سلام سارا جان
به نظرم الفاظی که برای مادرت همسرت استفاده میکنی مناسب شان و شخصیت شما نیست.نه اینکه مشکلی باشه...نه ! ولی این الفاظ خشم رو در شما زیاد میکنه و همیشه در ذهنت حتی اگرم نخوای، یه مادر شوهر دهاتی و اویزون و خسیس و کوته فکر .....برای خودت تجسم میکنی و این جلوی جوش خوردن روابط عاطفی شما رو با ایشون میگیره....
در هر صورت همون مادر دهاتی و اویزون همسر شما رو بزرگ و تربیت کرده.....
اگر هم این خانم واقعا دهاتی و سو استفاده گر و ....باشه، چرا شما با علم به این موضوع بازهم برای حرفاش ارزش قائلی و با حرفاش بهم میریزی ؟!
یک نکته:
اصلا به روابط بین مادر همسرت و برادرش و همسرت و نظراتشون و تصمیم گیریهاشون کار نداشته باش !!
چرا در رفتارت تعادل نداری؟؟
باور کن بدجوری وارد بازی مادر همسرت شدی ....(الان اگر انی اینجا بود برات تاپیک بازیها رو میذاشت تا ببینید داری از مادر همسرت بازی میخوری)
فرهنگ خانواده ها هم متفاوته سارا جان....یادمه یه خانواده ای بودن که به عنوان نشون برای عروسشون فقط دستبند میبردن و اصلا بد میدونستن که انگشتر ببرن....
خیلی خوبه که همسرت مادرش رو دوست داره و براش کادو میخره...کسی که مادرش رو دوست نداشته باش صد سال سیاه هم نمیتونه زنش رو دوست داشته باشه.و این یعنی یک امتیاز خوب در همسرت....
غافل نشو از اینکه این مادر دوران سختی رو گذرونده و برای بچه هاش هم پدر بوده و هم مادر....خب طبیعیه که وابستگی همسر شما بهش بیشتر باشه و اونم توقعاتش بیشتر باشه.....
بهترین کار اینه که شما هم در محبت کردن به مادر همسرت باهاش همراه بشی....کنار همسرت باش نه جلوش.....پیش دستی کن و قبل از اینکه اون بخواد مثلا مادرشو دعوت کنه ویلا، شما زنگ بزن و دعوتش کن.
به این کار میگن سیاست زنونه ، یعنی لوس کردن و خودت رو در دل همسرت جا کردن.....
موفق باشی
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)