سلام
من دو هفته هست که دوباره دارم با خانواده همسرم رفت و آمد می کنم
ولی رفتارهای سابق به قوت خودش باقیه
توقع زیادشون و اینکه همش می خوان تعطیلات رو با اونا بگذرانیم
و جالب اینجاست پدر شوهر می ره منبر و شروع می کنه به سخنرانی که باید بیاین و به ما سر بزنید و تعطیلات با ما باشید
دلم می خواد خیلی خیلی محکم تز از قبل باشم، تا زندگیم دوباره خراب نشه
تنها چیزی که تونستم عوض کنم بعد اون دعوا، این بود که ارتباط تلفنی روزانه ام رو کامل قطع کردم چون واقعا از زنگ زدن های زیادشون تو طول روز کلافه بودم و استرس می گرفتم م ش هر چند روز یه بار زنگ می زنه ولی من اصلا زنگ نمی زنم
خواهش می کنم بهم بگید رفتار درست این وسط چیه
من باید چطوری رفتار کنم تا اینا دست از سرم بردارند