سلام رهای عزیز
این قسمت از پستت رو که خوندم می خوام در موردش مطلبی بگم:
اولا از کجا انقدر مطمئن هستید که دکترا بخونید موقعیت های ازدواج شما کم میشه؟
ثانیا اومدو دکترا نخوندین و وضع تغییر نکرد اینجوری فکر نمی کنی بعد یه مدت از اینکه در راهی که دوست داشتی قدم برنداشتی احساس ناراحتی و پشیمونی کنی؟
یعنی چی :بی خیال ازدواج برم دکترا بخونم؟!! اصلا این دوتا چه ربطی بهم داره!؟ می تونی اهداف خودت رو دنبال کنی و در عین حال خودت رو آماده ازدواج کنی و هرجا که لازم بود انرژی
بیشتری روی مقوله ازدواج بزاری.مثلا شما داری دکترا می خونی و موقعیت ازدواج خوبی انشالله برات پیش بیاد اون وقت می تونی انرژی کمتری روی درس بگذاری و بیشتر روی ازدواجت
انرژی و وقت و فکر بذاری.
خلاصه اینکه شما زندگی خودتو بکن اونطور که دوست داری ازش لذت ببر،درس بخون وبه سمت اهدافت قدم بردار. اگر دوست داری اخلاق و رفتار خاصی رو در خودت کمرنگ یا پررنگ کنی ،یا
دانش خاصی رو کسب کنی یا هرچیزی به مسیری که مطلوب خودته ادامه بده و به خداوند توکل کن. ازدواج خودش پیش می اد .
من دخترایی رو میشناسم با ظاهر معمولی لباس ساده اما با اخلاق خوب و اجتماعی و نجیب،که اصلا اهل این نبودن که بخوان دنبال موقعیت برای ازدواج باشن و سرشون توی درس و
مشق بود اما خب ازدواج خوبی کردن .،دخترایی که شاید امثال دوست شما توی جامعه هنوز هم تمایل داشته باشن نصیحتشون کنن که انقدر ساده لباس نپوشین.
بازم دخترایی رو میشناسم که از ترم اول دانشگاه نگران ازدواج بودند و به موردای آشنایی توی محیط دانشگاه نه نمی گفتن و مدتی صرف آشنایی باهاشون می کردن.اما هنوز کسی رو که می خوان پیدا نکردن .
بعضی از دخترا هم هستن که نه میشه گفت با کسی دوستن(چون اهل دوستی با جنس مخالف نیستن)نه میشه فهمید با کسی دوست نیستن(چون با پسرا گرم می گیرن و باهاشون
صحبت غیر ضروری می کنند یا حداقل از صحبت غیر ضروری پسرا استقبال می کنن و خوششون میاد).
اینطوری هم گزینه های ازدواجشون کم میشه یا کسی میاد سراغشون که باب میلشون نیست.
[/quote]









علاقه مندی ها (Bookmarks)