هیچ کاری نمیشه کرد به جز بی خیالی طی کردن.
مامان منم همینجوریه ،هزار تا کار هم تو خونه براش بکنی،باز غر میزنه و گله میکنه و اصلا به چشمش نمیاد.
منم دیدم چه کاریه،هم انقدر کار کنم،هم غر بشنوم.
یه گوش رو کردم در و یه گوش رو دروازه.
خیلی کم کار میکنم و اینجوری خیلی راحت ترم.
خدا شاهده خیلی دوس داشتم کمکش کنم ولی از بس هر کاری کردم و یه ایراد الکی از توش در آورد ،دیگه خسته شدم،دیدم به اعصاب خوردیش نمیارزه.
اینا تا این سن و سال ،همینجوری زندگی کردن،ما نمیتونیم تغییرشون بدیم،باید آستانه تحمل خودمون رو ببریم بالا و در مقابل اخلاقاشون صبور باشیم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)