بنظرم فقط باید دکتر بره و ازین به بعد یارانتم دیگه نگیر کلا هیچ پولی نداشته باش که نگه خودت بخر خودت پولش بده اما ازش بخاه ولی با مهربونی با کاش ..
ابراز نیاز بهش من میدونم شوهرت دکتر بیا نیست شما خودت باید بشی دکتر ببین عزیزم باید از یه جایی به قلبش وارد شی شوهرت مریضه اما به هر حالیه رگ خابیداره از عصبی شدنهاش در مورد خونوادت و مقایسه با اونها باید بفهمی که اگر بهش انگیزه بدی بهش حس افتخار کردن و مفید بودن بدی حتما یه تغییراتی رو در خودش شروع میکنه همینکه بدش میاد پول مادرت رو به رخش بکشی نشون میده دوست نداره پایینتر بنظر بیاد پس بهش حس افتخار و تامین کنندگی بده
مثلا بگو این شلوار خیلی به نسبت جنسش قیمتش پایینه کاش میخریدیم اخه شلوارم کهنه شده حالا دو حالت داره یا میخره یا نمیخره اگر بخره خداروشکر ده یارانه هم که نداری بگه خودت باید نصفش بدی اگر نخره حس ناراحتی رو نشون بده حسی که بدور از خشم باشه یعنی فقط مثل بچها ناراحت باش اما پرخاش و داد و بیداد نکن اینجوری وجدان درد میگیره اما اینکه همسرت تغییراتی در خساست بکنه نیاز به پیش زمینهایی داره یعنی اینکه باید یه انرژی هایی رو دریافت بکنه تا راه بیفته مثلا وقتی همون شلوار خرید و گفت باید نصفش خودت بدی من اگه بودم میگفتم وااااااااااااای عزیزم چقدر مهربونی برام شلوار خریدی چقدر خوبی چقدررررر به داشتنت افتخار میکنم
اینقدر هندونه میذاشتم که پشیمون بشه چرا حرف یارانه رو زده برا هر خریدش همینطور ذوق میکردم تا کم کم برا نشون دادن خودش خودبخود ازین کارها کنه اما میدونستم باید صبور باشم چون چندساله از من کلمه تو خسیسی و .... رو شنیده پس باید باور کنه من دیگه به چشم خسیس بهش نگاه نمیکنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)