به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 29 , از مجموع 29
  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 تیر 05 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    215
    امتیاز
    15,085
    سطح
    79
    Points: 15,085, Level: 79
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 265
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,423

    تشکرشده 552 در 189 پست

    Rep Power
    57
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شکوه نمایش پست ها
    سلام.

    ...شما هم به خاطر اینکه دارید بازی درمیارید و مدام دلیل میارید و مدام ناله میکنید و دارید خودتون رو گول میزنید قبول

    نمیکنید.

    ...میدونم متوجه نمیشید چون متاسفانه قدرت منطق ندارید. همش

    بهانه .

    با شما نمیشه منطقی حرف زد. در واقع شما اونقدر غرق در بازی درآوردن و نمایش بازی کردن شدید که هیچ وقت با هیچ دلیل منطقی راضی نمیشید!! منطقتون صفره.

    با شما باید یه جور دیگه صحبت کرد.

    ...وضعیت شما خنده دار نیست. کمی احمقانه است. در واقع کمی که نه بیشتر. معذرت میخوام شما نه بدبختی و نه بیچاره فقط دنبال بازی درآوردنی.

    هیچ کس دلش به حال شما نمیسوزه و به حال شما با این چیزایی که گفتی افسوس نمیخوره فقط با خودش فکر میکنه که چه دلیلی داره یه انسان با این همه سلول که تو مغزش هست

    حتی نتونه به اندازه ی یک تک سلولی از خودش محافظت کنه؟

    دلیلش مشخصه. داره خودش رو دور میزنه و مثل یه بچه کوچولو که پاشو کرده تو یه کفش که حیون بیاره تو خونه بدون اینکه به فرداش و مریضیش فکر کنه عمل میکنه.

    ...به هر حال من دیگه برای شما آرزو هم نمیکنم چون آدمی که مدام ناله میکنه و عمل نمیکنه چندان جالب نیست.



    هزاران لایک برای این پست کم است ای کاش بقیه کاربران هم به توصیه بسیار بجای خانم شکوه در مورد این کاربر عمل کنند و بدانند که هر تلاشی برای ایجاد بهبود در حال ایشان "آب در هاون کوبیدن است".
    تنها باید حقیقت را بیان کرد، نه دروغی را که حقیقی انگاشتنش خوب است.

    "بخشی از پیام برتراند راسل برای آیندگان"

  2. کاربر روبرو از پست مفید اثر راشومون تشکرکرده است .

    parsa1400 (پنجشنبه 28 اسفند 93)

  3. #22
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    همانطور که مدیر گفتند شما دچار تعارضهایی در عقاید هستید و ریشه اصلی مشکلاتتان همین است و اینجا هم کارشناس مذهبی ندارد و اگر کارشناسان دینی گفته اند به روانشناس مراجعه کنید ، نیاز هست به کارشناس دینی که روانشناس هست مراجعه کنید مثل آقای شهاب مرادی که اگر سرچ کنید در اینترنت سایت ایشان را خواهید یافت .

    آنچه در مورد تحیلاتتان گفتید تأییدی بر تشخیصی هست که از همان تاپیکهای اولتان بنده دادم و شما حتی گاه با انکار مقاومت هم می کردید .

    وقتی می گویید نمیشه به معنی نمی توانید تغییر کنید یعنی اینکه نمی خواهید بشه.

    مشاوره حضوری بروید نزد روانشناس بالینی از راه مجازی نتیجه نمی گیرید


    موفق باشید





  4. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Dreams end (پنجشنبه 28 اسفند 93), meinoush (پنجشنبه 28 اسفند 93), مهرااد (پنجشنبه 28 اسفند 93)

  5. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 فروردین 94 [ 15:52]
    تاریخ عضویت
    1392-11-30
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    170
    امتیاز
    2,310
    سطح
    29
    Points: 2,310, Level: 29
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    247

