3 سال پیش من هم یه تاپیک ایجاد کردم تحت همین عنوان ترس از بچه دار شدن ... امروز پسرم 21 ماه و نیمش هست و من خوشحالم و شاکر خدای مهربون ...
تمام ترسها و نگرانیهای شما کاملا بجاست و حق دارید واسه تصمیم به این بزرگی خیلی فکر کنید و خیلی جدی بگیرید این مسیله رو من چون حستون میکنم تجربم رو میگم بهتون
بچه دار شدن یجورایی تولد دوباره است یجورایی امید اورنده زندگیه یجورایی بهترین تجربه ای که هر ادمی میتونه داشته باشه یجورایی لذت بخشترین حس دنیاست یه دوست داشتن خالصانه اما در کنار همه این حس قشنگا یه دنیا سختی یه دنیا مسئولیت یه دنیا بیخوابی یه دنیا تغییر و تحول تو زندگیت ایجاد میشه دیگه تا یه مدت شایدم واسه همیشه باید کار رو ببوسی بزاری کنار من بعد 14 سال خونه نشین شدم تا یه مدت تفریحات و مهمونی ها مسافرتا کنسله اگرم باشه دیگه رنگ و بوی قبلا رو نداره ... خرید کردن واست سخت میشه ورزشم نمیتونی بری مگر اینکه کسی باشه بتونه گوگول رو نگه داره تا تو بتونی یذره واسه خودت زمان بزاری ولی بازم سخته البته همه اینا بستگی به خودتون هم داره ...
من خیلی فکر کردم حیلی بالا پایین کردم به همه جوانب فکر کردم بعد تصمیم گرفتم خدا رو شکر با رضایت خودم این کار رو کردم تو این مدت خیلی مواقع کم اوردم ولی الان پسرم که یه حرف جدید یاد میگیره بغلم میکنه بوسم میکنه با هیچی عوض نمیکنم حس قشنگ مادر بودن رو .
کلا خانوم اگه با ازدواج فکر میکنی وارد یه دنیای جدید میشی با بچه دار شدن دنیات کلا عوض میشه روش زندگیت عوض میشه اگه امادگیش رو داری توکل کن به خدا روزی که ما تصمیم گرفتیم بچه دار شیم تنها عاملی که ما رو مصمم کرد این بود نکنه یه روز پشیمون بشیم که دیگه دیر شده باشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)