سلام بی نهایت جان
راستش من نتونستم متاسف بشم، حسی هم دست نداد که برات دعا کنم. تنها چیزی که برای گفتن دارم اینه که
اکثر اتفاقاتی که ما نگرانشون هستیم، هیچوقت رخ نمی دن.
واقعا اتفاق نمیفتنا، دقت کردی؟
اگه دقت نکردی، یه دفترچه یادداشت بردار، هرچیزی که در طی روز نگرانت می کنه رو بنویس. هرچیز کوچیک یا بزرگی رو. و هرزمان که فرصت کردی با خودکار رنگ دیگه ای، جلو اونهایی که اتفاق افتادن یه شکل علامت بزن، جلو اونهایی که اتفاق نیفتادن یه شکل دیگه. یه مواردی هم هستن که آدم می نویسه، بعدا بهش فکر می کنه و می بینه که این اصلا جای نگرانی نداشته، یه علامت هم برای اونها در نظر بگیر. آخر هفته ها و آخر ماه ها هم علامت ها رو بشمار. ببین نتیجه چیه.
کم کم ذهنت متوجه می شه که خیلی از نگرانی هاش بی جهت هستن.
می تونم خواهش کنم این دفترچه رو حتما پر کنی؟ برام مهمه. حتی اگه شده روزی یا چند روزی یک مورد رو توش بنویسی.
خودت رو هم بخاطر کنار گذاشتن کارت سرزنش نکن. با توجه به نوع ارتباطی که با همسرت داشتی و داری، بهترین تصمیم در اون مقطع زمانی، همون تصمیمی بود که گرفتی.
تو مادر خوبی هستی. بهتر هم می شی. چون همیشه تلاش می کنی بهتر بشی.![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)