سلام دوستان همسرم دوباره موضوع بچه دار شدن رو مطرح کرد. و گفته که تا یکی دو هفته دیگه در مورد دکتر تحقیق کنم و برای بارداری اقدام کنیم.منم ترسیدم مثله دفعه قبل تا من قبول کنم دوباره لج کنه بگه نه منصرف شدم(حس می کنم منو مسخره می کنه) من هم گفتم که دفعه قبل که در این مورد حرف زدیم شما گفتی فعلا بچه دار نشیم و من هم برنامه ریزی کردم برا اوقات فراغتم و می خوام برا ارشد شرکت کنم و تا دوسال دیگه بچه دار نشیم.مخالفت کرد و گفت نه باید بچه دار شیم داره دیر میشه.منم گفتم چندتا دلیل بیار که منم به شوخی بهش گفتم اینبار دلیل بیار که چرا بچه می خوای ؟ ایشنن گفت خیلیا می گن دیگه داره دیر میشه مامانم خواهرام دوست پدرم و خیلی ها بهم گفتم بچه دار شین داره دیر میشه.
من هم گفتم عجب , من هم که تا الان همین رو می گفتم و تو مخالفت می کردی بقیه تا می گن قبول می کنی؟ناراحت شدم که چرا حتما بقیه باید برا زمان بچه دار شدن ما تصمیم بگیرن.
منم بهش گفتم جواب قانع کننده نیست به شوخی بهش گفتم برات زوده پدرشدن.ایشون هم خندید و گفت دارم جدی میگم دنبال یه دکتر باش.
نمیدونم چیکار کنم؟
راستش من خودم یه مشکل دیگه با بچه دار شدنمون دارم شاید فکر اشتباهیه ولی بهتره بگم من از اول با ظاهر همسرم مشکل داشتم و برام مورد پسند نبود و الان هم می ترسم بچمون شبیهش بشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)