دوستان! من به صحبت های ایشون در مورد همسرشون اطمینان ندارم. مشخصه که ایشون از همسرشون خشمگینه و در واقع بار گناه و اشتباهشون بر دوش ایشون گذاشته. تو آخرین پستشون علنا می گن که همه چی به نفع خانمشون شده! انگار که شرایطی که ایشون برای همسرشون درست کردند آرزوی هر زنیه!
آقای mreza شما طوری حرف می زنید که انگار بهای ظلمی رو که به اون خانم کردید همسرتون باید پرداخت کنه. به این فکر نمی کنید که ظلمی که به همسرتون کردید اگر بیشتر نباشه کمتر از ظلمی نیست که به اون خانم کردید. انتظار دارید که با شما همدردی کنه، برچسب مطلقه بودن رو بپذیره و خانه ی آرزوهاش رو ویران کنه و چون تن به این خواسته تون نداده از ایشون عصبانی هستید و فکر می کنید آدم خوبی نیست. پست اولتون رو که انقدر گفتید برای احساس خانمتون ارزش قائلید با آخرین پستتون مقایسه کنید و به من حق بدید که حرف هاتون رو باور نکنم.
به توصیه های Blue friend توجه کنید چون واقعا خیلی خوب شما رو توصیف کردند. منم تو پست اولم تو این تاپیک به همین موضوع اشاره کردم. شما دید بسیار بدی نسبت به آدم های اطرافت داری. آدم های دیگه برای این وجود ندارند که به شما خدمت کنند و نیازهای شما رو برآورده کنند. آدم ها مهره های شطرنج نیستند که شما تو صفحه ی زندگیتون حرکتشون بدین.
شما تا به این نرسی که نمی تونی آدم های دیگه رو کنترل کنی و عزت نفست از کنترل و بالاتر بودن از دیگران نباشه، به آرامش نمی رسی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)