اونا با حرف هایی که زدن اعتماد به نفسمو ازم گرفتن علی الخصوص که همسرم هم شاهد بود و سکوت کرد این باعث شد احساس خیلی بدی نسبت بهش پیدا کنم و جالب اینجاست که مثلا در مورد همون خوابگاه وقتی اون دعوا رو راه انداختن حق رو به بابا مامانش داد یعنی من باید لال می شدم و حرف نمی زدم کلا نمی تونن تحمل کنن که کسی نظری مخالف باهاشون داره یا از خودش در برابر توهین هاشون دفاع کنه می خوان فقط لال شی و اونا احساس قدرت بهشون دست می ده و حق رو به خودشون می دن از این به بعد تصمیم گرفتم جواب حرفاشونو بدم و اگه گفتن این کارو بکن برعکسشو انجام بدم دیگه از این همه خودخوری خودم و اینکه بعدش به شوهرم غر بزنم خسته شدم دیگه بسمه دیگه این طوری نمی تونم ادامه بدم به همسرم هم گفتم اگر ازشون دفاع کنی خودت می دونی اگه مامان خانومت گفت فلان بهش می گی کار هاش و حرفاش در برابر کارها و حرف های شما بوده از اینکه بیان زندگیمو جهنم کنن خسته شدم بیان مارو به جون هم بندازن بعدشم پا شن برن متاسفانه همسرم حد و حدودشونو بهشون نشون نداده ولی من از این به بعد می خوام نشون بدم و اینکه ما بیکار نیستیم که فرمایشات ریز و درشتشون رو اجرا کنیم به خاطر رفتار های سابقشون ازشون می ترسیدم و می ترسم ولی دیگه هر آدمی یک ظرفیتی داره و شوهرمهم دقیقا چند روز پیش همینو بهم گفت گفت تو ازشون می ترسی و راحت خودشو کنار می کشه می گه من نمی تونم بهشون چیزی بگم تو بگو حالا که این طوریه باشه من بهش می گفتم هر چی باشه پدر و مادر توان تو اگه بگی بهشون بهتره هر چقدر ناراحت بشن ازت نمی گذرن ولی اگه من بگم بیشتر از این ازم کینه به دل می گیرن مادرش می شینه پای فیلم های ماهواره ارجیفی که می بینه به زندگی ما نسبت می ده از لحاظ ظاهری خوبم و اینو می دونم ولی سعی در این داره که بگه تو زشتی تنها مشکلم اینه که قدم بلند نیست که به اندازه کافی سرکوفت شنیدم در حالی که خودش و دختراش هم نه قد بلندی دارن و نه قیافه زیبایی و همه این کار ها رو به خاطر عقده ای که تو دلش هست می کنه خواهرم می گه تو این آدمو خیلی برای خودت بزرگش کردی و اهمیت دادی در حالیکه ارزش نداره که اصلا تو زندگیت به حسابش بیاری تنها چیزی که بهم آرامش می ده اینه که مطمئن بشم تا آخر عمرشون ازم دورن فکر می کنم تو خونه نشستن زیادی و فکر کردن بهشون مغزمو نابود کرده هر روز تو ذهن خودم باهاشون دعوا می کنم به قول بابام اگه این طوری پیش بره خودمو نابود کردم نمی دونم چیکار کنم که از ذهنم پاک بشن