دوست عزیز بابا
چه دل و جراتی داشتین برای این ریسک. خوشحالم که از نتیجه تصمیمتون راضی هستین.
من هم گاهی احساس درجا زدن می کنم ( در مقایسه با همکلاسیهای دوران دانشکاهیم که من جزو دانشجوهای برتر بودم زمانی) به رفتن از این شهر به تهران یا جای دیگه فکر می کنم. ولی وقتی با خودم میگم اینجا ایرانه و همه جاش تقریبا مثل همه پشیمون میشم نهایت آرزوی من مهاجرت از کشوره البته در زمان مناسب. شاید سالها بعد دخترمو واسه ادامه تحصیل بفرستم و خودم هم برم چون شوهرم اینجا وابستگی های زیادی داره.
بگذریم خانم گیسو کمند ببین چطور درد و دلای هممون اومد تو تاپیکت!
خالقزی باور کن این جور زندگی و تلاش فرسایشیه همون بیماری هایی که ازش میترسیم تو این نوع زندگی بیشتره.
آبی بیکران منم این جور روستاها رو تو طرفای خودمون خیلی سراغ دارم. تو همین شهر کوچیک و مرفه خودمون خیلیا هستن که تو تهران چند تا مغازه دارن پمپ بنزین و