    تشکرشده 112 در 69 پست

    Rep Power
    30
    Array
    برای خاموش کردن افکار مزاحم دهن سطحی مرحله قبلیش این مینونه باشه که ناظرش باشی. یعنی خودت نشی همون افکار. بدونی اونا یه سری فکر و حرف هستن که میان و میرن و فقط نگاهشون کنی. تا حد ممکن درگیرشون نشی. احساسی نشی. و هر وقت هم که داشتی احساسی می شدی به خودت یاد اوری کنی که اینا یه تعداد حرف هستن از ذهن.
    درسته تا حالا از این روش استفاده نکردم امتحانش میکنم
    یه نگاه به خودت بکن. به حز اینکه عاشق شدی و به عشقت نرسیدی مشکل دیگه ای داری؟
    نه من به جز مسایل عاطفی و تنهایی هیچ مشکل دیگه ای ندارم اوضاع مالیم خوبه اوضاع جسمیم هم خوبه مشکلات اجتماعی و خانوادگی هم ندارم
    تنها مشکلی که همه زندگیم رو در بر میگیره و به هم میریزه همون مشکل عاطفی و فوران اون هست
    روانپزشکم تو این جلسه اخری بهم گفت یه دختری رو پیدا کنم و باهاش ازدواج کنم اما بهم هشدار داد که باید دختری رو انتخاب کنم که به لحاظ شکل و قیافه و اخلاق بهتر از دختر مورد علاقه قبلیم باشه اما متاسفانه نمی تونم پیداش کنم یعنی نمی دونم یه پسر چطور باید دنبال نیمه گمشده اش بگرده
    کورش کبیر میگه بودن با کسی که دوستش نداری و نبودن با کسی که دوستش داری هر دو رنج اور است پس اگر هم فکر خود نیافتی مثل خدا تنها باش
    وضعیت زندگی من به طور خلاصه اینه
    -همه برادرام و خواهرام ازدواج کردند و همشون تو شهرهای دیگه زندگی میکنند و ما فقط تو مراسم ها و مناسبت ها همدیگه رو می بینیم
    -پدر و مادرم بعد از بازنشستگی به یه منطقه کوهستانی رفتند و اونجا دارند زندگی میکنند
    -همه برادر ها و خواهرام معتقدند که هر کس باید خودش همسر اینده اش رو پیدا کنه
    -تو کل فامیلمون تنها ادم مجرد من هستم بقیه همه ازدواج کردند
    -وقتی به مادرم میگم برام یه دختر پیدا کن میشینه دعا میکنه و به خدا میگه خدایا یه زن خوب نصیب پسرم کن و کاری به جز دعا از دستش بر نمیاد
    -من سالی 12 ماهش رو تنهام چون همه دوستان صمیم هم ازدواج کردند دیگه دوستی هم برام باقی نمونده
    -محیط کاری من کلا مردونه است و به ندرت خانم ها مراجعه میکنند من سر و کارم همش با اقایون هستش و بیشتر حرفامون در مورد مسایل کاریست
    -تو خیابون از صد تا دختری که می بینم هیچ کدومشون رو نمی تونم دوست داشته باشم دست خودم نیست نمی تونم
    -کسی نیست که باهاش حرف بزنم ،کسی نیست که باهاش برم بیرون ، کسی نیست که باهاش غذا بخورم
    - تو سال فقط در مورد مسایل کاری حرف میزنم چیزی به جز مسایل کاری نیست همش موبایل همش لپ تاب همش تعمیر خسته کننده است برام
    تو یادمه خودت دفعه دوم نخواستیش. جدا شده بود دیگه.
    قضیه جدا شدن دختره یه نقشه بود که یکی از دوستام برای اذیت کردن من کشیده بود خدا رو شکر اقدامی نکردم و گر نه تو بد دردسری می افتادم البته داستانش طولانی هست
    درسته که بذاریش کنار خوب بذارش کنار.
    من گذاشتمش کنار و اصلا هم پیگیرش نیستم روانپزشکم میگفت تو در این سالهای عاشقیت یه غل و زنجیر به دو گردن و پاهات زدی و الان نمی تونی بازش کنی هر چه قدر هم تلاش کنی بدتر خودت رو زخمی میکنی بهتره یه چیز دیگه این غل و زنجیر رو باز کنه منم گفتم مثلا چی اونم گفت یه عشق تازه یه اتفاق عاطفی یه درگیری جدید
    که متاسفانه هیچ خبری ازشون نمیشه
    واسه تنهایی. کلی کار هست. حیوون. کمک به ادما مثلا خیریه ها گروه ها و نهادها. کارای جدید یاد گرفتن. تکمیل کردن کارهای قدیمی کتاب خوندن فیلم دیدن یه مهارت جدید یه زبان جدید و
    بیشتر حس تنهایی من شب هاست زمانی که همه میرن خونه هاشون من ساعت 10 صبح میرم مغازه تا ساعت 2 تو مغازه ام بعد میرم ساندویچی و یا یه غذا خوری تا ساعت 4 ساعت 4.30 دوباره میرم مغازه تا ساعت 8 ساعت 8 مغازه رو می بندم و میام خونه . از ساعت 10 صبح تا 8 شب سرم مشغوله هیچ افکار مزاحمی هم نیست البته اگه اتفاق خاصی نیفته
    اما از ساعت 8 شب تا 4 صبح کابوس زندگیم شروع میشه هی افکار گوناگون سراغم میان اخه روانپزشکم بهم گفت فیلم های عاشقانه و رمانتیک نبینم کتاب های رمانتیک و عاشقانه نخونم
    کلا از هر چیز عاشقانه دور باشم و یا کارهایی که باعث میشه دختر مورد علاقه ام یادم بیاد انجام ندم
    اما بدبختی من اینجاست چون من تو سال های عاشقیم خدا و مذهب و زیارات و دعا رو هم قاطی عشقم کرده بودم به محض انجام دادن هر عمل مذهبی همچون نماز و یا زیارت خاطرات دختر مورد علاقه ام زنده میشه
    شب ها نه میتونم سریال ببینم نه میتونم ذکر بگم نه میتونم کتاب بخونم میشینم با لپ تابم حرف میزنم چون لپ تابم هم حرف نمیزنه حالم بدتر میشه
    روانپزشکم تو اولین جلسه بعد از شنیدن حرفام چند قلم دارو برام نوشت گفت برو اینا رو مصرف کن بعد یه ماه دوباره بیا من 13 روز از این دارو ها استفاده کردم روز چهاردهم احساس کردم داره قلبم می ایسته نمی دونم چی شد اما سر از بیمارستان در اوردم دکتره تو بیمارستان بهم گفت هر نوع دارویی رو که مصرف میکنی قطع کن

