عزیزم ظاهرا شما خیلی عجولی و از این شخصیت ها هستی که تو دعوا طرف رو مجبور میکنی راجع به مشکل حرف بزنه تا مشکل حل بشه. تحمل نمیکنی تا آبها از آسیاب بیفته و فرصت مناسب پدید بیاد. همین عدم صبر و تحمل شما باعث بوجود امدن و تشدید مشکلات شما شده. از نوشته هاتون هم مشخصه گاهی در جایکه نباید شخصیت خودتو له میکنی و قدم پیش میگذاری و اعصاب طرف مقابلت رو داغوون میکنی.(اشاره م به روبرو شدنت با پدر شوهر و همسرت در اتوبوس یا بیرون بود. چه لزومی داشت انقدر حرف بزنی و کشش بدی تا همسرت تو خیابون ازت فرار کنه. برای خودت احترام قائل شو) کمی روی خودت کار.
راستش رو بخوای من از خوندن رفتارهایی که برای حل مشکلت میکردی اعصابم به هم میریخت و تعجب مییکردم چرا باید یه خانم اینطور رفتار کنه!!!!!
عزیزم میدانم هدفت اصلاح رابطه و برگشت همسرت و زندگیتون بود، اما بنده به شخصه فکر میکنم شما درصد زیادی خودت مقصری!
در مورد ارتباط موثر هرچه کتاب و سی دی و سخنرانی و ... میتونی پیدا کن مطالع کن و عملی کن.
دوباره تاپیک هات رو بخون و پیدا کن چطور برخورد اشتباه میکردی!
از گفتگو برای حل مشکلت شروع میکردی و اغلب با نفرین طرف مقابل تمومش میکردی...








علاقه مندی ها (Bookmarks)