سلا با تشکر از راهنماییتون بیشتر ترس الانش مربوط به جریان بعد از گم شدنش بوده بعضی وقت ها آنقدر لج آدم رو درمیاره که ناخودآگاه دعئا با هش می کنی یا سرزنش می کنی مثلا دیروز رفته بودیم پارک بباش برادرشو برد دستشویی و او تنها شد شروع کرد به فریاد زدن و گریه کردن که آی مامام در صورتی که من در نزدیکیش بودم هر چی باهاش حرف می زنم از ترس های خودم و دیگران می گم و اینکه باید چکار کنیم فایده نشده باز هم نیاز به کمک و مشورت شما دارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)