوال کنید و "بنویسید" چه چیزهائی رو در شخصیت، صحبت و رفتار همدیگر دوست دارید یا دوست ندارید؟ چقدر، به هر کدوم نمره مثبت و منفی بدید.
"البته اینو هم بگم که در خانواده ایشون کلا اختیار مالی دست شوهره با اینکه خواهر هاش شاغلن و کاملا ساخت سنتی شون رو حفظ کردن و اتفاقا خیلی هم موفقن و رابطه خوبی دارن .
ولی چشم داشتی ندارن که مثلا خونه به اسمشون بشه !!! ولی به نظر من وقتی من دارم تلاش میکنم این حقو دارم که چیزی میخریم به اسم منم باشه ولی هیچ وقت نمیخواستم این رو به زبون بیارم ."
در خانواده های سنتی مرد خرجی خانه رو دراختیار خانم قرار میده تا با مشورت و هماهنگی همدیگر هزینه کنه. حتی در بعضی خانواده ها سهم آقا برای مخارج شخصی رو هم ارقبل مشخص می کنند تا مدیریت هزینه ها بهتر صورت بگیره.خانم هم در مخارج خانه "کمک" میکنه نه اینکه وظیفه بشه اگر نتونست سرزنشش کنند. ضرب المثل "لطف مکرر، حق مسلم" واقعیتی است که بیشتر در بیرون خانه و کمی هم در خانه کاربرد پیدا می کنه. خوبه که توقعات و انتظارات از همدیگر منطقی و شفاف بیان و برای همیشه حل و فصل بشه.
به نظ نمیاد شما روحیه ای مشابه اون خانم ها داشته باشید. این رو خودتون بهتر می تونید تشخیص بدید.
"نمیدونم میتونم تا این حد سنتی بشم ؟ ایا همسرم شاخ نمیشه ؟ جنبه اش رو داره ؟"
یه نکته برای همه مخصوصا خانم ها
زندگی بالا و پائین داره. قهر و آشتی داره. وصال و انفصال داره. زندگی و مرگ باهمند.
خانم هائی که هرچی دارند به نام همسر می کنند (و همینطور آقایانی که همه چیزشان رو به نام خانم می کنند) هر دو دسته راه افراط رو رفته اند.
اشکالات زیادی در این نوع زندگی ها وجود داره
اول: معلوم نیست فردا هم به اندازه امروز عاشقانه باشه. خدای ناکرده کار به اختلاف و جدائی بکشه اون طرفی که داشته هاش رو بدون حساب و کتاب بخشیده تقاص سختی پس خواهد داد. هم عاشق باشید و هم دوست. هر دو و هر کدام در جای خود.
دوم: معلوم نیست طرف گیرنده تا چه حد ظرفیت این نوع محبت ها رو داشته باشه. شاید امر بهش مشتبه بشه و برسه به همان حالت اول. یعنی اگر اون بخشش های بیجا نمیشد کار به تغییر رفتار و جدائی هم نمی رسید
سوم: اگر مرگ و میری پیش بیاد و طرف بخشنده فوت کنه، همه چیز به نام گیرنده خواهد شد و فرزندان از حقوق قانونی و شرعی شان محروم خواهند شد. فرض کنید آقائی که اموالش رو به نام خانمش میکرده فوت کنه (یا برعکس). در این حالت فرزندان این آقا باید تا مادر زنده است از ارث و سرمایه تشکیل زندگی که باید بطور طبیعی بین نسل ها گردش کند محروم میشوند و چه بسا ناراحتی هم بین شون ایجاد بشه. واقعیت اینه که این وسط آقایان همواره مظلوم و رکورددار فوت زود هنگام هستند(شوخی)
چهارم، زن و مرد باید منطقی باشند و درک کنند هر کدام انسان مستقلی هستند و حقوق مستقلی دارند. انتظار صرف نظر کردن یک جانبه یک طرف از حقوق خودش به نفع دیگری بسیار خودخواهانه و زورگویانه است. حتی اگر یک طرف به این امر رضایت بده احتمال زیادی داره که همین براش در آینده عقده و زخم روحی بشه. برای کسانی که همردیف هائی در اطراف خودشون دارند و خودشون رو با آن ها مقایسه می کنند این احتمال نزدیک به یقین میشه.
نکنید. نکنید. هرکسی به حق خودش و جایگاه خودش قانع باشه.![]()







و البته به آن عمل کنید.
بلکه به عنوان نصایح یه برادر بزرگتر اون مطالب رو بخونید.
(شوخی)

علاقه مندی ها (Bookmarks)