سلام آقا مرتضی
خوشحالم واستون که خانمتون تاحدودی نرم شدن.این حتما نتیجه تلاشتپن ولطف خداونده...انشالله به برکت این ماه حاجتتون رومیگیرید.
پستهای بچه هارویه خط درمیون خوندم راستش...اما پستهای شما روخط به خط!!!فکرمیکنم بازدوباره دارید مثل اوایل مینویسید واین خطرناکه...این نشون میده که هنوز جادارید واسه تغییر...اطهارنظرهایی که درمورد خانمتون داشتید کمی خودخواهی توش دیدم...پس مواظب باشید...شما باید بپذیرید وببخشید هم اشتباههای خودتون وهم همسرتون
به قول سوده جون لازم نیست همش بگی من میخوام اینجوررفتارکنم یااونجور!!!بلکه درعمل تغییرات رونشون بدید...من فکرمیکنم شما حرف هاروحفظ کردی وخوب هم تونستی بگی یابنویسی ومامان علیرضاهم تونسته این چیزها روببینه اما باید دررفتاروعملتون نهادینه بشه...وواقعا بهش اعتقاد پیداکنید.باخودتون روراست باشید.
امیدوارم ازم دلخورنشید.
موفق باشید
عمر که بی عشق رفت
هیچ حسابش مگیر...
علاقه مندی ها (Bookmarks)