    - - - Updated - - -

    همانطور که مدیر گفتند شما دچار تعارضهایی در عقاید هستید و ریشه اصلی مشکلاتتان همین است و اینجا هم کارشناس مذهبی ندارد و اگر کارشناسان دینی گفته اند به روانشناس مراجعه کنید ، نیاز هست به کارشناس دینی که روانشناس هست مراجعه کنید مثل آقای شهاب مرادی که اگر سرچ کنید در اینترنت سایت ایشان را خواهید یافت .
    سلام
    از راهنمایی هاتون ممنونم و از زمانی که برام گذاشتین بی نهایت سپاسگذارم،من قبلا به کارشناس مذهبی که روانشناس هست مراجعه کردم و خود این عزیزان هم فرموده اند که من مشکل مذهبی و اعتقادی ندارم یکی از این عزیزان بهم پیشنهاد داد که من همه باورهام و عقاید مذهبیم رو در یک کاغذ بنویسم و بهشون بدم من هم این کا ر و انجام دادم و این عزیز در جواب بهم گفتند که همه باورهای مذهبی شما صحیح و معقول هست
    من با شماره 09640 قسمت مشاوره تلفنی صحبت کردم و مشاورین محترم پیشنهاد دادند که به یک روانپزشک و یا روانشناس مراجعه کنم و من هم پیش یک روانشناس رفتم و ایشون پیشنهاد دادند به یک روانپزشک مراجعه کنم و من هم به روانپزشک مراجعه کردم که با دارو درمان بشم که متاسفانه حالم چندین برابر بدتر از قبل شد و سر از بیمارستان در اوردم.
    وقتی می گویید نمیشه به معنی نمی توانید تغییر کنید یعنی اینکه نمی خواهید بشه.
    نه به خدا خیلی دوست دارم بشه و خودم هم از صمیم قلبم دوست دارم این اتفاق برام بیفته
    مشاوره
    حضوری بروید نزد
    روانشناس بالینی
    از راه مجازی نتیجه نمی گیرید
    من میلیون ها تومان صرف روانشناسان و روانپزشکان کردم حضوری رفتم ،تلفنی هم صحبت کردم اما هیچ کمکی بهم نکردند برای 15 دقیقه مشاوره 60 هزار تومن پول میدادم برای نیم ساعت 120 هزار تومن در هر هفته سه جلسه باید میرفتم پیش مشاور اونم نه تو شهر خودمون بلکه تو یه شهر دیگه یعنی سه جلسه مشاوره 360 هزار تومن برام هزینه داشت با هزینه پول بنزین و حتل سر جمع میشد 800 هزار تومن یعنی در هر هفته 800 هزار تومن از داراییم رو از دست میدادم حالا به نظر خودتون کسی که توی یه هفته 800 هزار تومن پول خرج میکرد دوست نداشت که درمان بشه دوست نداشت که حالش خوب بشه ؟؟
    به هر حال ممنوم از رهنمود هاتون
    مرگ مادر مهربانی است که بچه خود را پس از یک روز طوفانی در اغوش کشیده نوازش می کند و می خواباند.

