نقل قول نوشته اصلی توسط هلنا60 نمایش پست ها
سلام روزتون بخیر

خانمی این همه هراس واسه چی اخه مگه قراره چه اتفاقی پیش بیاد

خودت حلاجی میکنی قضاوت میکنی و بدتر از همه فکرت را به مسیر های بد منحرف میکنی

درسته شما تجربه مهمون داشتنو دارین خوب الان فقط مثبت فکر کن با شوهرت رابطه را خوب کن

قبل از اینکه بیان اصلاااااا منزل ترک نکن هیییییچ وقت بدونه همسرت خونه پدرت نرو که بخای چند روزی تنهاش بزاری

حتی اگه اون فقط خاست به اندازه یه ناهار بمونه شما مخالفتی نکن و خیلی خوشحال باش و همراهه هم باشین

همسرت میخاد که شما از رفتاراشون ناراحت نشین و بخای غرشو به او بزنی

شما فقطططط ارااااامش داشته باش خونه تمیز کن هیییچ کم کسری نداشته باشی که اتو دستشون بدی

در کنارش باش خیلی با همسرت گرم بگیر به هییییچ وجه جوابشون را نده خیلیییی خودتو خوشحال نشون بده

چون اگه ببینن ناراحتی بیشتر اذیت میکنن

اگه بتونی در قبال رفتارشون حساسیت نشون ندی و اهمیت ندی دیگه نمیتونن ناراحت کنن شما رو

ببین این را خودم تجربه کردم قبلش سر نمازات بگو خدایا من ارامش خودم وهمسرم را از خودت میخام

از ته دل بگی خدایا این توانایی را بهت بده که دیگه هراسی از کسی نداشته باشی موفق میشی

خیلی با احترام برخورد کن قدم مهمان باعث خیر برکت خونه میشه اون وقت میبینی که همسرت خوشحال میشه از رفتار صحیح شما و بیشتر بهت

نزدیک میشه
هلنا جون شما میگی شوهرت و تنها نذار ولی وقتی خودش اصرار میکنه باید چیکار کنم،اصلا گذشته از این موضوع مهمونی شوهرم هر دو سه ماه یکبار میگه میبرمت خونه مامانت بمون چند روزی،اوایل خیلی مقاومت میکردم نزدیک به دوسال هر وقت خواست منو ببره که بمونم بهونه میاوردم و نمیرفتم،یوقتایی میگه خواهرای منو ببین دو سه هفته یبار میان دوسه روزی میمونن خونه مامانم.من هم میگفتم تو خانواده ما بد میدونن بری خونه مامانت تنها بمونی.ولی فایده نداشت بازم با اصرار یوقتایی منو میبره خونه مامانم میذاره.کلا فرهنگشون این شکلیه