من با سها جان موافقم . فکر میکنم شما کاملاً منفی نگر شدین و اتفاقاً واقعیتهای خوب زندگیتون رو نمیبینید!
شما یه لیست از استعدادها و مهارتهاتون اینجا نوشتید که فوق العاده ست . توی سن مناسب ازدواج کردین . یه فرزند دارید که باید به فکر آینده اون باشید . شما بیکار نیستید . به گفته خودتون خانواده و جامعه نگاه مثبتی به زندگی شما دارند و این یعنی شما جایگاه و مقبولیت اجتماعی مناسبی دارید و ... . اینا فقط بخشی از واقعیتهای خوب زندگی شماست که ما از زبون خودتون شنیدیم !
شاید این منفی نگری به کار شما برمیگرده که هیچ علاقه ای بهش ندارید . شما با این مهارت و تواناییها و البته سختکوشی ای که خودتون گفتید خیلی راحت میتونید به کار مورد علاقه تون مشغول شید ولی همینطور که سها جان گفتن ترسی که شما دارید از اینه که توی کار مورد علاقه تون موفق نباشید و بی پولی و سختی و ... .
راستش این حرفا رو قبل از شما به خودم میزنم چون دقیقا منم خیلی منفی فکر میکنم وخوبیهای زندگیم به چشمم نمیاد ! مثل شما به موفقیت فکر میکنم ولی وقتی به شرایطی که توش هستم نگاه میکنم و روزایی که ازدست دادم ناامید تر از همیشه میشم !
اینکه همیشه خودمون رو با دیگران مقایسه میکنیم به نطرم دلیل بزرگ این ناامیدیه .
علاقه مندی ها (Bookmarks)