  6. کاربر روبرو از پست مفید Dreams end تشکرکرده است .

    meinoush (پنجشنبه 28 اسفند 93)

  7. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    121
    Array
    دوست عزیز


    کار نشد نداره.


    من خ دقیق نخوندم پستها رو


    فقط این رو متوجه شدم شما 8 ساااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااال تمام سرمایه گداری احساسی کردی اونم با تمام وجود. از یک "انسان " که بحکم انسان بودنش"ناتوان هست "بتی " ساختی که بقول مرحوم خسر و شکیبایی:

    از انسانها خدا نسازید که تبدیل می شوند بخدایی که خدایی بلد نیستند و شما هم بنده ای می شوید که بندگی بلد نیستید.


    دوست عزیز من شما با "وصال" هم بمشکل بر می خوردید. چون این شخص خ خ "متفاوت" از اون شخصی هست که در "تخیلات" خود ان را ساخته اید


    مشکل شما ازدواج و رفتن عشقتان نبوده. ( منکر دردش نیستم)

    مشکل شما در دووووووووووووووووست داشتن دیگران انهم به مراتب بیشتر از خودت هست. نزدییییییییییییییییییک شدن به دیگران در حالیکه فراموش میکنی لحظه لحظه در حال دوووووووووووووووور شدن از خودت هستی.


    تخیل ورزی شما و فکر کردن همیشگی شما به این خانم مشکل شما شده. شدیدا دچار بزرگنمایی در مورد این خانم هستی.


    مشکل دیگر شما "تنهایی بیش از حد شماست" مطمینا در توان یک همسر نیست که جای مادر پدر خواهر و همه دوستان شما رو بگیرد. شما هم نباید این انتظار را داشته باشی. این نوع تفکر نوعی گول زدن خود هست. اصلا خ از خانمها اگر در شرایطی باشند که طرفشون خ خ خ دوسشون بداره اذیت می شوند. هر چیزی نباید از حد اعتدالش خارج بشه

    من جای شما بودم قسمتی از روزم رو با ادمهایی که دوست دارم که می تونن دوستان باشگاه ورزشی یا کلاسهای هنری ام باشند و یا کلاسهای علمی و ...صرف می کردم. در کنارش قطعا شما فرصت اشنا شدن با دختران رو هم پیدا میکنین و کمتر به اون صنمتون فکر خواهین کرد.

    و این نکته رو هم مدنظر داشته باشین شما خودتان رو دارین با چه قیمتی می فروشین؟ ارزش شما در چیست؟


    پ.ن : اگر واقعا می خواهی خوب شوی باید خ زحمت بکشین و حالا حالاها خسته نشوین اصلا هشت سال زمان کمی نیست. اصلاااااا

    در ضمن یک نکته رو هم عرض کنم که سلامتی بسیار متاثر از سبک زندگی ادم هست. مواظب خودتون باشین.

