ممنون از جوابتون اما من حدس میزنم شما چند نکته رو اشتباه متوجه شدید
ما نزدیک به 1 سال روابطمون صمیمی شد تو این ی سال هم چند ماه اولش رو بازهم ما بحث و دعوا داشتیم.نه ایشون نه من هیچ وقت عملا حرفی از دوستی عاطفی نزدیم.اینکه گفتید رابطه بی تعهد ایشون به من هیچ وقت قولی ندادن که بخوان متعهد باشن و اتفاقا مثلا حرفش که پیش میاد میگن شماهم روزی ازدواج میکنی و خوشبخت میشی(یک بار هم گفتن ما همدیگرو نبینیم بهتره ممکن یکیمون دلش گیرکنه اونوقت چاره چیه؟چند رز بعد که حرف از ازدواج من شد ایشون گفت هروقت شوهرخواستی بکنی بهم بگو و گفتم من ممکن به شهرشما مهاجرت کنم باخانواده گفتن خب اونوقت خودم آشنا میشم وحساب کار بقیه میاد دستشون و دوباره چند روز بعد گفتم اره نبینیم همو بهتره شما ممکن دلت گیرکنه گفت اره اینم حرفیه بزار بعد راجبش حرف میزنیم)و اتفاقا من یک بار به تلافی ی شوخی ایشون گفتم که دوستشون دارم و ابراز علاقه که دقیقا ایشون حرف های شما رو گفتن تا حدودی...شما الان سنت کمه درست وارد جامعه نشدی بعدها بهتر از منو میبینی الان باید به درست تمرکز کنی وقت این کارو نداری من اگر میدونستم حرف زدن بامن برات این علاقه رو به وجود میاره اصلا حرف نمیزدم باهات تو بعدها به این احساست میخندی و میگی کاش بهش نمیگفتم تو فقط منو از مجازی میشناسی و باید تو واقعیت هم بینیی بعد ببینی حست چطوره و اصلا منطقی نیست راجبش حتی فکرکردن خودت میدونی که من رابطه های مجازیو مسخره میکنم که البته من بعدش بهشون گفتم به تلافی اون شوخی گذشتشون بود و من احساس خاصی ندارم..
من درسته از ایشون خوشم امده و حس خوبی دار بهشون اما وابستگی نه اونقدر که بفهمم ادم بدیه نتونم کات کنم...
ما تا قبل از این چند هفته که یکمی مستقیم تر بیان بشه ابراز محبت های ایشون خیلی دوستی معمولی خوبی داشتیم.
یعنی میگید حتی اگر با این آقا همینطوری معمولی در ارتباط باشم هم مضره؟
من این فکرو میکردم اگر بتونم ی خط قرمز مشخص کنم بین حرف ها و کارا باتوجه به رابطمون که ی رابطه معمولیه همه چیز مثل سابق بشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)