ممنون از راهنماییتون خیلی امید گرفتم منتها واقعا تو شرایط بدی قرار گرفتم مخصوصا حالا که اکثر دوستام توی یک همچین رابطه هایی قرار گرفتن و مدام جلو چشمم هستن و من همش حسرت میخورم که آخه اونا چه برتری نسبت به من دارن که انقدر مورد توجه قرار میگیرن در حالی که خیلی از همکلاسیام حتی از سلام دادن به من طفره میرن و سرشونو پایین میندازن درسته که من روی خوش یا به قول شما چراغ سبز به کسی نشون نمیدم منتها خیلی مشابه من هستند اما باز هم مورد توجهن و خیلی ها دنبالشون هستند من هم اصلا نگفتم که حاضر به تن دادن به یه همچین دوستی ها و روابطی هستم اما خودتون هم خوب میدونین که وقتی تو محیطی باشی که همه از خواستگارا یا پیشنهادای دوستیشونو ....واست حرف بزن چقد ادم احساس حقارت و کوچیکی و خود کم بینی می کنه از این که هیچ کس اونو نمیپذیره نمیدونم منظور حرفامو خوب منتقل می کنم یا نه اما تو سن سال من نود درصد صحبت ها و مسایل پیرامون همین چیزا میچرخه و اگه نتونی خودتو مثل بقیه کنی واقعا ارتباط برقرار کردن حتی با همکلاسی های هم جنسم بسیار کار دشواری میشه من خودم به خاطر یه اشتباه تو دوره دبیرستان خیلی از دوستای دبیرستانم و حتی عقبترم دور افتادم و همین باعث تنهاییم شد به طوری که تا مدتها حتی امید نداشتم که دیگه حتی دوستی پیدا کنم و این هم باعث تنهایی شدیدم و هم کم شدن اعتماد به نفسم شد و به دلیل کلاس های فشرده دانشگاهم امتیاز رفتن به کلاس های فوق برنامه و پیدا کردن دوست جدیدا را هم نداشتم و حالا هم که دانشگاه اینجوری با هر کی میام یه کم صمیمی بشم یا تو زرد از آب درمیاد و یا این که انقد اهل پسربازیه که کلا فراموش میشه و یا یک سریم که پایبنده رفاقتای قدیمی دوران دبیرستان و.. کلا دوست خوب و همفکر و صمیمی پیدا کردن برام شده یه رویای دست نیافتنی کاش خدا کمکم میکرد ادمای خوبیرو جلوی راهم میذاشت پس کی میشه دل منم شاد باشه به خدا من خیلی تلاش می کنم اما انگار هیچجوره راه نداره و این سرنوشتمه که تنها باشم یه مدت فکر می کردم شاید به خاطر طرز صحبت کردنمه که انقدر تنها میمونم که کلی کتاب خوندم اما باز هم فایده نداشت نمیدونم چه رفتاری از من باعث عقب روندن اطرافیانم از من میشه شاید دلیل عمده و اصلیش همین شیوه حرف زدنه اما من تلاشمو می کنم منتها انگار عملی نیست و برخی از دوستام که حتی شاید نصف من هم طرز صحبت کرن رو بلد نیستن همیشه در دیدنو و همه خواهونشون نمیتونم بگم ادم خجالتی یا کم رویی هستم چون واقعا بغضی اوقات خیلی هم سرزبون دارم اما یکم اعتماد به نفسم پایینه و همین باعث میشه از حرف زدن تو جمع و گروه ترس داشته باشم خیلیم برنامه ها یا کلاس های سخنرانی یا تقویت ذهن و اینجور مسایل را دنبال می کنم اما بازم یه ترس مسخره ای درونم اجازه نمیده مثلا همین که هیچ وقت عکس خودم رو رو پروفایلم قرار نمیدم خیلیا از این برداشت خجالتی بودن می کنن اما به نظر خودم واقعا کار جالبی نیست در کل اصلا دوست ندارم خجالتی یا گوشه گیر باشم اما حیط اطرافم و شرایط طوری برام رقم خورده که نمیذاره این حصار شکسته بشه و تنهایی تموم شه
ایشالا که خدا هیچ کی رو تنها نذاره که بدترین درد و مرضا همینه









علاقه مندی ها (Bookmarks)