    و نکته دیگه اینکه: بنظر شما چند تا دختر حاضر هستند با کسی زندگی کنند که نمی تواند حتی خودش را خوشبخت کند و شاد زندگی کند. شما خودت حاضر هستی با چنین دختری زندگی کنی؟ برای خوشبخت کردن کسی اول باید خودت شاد و خوشبخت باشی. روحیه لازم رو داشته باشی. دوست من تنهایی فقط شامل حال شما نمی شه. فقط شما در طول تاریخ عشقت رو از دست ندادی. پس بنظر من واقعا دستت رو روی زانوانت بگذار و پاشو.

    نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
    "کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".
    فریدریش هایلر، نیایش، ص 331

    ویرایش توسط مهرااد : پنجشنبه 28 اسفند 93 در ساعت 14:59

  8. 2 کاربر از پست مفید مهرااد تشکرکرده اند .

    Dreams end (پنجشنبه 28 اسفند 93), meinoush (پنجشنبه 28 اسفند 93)

  9. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 فروردین 94 [ 15:52]
    تاریخ عضویت
    1392-11-30
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    170
    امتیاز
    2,310
    سطح
    29
    Points: 2,310, Level: 29
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    247

    تشکرشده 112 در 69 پست

    Rep Power
    30
    Array
    چون این شخص خ خ "متفاوت" از اون شخصی هست که در "تخیلات" خود ان را ساخته اید
    من توی تخیلاتم هیچ چیزی از دختر مورد علاقه ام نساختم ، نه توی تخیلاتم باهاش زندگی کردم و نه رویا پردازی عاشقانه و رمانتیک داشتم
    من در این سال های دل سپردگیم حتی یک بار هم توی ذهنم و توی تخیلاتم خودم رو با دختر مورد علاقه ام تصور نکردم ، هیچ زندگی ازش تو ذهنم نساختم

    از انسانها خدا نسازید که تبدیل می شوند بخدایی که خدایی بلد نیستند و شما هم بنده ای می شوید که بندگی بلد نیستید.
    من از دختره خدا نساختم من دختره رو پرستش نمیکردم بنده اون نبودم من اسیر حس عاشقی بودم حسی به نام دوست داشتن ، خود دختره مهم نبود فقط احساسم برام ارزش داشت حس محبتی که به یک نفر دیگه داشتم
    بعضی از حرف ها رو نمیشه زد نمیشه گفت چون درک نمیکنند

    کار نشد نداره.
    من نمیگم نمیشه چون اگه چنین عقیده ای داشتم الکی تو این سایت پست ارسال نمیکردم ، من با غل و زنجیر حس عاشقی خودم رو بستم الان میخوام بازش کنم اما نمیتونم
    دختر مورد علاقه ام ازدواج کرد رفت اون یکی دیگه رو انتخاب کرد چون حق انتخاب داشت اون قصه تموم شد اما من هنوز گرفتار احساس عاشقیم این حس باعث ازارم میشه چون جایگزینی براش نیست. چرا نیست؟چون من با این عقل و تجربه ای که دارم نمیتونم یه جایگزین براش پیدا کنم
    تخیل ورزی شما و فکر کردن همیشگی شما به این خانم مشکل شما شده. شدیدا دچار بزرگنمایی در مورد این خانم هستی.
    من هیچ مشکلی با تخیلاتم ندارم و هیچ وقت به این دختره فکر نمیکنم و اون رو واسه خودم بزرگ نمی بینم
    مثل کسی هستم که شمشیر خورده و داره درد میکشه مشکل کسی که بهم شمشیر زده نیست مشکل دردی هست که شمشیر روم جا گذاشته و جاش داره درد میکنه
    درد و شکنجه از کسی که شمشیر رو زده نیست چون اون رفته مشکل فقط خود درد و زخم هست
    کابوس زمانی شروع میشه که هر کاری میکنی جای زخم بهبود پیدا نمیکنه و گاهی هم کسی که این درد رو تو وجودت گذاشته رو می بینی و این بدترش میکنه
    مشکل دعا و زیارت و خدا و معصومین نیست خدا و امامان و زیارت و دعا همشون مرحم هر درد بی درمانی هستند مشکل اینه که هر چه قدر دنبال مرحم میروی دردت بهبود پیدا نمیکند
    همه ما تو فصل زمستون با اینکه سرماست بیرون میریم و به کارامون میرسیم اما یه ادم سرما خورده که تمام تنش میلرزه و درد داره نمیتونه زیاد تو سرما دوام بیاره
    اینجا هم مشکل فصل زمستان و یا خود سرما نیست بلکه مشکل دردیست که سرما باعث ان شده
    مرگ مادر مهربانی است که بچه خود را پس از یک روز طوفانی در اغوش کشیده نوازش می کند و می خواباند.

