سلام و مرسی برای راهنمایی های خوبتون، الان که چند وقتی از ماجرا گذشته می تونم بگم که تونستم حساسیتم رو کم کنم و حتی به اون شخص کلی تبریک گفتم و خوب حالا حقیقتا براش خوشحالم و امیدوارم توی زندگیش موفق باشه چون داشتن یک فامیل موفق باعث اقتخار منم هست. به اون شخص هم گفتم که هر کاری از من برمیاد بهم بگه و تعارف نکنه اما از هم دوریم خیلی وتا الان که موردی پیش نیومده.
حالا هم همانطور که اشاره کردید سعی می کنم روی اعتماد بنفس خودم کار کنم.
چیزی که منو بیشتر از همه می ترسونه تاثیر این موارد توی زندگیمه.مثلا بعد این ماجرا بخودم می گم من باید فلان کار رو حتما انجام بدم و ثابت کنم که از اون شخص بهتر هستم، و خوب این می تونه کل زندگیمو تحت تاثیر قرار بده و بهم بریزه. فکر کنین که ادم هر روزه با اینجور مسایل سر و کار داره و اگه اینجور چیزها بخواد رومون تاثیر زیادی بگذاره طوری که راه زندگیمون رو بخواد عوض کنه چقدر می تونه بد باشه!