ریسک! همیشه کسایی که ریسک میکنن موفق نمیشن تو رو چه حسابی ریسک کردی وبا مردی ازدواج کردی که میدونه عاشقه وبدجورم عاشقه اونم از فامیلایی که میبنتش اونم در شرایطی که
دختره نه خیانتی کرده بهش نه خودش خواسته ازدواج کنه ونه بدی کرده منظورم اینه رابطشون طوری هم نبوده که پسره دلیلی واسه ناراحتی نفرت ازش داشته باشه یه رابطه دونفره شیرین عاشقانه داشتن حالا بهم خورد عزیزم تو چه حسابی با خودت کردی که حاضر شدی بااین مرد ازدواج کنی وقتی هردوتون فامیلین وقتی خودت عشقشو دیده بودی اونم زمانی که خودت حس میکنی شوهرت بزور ویجورایی گیر افتادن
باهات ازدواج کرده شوهرت زمانی که ازدواج کرده حداکثر یه جوون ۲۳ساله بوده سرزشنت نمیکنم چون تو گناهی نداری الا اینکه فکرنکردی اینده رو ندیدی وبدون دودوتا کردن چسبیدی به زندگی خودتو با اون مقایسه نکن اون هیچ چیز بیشتر نداره بجز علاقه شوهرت درک میکنم چقدر سخته مخصوصا تو که میبینیش خانمایی که اینجان ومشکلی مثل تو دارن شوهرشون اون زنو نمیبینه وتازه عاشق ومعشوقم نبودن وخرابی رابطشون تقصیر اون زن بوده بازم شوهره به فکر اونه بهتر به یه مشاوره بری اونم حضوری وراه دیگه ای که پیشنهاد میشه رسیدگی به خودت هست باید دمبال اشکالات خودتم باشی اینکه شوهرت فکرش با اونه یه قضیه است اینکه چرا فکرش با تو نیست یه قضیه دیگست طرز پوششت رفتارت زنانگیت وکدبانوگریت چطوره؟چقدر شوهرت توی روابطتون ازت راضیه وچقدر از طرف مورد قبول واقع میشه مشکلات خودتم بگو ورفتارایی
که با شوهرت داری و خصوصیات شوهرت مثبت ومنفی