سلام
ممنون از پاسختون .
متشکرم .
شما باید این قضیه را عمیق تر بررسی کنید !
باید خودتون را آماده سفرکنید – سفری به درون اعماق وجوتان !
بعضی انسانها درون گرا هستند – ولی این درون گرایی به این مفهوم نیست که آنها در سرنوشتشون نوشته باید کم رو و خجالتی باشند
یه چیز اکتسابیه – یعتی ما می تونیم با تمرین کردن از این سسیتم ذهنی خودمون خارج بشیم .
و این در صورتی فراهم میشه که بخوایم !
..............................................
به نظرم شما نباید حساسیت و zoom زیادی داشته باشید به خودتون و دائما نگران باشید که دیگران شما را چگونه قضاوت می کنند !
ولی حقیقت اینکه مردم ( طرف مقابل) این جوری فکر نمی کنند - چون خودشون اینقدر گرفتاری دارنند که دیگه وقت نمی کنند بخوان بیان فقط رو ما زوم کنند . پس باید خودتون را همانند آنها بدانید !
چطوری همانند آنها بشید ؟
افراد را زیاد تو ذهنتون بزرگ نکنید و خودتان را کوچک فرض نکنید !
گفتگو کردن در حالت برابر، بسیار دلپذیرتر از صـحبت کردن با حالت کم بینی و یا بزرگ بینی ست .
..........................................
خودتون را دوست داشته باشید - به خودتون باور داشته باشید – از خودتون قدردانی کنید
چهره – صدا – استعداد – احساسات و .... قبول کنید و از خداوند تشکر کنید
خود پذیری + تلاش برای پیشرفت = رفع مشکلات
......................................
همه افراد تو دنیا یکسان نیستند – انسانها متفاوت هستند ، و هر شخصی یه ویژگی ای داره که باید اون را پیدا کنه و تقویتش کنه تا اعتماد به نفسش بالا بره !
امکان داره یه شخصی در احساساتش مهارت بالایی داشته باشه –– یه فردی در لبخند زدن – یه فردی در تحصیلاتش
یه فردی در مهربانیش - فرد دیگر در صحبت کردنش - فرد دیگر در خیاطی- شخص دیگر در آشپزی و .....
اگر نقطه قوتتون را پیدا کنید و روش تمرکز کنید ، اعتماد به نفس خوبی پیدا می کنید .
............................................
کمرویی، هنگامی رخ میده که ما به عیوب و نقایص خودمون فکر می کنیم . و میگیم : نکنه طرد بشم – نکنه تحقیر بشم و .....
پس انتظار خودمون را یه خوره بیاریم پایین وفکر نکنیم باید همیشه تایید دیگران را بگیریم
و این خیلی خوبه ! - چون باعث میشه بیشتر تلاش کنیم .
با یه بنده خدایی صحبت می کردیم ، ایشون می گفت من از مترو نواب تا پل مدیریت پیاده رفتم.
بهش گفتم آخه چرا این کار کردی – الان دیگه مثل قدیم نیست که مثلا اسب گیر نیاد !
ماشین – اتوبوس و .... نیود .
گفتش من بلد نبودم اول مسیر کجاست - برای همین از مردم خجالت میکشیدم بپرسم مثلا پل مدیریت کجاست
گفتم برای چی ؟
احساس کردم شاید به من بگه احمق تو هنوز نمی دونی پل مدیریت کجاست .
برای همین اینقدر رفتم – تابلو دیدن - رسیدم به پل مدیریت .
واقعا مکالمه زجر آوری بود .
.................................................. .......
خب بریم سراغ حکایت فعلی شما :
من بهتون پیشنهاد می کنم وقتی روی اعتماد به نفس و کم رویی خودتون کار کردید – یه بار دیگه نظرات دوستان را مطالعه بفرمایید
ما باید همه کارها را اول تو ذهنمون شبیه سازی کنیم – اگر کار تو ذهن شبیه سازی نشه و نتونیم با موفقعیت انجام بدیم ، نمی تونیم اون را پیاد سازی کنیم .
اول برید به همسرتون بگید شما دوست دارید چگونه صدایتان کنم :
وقتی فهمیدید - می تونید بری شروع ، از تمرینات ذهنی آغاز کنید .
یه برنامه ریزی 2 هفته ای انجام دهید
تو این دو هفته ورزش را حتما در برنامه روزانتون قرار بدید
در هفته ی اول :
برای شروع تمرین - نفس عمیق بکشید – در ذهنتان خودتان و همسرتان را تجسم کنید ! ببینید می تونید همسرتان را در ذهنتان با اون احساساسی که دوست دارید صدا کنید !
سپس در عالم ذهنتون تصور کنید همسرتان از این قضیه خوشحال شدند و شما را ستایش می کنند .
این کار را حداقل روزی سه بار انجام دهید ( میتونه ابتکاری هم باشه )
فیلم و کارتون های شاد ببینید - با همسرتان خوش تر باشید .
در هفته دوم :
کار هفته ی اول را انجام بدید و هم زمان با آن برید جلوی آینه این کارهایی که در ذهن انجام دادید را تو آینه پیدا سازی کنید !
بذارید صداتون بیاد بیرون - بذارید گوشتون بشنوه چقدر صدا و احساس قشنگی دارید
بذارید ضمیر ناخودگاه شما باور کنه شما میتونید .
باید اون تصویر و اون حسی که به شما میگه همسرم منو تحقیر میکنه را از ذهن پاک کنید ! ( و اون را جدی نگیرید و روش زوم نکنید ! )
سپس بعد از تمرینات اون را در عمل پیاده سازی کنید – به هر میزان که پیشرفت کردید به خودتان جایزه بدید و خودتان ستایش کنید و بگید من می تونم !
مطمئن هستم موفق میشوید .
اگر نیاز دیدید حتما با یه روانشناس بالینی مشورت کنید .
یا حق .![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)