  10. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 تیر 96 [ 08:10]
    تاریخ عضویت
    1393-6-06
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    5,221
    سطح
    46
    Points: 5,221, Level: 46
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    149

    تشکرشده 449 در 170 پست

    Rep Power
    51
    Array
    میشه یه ذره راجع به نوع دوست داشتنت صحبت کنی؟
    وقتی هیچ اید ه ای از این دختر و بودن باهاش نداری و هیچ رویا پردازی نمیکنی پس نوع دوست داشتنت چیه؟به چی فک میکنی که باعث میشه اذیت شی؟همین؟فقط فک میکنی دوسش داری و دوسش داری بعد اذیت میشی؟
    قبول کن حرفهات یه جوریه.هیچ وقت بهش فک نمیکنی و فقط دوست داشتنش و رفتنش یه زخمی گذاشته که اذیتت میکنه؟
    ما هم کسیو دوست داشتیم و رفته.دوست داشتن به تنهایی زخمی نمیذاره بلکه خاطرات و رویا پردازی از اون خاطرات و ساخت یه زندگی تخیلی که در اون یکی و دوس داری و همه چی گل و بلبله و همش خوبی و ابراز عشق و ...باعث آزار آدم میشه که البته بعد از مدتی کمرنگ میشه.
    شما اولن که به هیچوجه تنها نمون که انگار تخیلاتت به شدت قویه و دومن اجازه بده یه دختر بیاد تو زندگیت به مرور خودت میفهمی سر چه چیزای الکی برا خودت داستان ساختی و یواش یواش عاشق میشی.

  11. کاربر روبرو از پست مفید Mr DaNi تشکرکرده است .

    Dreams end (جمعه 29 اسفند 93)

  12. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 فروردین 94 [ 15:52]
    تاریخ عضویت
    1392-11-30
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    170
    امتیاز
    2,310
    سطح
    29
    Points: 2,310, Level: 29
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    247

    تشکرشده 112 در 69 پست

    Rep Power
    30
    Array
    وقتی هیچ اید ه ای از این دختر و بودن باهاش نداری و هیچ رویا پردازی نمیکنی پس نوع دوست داشتنت چیه؟
    نمی دونم عشق من از چه نوعی هست و هیچ وقت هم دلیل قانع کننده ای براش پیدا نکردم فقط میدونم از ته قلبم دوستش داشتم
    به چی فک میکنی که باعث میشه اذیت شی؟همین؟فقط فک میکنی دوسش داری و دوسش داری بعد اذیت میشی؟
    چیزی که باعث اذیتم میشه کارهایی ست که در گذشته برای رسیدن به دختره انجام دادم و هیچ ثمری نداشت
    من در نوجوانی عاشق شدم و مسیر زندگیم رو به طرف همون چیزی که میخواستم تغیر دادم همه زندگیم و همه لحظه هام رو وقف رسیدن به دختره کردم
    وصال و رسیدن به دختره تنها هدفم بود هدفی که برام خیلی با ارزش بود هدفی که براش خیلی زحمت کشیدم به خاطرش خیلی دویدم به خاطرش خیلی تحقیر شدم به خاطرش خیلی مسخره شدم به خاطرش خیلی دعا کردم
    منتظر بودم اوضاع رو به راه شه تا برم جلو هیچ وقت فکرش رو هم نمیکردم دختره به این زودی ازدواج کنه غافلگیر شدم همه چی سریع اتفاق افتاد نفهمیدم چی شد که این طوری شد
    نتونستم اقدام کنم نتونستم ابراز کنم نتونستم بهش بگم چقدر دوستش دارم ، اونم هیچ وقت نفهمید که من چقدر برای به دست اوردنش زحمت کشیدم
    یکی دیگه همه ارزوها و دلخوشی هام ازم ربود بدون اینکه هیچ زحمتی براش کشیده باشه بدون اینکه حتی یه ذره هم براش انتظار کشیده باشه بدون اینکه حتی یه لحظه هم براش دعا کرده باشه
    منه اشغال یک دهه از زندگیم رو خیلی راحت از دست دادم بدون اینکه خیر و سودی برام داشته باشه
    من بد جور شکستم تمام تلاش و درد هایی که کشیدم نه برای خدا با ارزش بود و نه مزدی پیش خدا داشت و نه دختره فهمید که یکی به خاطرش چقدر زحمت کشیده
    این افکار ازارم میدن
    اجازه بده یه دختر بیاد تو زندگیت به مرور خودت میفهمی سر چه چیزای الکی برا خودت داستان ساختی و یواش یواش عاشق میشی.
    این جمله تون با چیزی که روان پزشکا میگن در تضاد هست ، اونا یه چیز دیگه رو میگن ، میگن تا حس عشق و دوست داشتن سراغت نیموده با کسی ازدواج نکن چون دختره بدبخت میشه و خودت نابود
    مرگ مادر مهربانی است که بچه خود را پس از یک روز طوفانی در اغوش کشیده نوازش می کند و می خواباند.

