به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

Threaded View

  1. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 اردیبهشت 95 [ 20:28]
    تاریخ عضویت
    1394-10-11
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    337
    سطح
    6
    Points: 337, Level: 6
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    میدونید ما همونیاییم که توی خونمون غریبیم همونا

    به نظر من شما اینجا نیا این تایپک رو بزن و به خودت انرزی منفی بده

    قدر خودت و خونواده و بچه خودت رو بدون

    باور کن هرکسی جای من تاحلا یا خودشو کشته بود یا فرار کرده بود یا به جاهای خیلی بد کشیده شده بود

    من نمیدونم چرا دوروبرمون باید ادمایی با این شدت از کینه و نفرت و حسادت و عقده باشه.باورکن ادمایی هستن که الان همه چی هم دارن و به منی که هیچی ندارم حسادت و کینه دارن .چون میترسن چون جیزهایی خوب میخوام بهشوئن برسم میترسن یه موقع از اونا بهتر بشم ولی الان که هیچی ندارم نمیدونم چرا ایتطورن

    من میتونم بگم از بپگی نه مادر داشتم نه پدر.اینجا داستانمو نوشتن بعضیا اومدن گفتن مطمئنی بچه اونایی؟؟
    من به هیچ دلخوشم اما دور و بری هام چشم دیدنم رو ندارن.چون خودخواهن .نمیدونم چرا با ادمای روانی باید زندگی کنم ولی باور کنید من اگه برم توی تراس خونه تا به اسمون نگاه کنم مامانم میاد هول هولکی ببینه روی پشت بام کسی رو تماشا نکینم با کسی قرار نداشته باشم.میترسم الارم گوشیم زنگ بخوره .. توی خونه به خودم برسم صدتا حرفه بیرون هزارتا

    مامانم همیشه یه چیزی گم کرده البته نمیگه گم کرده و یکی ازش دزدیه.همه چیزش رو قایم میکنه و بعد پیدا نمیکنه و دنبال دزدش میگرده
    خودشون رفتارشون پر از اشتباهه و و ازاشتباهات تو نمیگذرن
    یادمه خابگاه هم بودم دخترا چشم دیدن تنهایی خوش بودنم رو نداشتن پر بودن از حسادت و پشت سرت حرف زدن
    فکر نکیند مشکل از منه ها . زندگی شخصی هرکسی بدترین ادم هم باشه بجز اینکه به کسی ظلم بکنه به خودش مربوطه. این فرهنگ مشکل دار ماست که به بقیه کار داریم

    یه داستان چدید از مادرم بگم. چندوقت پیش مثل هیشه میگفت که همه حسرت زندگیش رو میخورن بهش گفتم خونه پایین شهر هم حسرت خوردن داره؟ بعد بهش گفتم با اژانس میومدم خونه راننده میخواست دوتومن بیشتر بگیره بهش گفتم مسیر رفت دوتومن کمتر دادم .گفت یازده شب به بعد افزایش قیمت داریم.وقتی اومد محله مون رو دید دوتومن رو هرچقدر هم اصرار کردم که لازم نیست برگردوند
    حالا میدونید رفته چه داستانی برام ساخته؟ نمیدونم چیکار کرده راننده ماشینه ده تومن (نه دوتومن) بهش داده!! و به بابام و خواهرام و همه میگه . بقیه هم که نمیدونن این دیوانه از خودش این داستان رو ساخته میگن یعنی من چیکار کردم. کلا تمام زندگیم با داشتان های خیالی وو تهمت نابودم کرد .یعنی من نباید یک جمله با منادرم صحبت کنم؟داستان میشه؟ من حق نداشتم از این خونه فرار بکنم؟
    شاید عرضه اون کارا رو هم نداشتم

    البته من هم درحال پیشرفتم اما سرعت رفتن روزا از پیشرفت من خیلی بیشتره.اینقدر بهم ضربه زدن و اینقدر سختی کشیدم که روانم زخمه .خودم راه رو فهمیدم و روانشناس هم خیلی نمیتونه کاری برام بکنه چون روم نمیشه داستان بدبختیامو براش بگم

    شما خوشحال باش خودتو داری و قدر زندگیتو بدون

    ما تو خونمون غریبیم
    ویرایش توسط sharaare : سه شنبه 07 اردیبهشت 95 در ساعت 20:28


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.