سلام از همه ي دوستان بابت نظرات و راهنماييهاشون متشكرم.‏

حقيقتش من به خاطر فارغ التحصيليم كه خيلي طول كشيده خيلي ناراحت و نگرانم كه بيش از ‏اينها طول بكشه يا اصلا نتونم ليسانسم رو بگيرم.زماني كه استاد رو خيلي عصباني كرده بودم ‏و حرفهايي رو كه نوشتم رو به من زدن خيلي ناراحت بودم . فكر و ذهن ايشون در مورد من ‏پر از افكار منفي بود و از بهترين و محترمانه ترين حرفم هم گاهي برداشتي توهين اميز ‏داشتند .‏

دوستاني كه گفتند خيلي اشتباه كردم لينك تاپيك رو به استاد دادم حرفشون رو قبول دارم اما ‏من از اول هم گفتم كه ميخوام اينكار رو انجام بدم .چون احساس ناتواني مي كردم خواستم از ‏شما كمك بگيرم با نظر و راهنماييتون به نوعي وساطتم رو بكنيد چون خيلي ترسيده بودم . هر ‏چيز رو كه نوشتم چيزهايي بود كه بين ما اتفاق افتاده بود و من حرف محرمانه اي نداشتم كه ‏بخوام بابت اينكار شرمسار باشم اين چه ربطي داره به ناراحتي من كه گفتم استاد من رو با ‏اسم كوچك صدا زدند .

من حتي نمي خواستم و لازم هم نبود كه به استاد توضيح بدم در جايگاه ‏خودشون براشون احترام و ارزش ويژه اي قائلم و به توان علميشون اعتماد دارم اما وقتي ‏فهميدم ذهنيتشون نسبت به من در بدترين حالت ممكن است گفتم كه بله من شما رو استاد خوبي ‏ميدونم و براتون ارادت خاصي قائلم .همين........

‏ من در تمام مدت ترمي كه پايان نامه داشتم جز سوال درسي فراتر نرفته بودم و كاملا رسمي ‏صحبت مي كردم . ‏ دادن ادرس تاپيك هم تا اين حد كه شيدا خانم موهاشون رو بكشند و ساشاي گرامي كه اينطور ‏سرزنش كردند نبود اما ......قبول دارم كه اشتباه محض بود . من درخواست قفل كردن تاپيك ‏رو به مديران دادم هم بابت اينكه سوشيانت به استادم توهين كردند و هم اينكه ديگه نميتونستم ‏وقتي استاد ادرس اين تاپيك رو دارند راحت حرف بزنم . تازه متوجه ي عمق فاجعه شدم مثل ‏اينكه از دست ايشون وارد پناهگاهي شده باشم و ادرس پناهگاهم رو در اختيارشون گذاشته ‏باشم .خب اين هم يك اشتباه ديگه ......

دليل اصلي قفل تاپيك اين بود كه مدتي قفل بشه و ‏تعطيلات به پايان برسه كه اگر يك درصد هم احتمال ميدادم دوباره بيان و بخونند خيالم از اين ‏بابت راحت بشه .‏

باورتون نميشه من چقدر در اين دانشگاه تلاش كردم و به نتيجه نرسيدم . ساشا من خيلي ‏دوست داشتم لااقل يك دهم شما از راهنمايي استادم بهره مند باشم ولي همين هم ممكن نبود و ‏فرصتي كه همه ي فكر و ذكرم اين بود كه حسابي غنيمت بدونم خيلي راحت از دستم رفت . ‏راه ارتباط من با استاد ايميل و اس ام اس بود ك اين رو خودشون مشخص كرده بودند .

اره ‏من هم دوست داشتم همون طور كه شما و ديگران پايان نامه رو تموم كردين من هم مي ‏تونستم از اين شرايط برخوردار باشم . شما كه همه چيز را نمي دانيد . ايني كه شما تعريف ‏كردين درمقايسه با من براي من اگر امكانش رو داشتم شرايطي ايده ال بود .... البته وقتي ‏اين تاپيك رو ايجاد كردم شك داشتم كار درستي هست كه لينك تاپيك را به ايشون بدم يا نه ‏‏........ براي همين در پست اول اشاره كردم اما كسي نظري نداد بعد كه اب از سرم گذشته ‏بود ...... ديگه گذشت و تموم شد خدا رو شكر.‏

به هر حال تصميم داشتم بعد از تعطيلات كه استاد دوباره در جايگاه اصلي خودشون قرار ‏گفتند و كمي هم ارومتر شدند بعد با ايشون صحبت كنم اما يك روز بيشتر طاقت نياوردم و ‏ايميلي زدم با دلخوري و در مورد كارورزي صحبت كردم كه همون هم براي معجزه خدا ‏جونم كافي بود خدا رو شكر قبول كردند و در مورد مسائلي كه پيش اومده بود توضيحاتي ‏دادند و ......... كه از حوصله ي دوستان خارجه اما چكيده اش اينه كه فكر مي كردند دنبال ‏نمره و دوستي و ... هستم و از اون به نام سوء تفاهم ياد كردند . تاپيك رو هم كه خوندند ‏نظرشون اين بود : همه رو ميزارم پاي بي تجربگي و جواني طرفين .....................

در ‏مورد پايان نامه هم كه فكر مي كردم نخواستند كمك كنند گفتند اون موقع نتونستم.‏

به هر حال من محل كاراموزيم رو مشخص كنم نهايتا ده روز بيشتر طول نمي كشه و گزارشم ‏رو تحويل ايشون ميدم و ديگه تمام ..................... از قفس ازاد ميشم.

وقتي فارغ التحصيل شدم ميام خبر ‏ميدم . يه سري تجربياتي هم به دست اوردم و حرفهايي در همين زمينه تحصيلي هست كه بعدا ‏دوست دارم بيان كنم و هم راهنمايي بگيرم.‏

ولي مهمترينش اين بود كه چه در زمان دانشجويي و هم در زمان دانش اموزي گاها استاداني ‏داشتم كه يا درس رو بلد نبودند يا اگر بلد بودند هنر تدريسش رو نداشتند و در اكثر مواقع با ‏دادن نمره الكي ضعف خود را مي پوشاندند به اين اميد كه مديون دانشجو نباشند يا مسئولان ‏دانشگاه متوجه كم كاري انها نشوند حق دانشجو هميشه به گردنشون ميمونه .

اين استادي كه ‏موضوع تاپيكم بود صرفنظر از مشكلات پيش اومده كه تعريف كرده بودم ايشون مهارت ‏‏«تدريس » اداره كلاس و جلب كردن توجه دانشجو و وادار كردن اون به توجه به درسي كه ‏نمي خواست بهش گوش كنه « يعني خود من چون عادت كرده بودم به سيستم دانشگاه كه به ‏استاد وابستگي نداشتم» رو دارا هستند .متاسفانه ايشون در پايان نامه اين طور با برنامه نبودند ‏عليرغم اينكه هنرش رو داشتند ... نمي دونم چرا؟؟؟


جريان من و استاد خيلي وقته كه تموم شده است و ديگه جايي براي قضاوت و سرزنش وجود ‏نداره مسائلي كه بين من و ايشون پيش اومد تموم شد . ختم به خير شد و تا اخر هم انشاءالله ‏همينطور مي مونه .‏

ممنون از همه ي دوستان ‏

در پناه حق