  13. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 تیر 96 [ 08:10]
    تاریخ عضویت
    1393-6-06
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    5,221
    سطح
    46
    Points: 5,221, Level: 46
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    149

    تشکرشده 449 در 170 پست

    Rep Power
    51
    Array
    پس خاطراته دیگه.خاطراتتتتتتت.همه هدفهات به سمت این مسیر و همه کارات به همین مسیر خوب هممون همینیم.بنده هم ۶ سال شایدم بیشتر.به نظرم زیاد داری بهش فک میکنی اونم به خاطر تنهاییته.موندم به خدا چجوری یه نفر از دور میتونه عاشق بشه.اصلا نمیفهمم.
    در تضاد نیست دوست من.شما انگار عادت کردی از دور عاشق شی.یه درصدی ظاهره و یه درصدی اخلاق و رفتارو نجابت و...شما با مرحله اول عاشق شدی و بقیش تو افکارت شکل گرفته.
    من نمیگم که عاشق نشدی ازدواج کن.میگم بزار یکی که ظاهرشو میپسندی بیاد تو زندگیت و مراحل شناختو طی کن اگه خواستی که ازدواج کن و اگه به درد هم نخوردید خداحافظ.خواستگاری و شناختو برا همین گذاشتن.
    از این تفکرات بیا بیرون.با این افکار در آینده به خودت و عشقت آسیب میرسونی.

  14. کاربر روبرو از پست مفید Mr DaNi تشکرکرده است .

    Dreams end (شنبه 01 فروردین 94)

  15. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 14 فروردین 94 [ 12:13]
    تاریخ عضویت
    1394-1-13
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    20
    سطح
    1
    Points: 20, Level: 1
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 3.0%
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    سلام منم خيلي احساسي هستم ولي بدونيد خيلي بده خودمن كلي دچار مشكل شدم چون مردم زياد احساسو نميفهمن بايد كنترلش كنيد و فكرتونو به خدا گرايش بدين


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. کمک کنید کامل خودمو عوض کنم و تیپم و رویه ام عوض کنم
    توسط مینای سخن گو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 شهریور 94, 07:57
  2. دعوای مادر شوهر - چطور با مادر شوهرم کنار بیایم (دخالت های مادر شوهر)
    توسط عسلک در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: جمعه 29 دی 91, 23:48
  3. دعواهای همیشگی وحل نشدنی
    توسط ghamar در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آبان 91, 00:32
  4. عواملی که موجب پایان یک رابطه می شوند
    توسط keyvan در انجمن سایر مقالات ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 10 شهریور 91, 23:56
  5. نامزدم عوض شده !
    توسط melisaa در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: پنجشنبه 19 آبان 90, 13:31

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.