ساناز جان من نامریی همیشه تاپیکاتو خوندم راستش غبطه میخورم به اینکه اینهمه دوستان هواتو دارن من اگه جای شما بودم واسه زحمت این عزیزان وتشکر ازشون هر جور شده حال خودمو خوب خوب میکردم .بدون عمر در گذره 10سال دیگه شاید حسرت این جوونی رو داشته باشی پس فقط به شادی خودت ودیگران فکر کن اینو رو تجربه میگم.شاد باشی
- - - Updated - - -
عزیزم یه چیزی رو هم اینجا بگم تا حالا 10بار خواستم منم تاپیک بزنم ودرد دل کنم ولی وقتی تاپیکای بقیه دوستان رو خوندم با خودم گفتم خوب تاپیک بزنم ازچی بگم از آرزوها ی بر باد رفته ولی اول باید واسه چیزایی که دارم وقدر نمیدونم تاپیک بزنم پیش خداو شکر کنم بعد اگه وقت شد واصلا دلم اومد از امال وآرزوهام بگم که خودم به باد دادم نه خدا یکیش انصراف از دانشگاه به دلایلی با وجود علاقه بسیار وافسوس چندین ساله ولی الان میبینم اشتباه بود تو یه مقطعی اتفاق افتاد ومیتونست تموم شه این من بودم که تمومش نکردم البته الان دیگه هرگز اون حالت حسرت رو زیاد ندارم وواسه لحظه زندگی میکنم الان خوبم همین الان.شما هم خوب خوب خواهی شد فقط تمومش کن به خودت بگو دیگه بسه میخوام زندگی کنم واسه همین الانم








علاقه مندی ها (Bookmarks)